معاونت بهداشت

آيا ازدواج ها بر اساس آگاهي و علم است يا ...

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها

بازگشت

 
 

آيا ازدواج ها بر اساس آگاهي و علم است يا ...

 
 

نظرات آيت ا... نکو نام در مورد ازدواج

در منطق اسلامي ، نه زهد جنسي و نه حرص جنسي جايي ندارد. پرسش اين است که با توجه به اين امر اسلام چه برنامه اي براي تحقق اهداف خود ارايه کرده است؟

اسلام در واقع يک دين ارشادي است و واقع گرا و نه تأسيسي و خود محور.

ارشادي است چون با طبيعت هماهنگ است و تأسيسي نيست يعني اين که مسايلي را بيهوده ابداع نمي کند و به جامعه ارتباط نمي دهد البته وقتي مي گوييم ارشادي است و نه تأسيسي .لازم است اين را بيان کنيم ممکن است در جامعه مواردي از کجي و ناراستي وجود داشته باشد. اسلام به اين مسائل هم
مي پردازد؛ ولي با تمايلات طبيعي انسان مقابله نمي کند مثل اين که معاملات را مي پذپرد ولي ربا را خير. و موارد ديگري از اين دست که اسلام ملاحظاتي پيرامون آنها دارد بنابراين اسلام با کاميابي موافق است، اما با زهد جنسي يا با تفريط در کاميابي موافقي ندارد طبع انسان مايل است که گرايش هايي داشته باشد ولي حرص هم در اسلام نيست و اسلام با زياده روي در اين مسايل مخالف است؛ چون زياده روي معصيت به شمار مي رود. اين است که اسلام در قالب مختلف به اين موضوع توجه کرده و با کاميابي مشروع مخالفتي نداشته است.

پيامبر (ص) فرمودند: من از دنياي شما سه چيز را برگزيدم :

النساء (اول از زن صحبت مي کند)

الطيب (چونبوي خوش، خوش خوبي و روحيه خوب هم مي آورد)

و قره عيني في الصلوه (يعني مي خواهم نفس را براي عروج آماده کنم)

بنابراين کاميابي در اسلام زمينه منفي ندارد و امري مثبت است.

آيا قبول داريد که تحولاتي نظير افزايش سن ازدواج، تغيير الگوي مصرف و افزايش مطالبات و تغيير الگوي مشارکت اجتماعي و اقتصادي زنان، نيازمند طراحي مدلي جديد براي پاسخگويي به نيازهاي جنسي با شرع است؟

در پاسخ به اين سوال بايد گفت، همان طور که جامعه متحول مي شود گزاره ها هم بايد متحول شوند يک جامعه ابتدايي با يک جامعه علمي متفاوت است. در يک جامعه ابتدايي يک دختر تازه بالغ 12 – 13 ساله با يک پسر نوبالغ 15 – 16 ساله ازدواج مي کند؛

اما در جامعه امروزي يک جوان شايد تا 25 سالگي هم نتواند به سراغ زندگي مشترک برود از اين طرف طبيعت و شهوت و جواني هم هست و اينها امور وجداني، طبيعي و واقعي هستند و نه خيالي، برخي از کشورها با کنارگذاشتن آموزه هاي دين در اين مورد سعي کرده اند با دادن آزادي نامحدود، مشکلات خود را رفع کنند؛ ولي ما که عفاف و طهارت را جزيي از دين مي دانيم و مي گوييم با اهل علم باشيم، براي حل مشکل خود لازم است که طرحي نو داشته باشيم. الان فاصله ازدواج تا بلوغ بيش از ده سال است. ما به کساني که با اين موضوع درگير هستند نــه مي توانيم بگوييم رياضت بکشيد و نه مي توانيم بگوييم تحصيل نکنيد و نه مي توانيم بگوييم معصيت نکنيد. ما براي حل مسئله نيازمند طرحي جامع و دقيق هستيم ما با اين همه امکانات و با اين همه هزينه هاي کلان بودجه مناسبي به جوان ها اختصاص نداده ايم. بودجه در جاهاي مختلف مصرف مي شود؛ ولي کسي براي جوان ارزش قايل نيست و به مشکلات آنها توجهي ندارد کشور ما کشوري جوان است شايد لازم است که با توجه به اين جمعيت جوان و با توجه به مشکلاتي که ما داريم يک وزارتخانه ويژه جوانان تأسيس شود و ما مي توانيم خانه هاي کوچک زياد بسازيم و بگوييم کساني که ازدواج مي کنند در اين خانه هاي 40 يا 50 متري و کساني که بچه دار مي شوند در خانه هاي 60 – 70 متري زندگي کنند و ضمن تحصيل صاحب خانواده هم باشند يک جوان از کجـــا مي تواند خانه تهيه کند و چگونه مي تواند تشکيل زندگي دهد پس ما بايد طرحهاي وسيعي داشته باشيم و وقتي بچه اي به دنيا مي آيد به فکر بلوغ او باشيم تا در کنار تحصيل و يا کارآموزي عفاف هم داشته باشد

پدر و مادري که روزه نمي گيرند نمي توانند به فرزندان خود بگويند روزه بگيريد کارهايي که ما انجام مي دهيم و امر و نهي هاي ما ساختار علمي ندارد چون ما زمينه عفاف را فراهم نکرده ايم بنابراين اگر جامعه ما مي خواهد جامعه اي علمي باشد قهراً بايد تحصيل داشته باشد و اين تحصيل نمي تواند در بستري گناه آلود انجام شود.

در واقع ما بايد اين تحولات اجتماعي را بررسي کنيم و پا به پاي اين تحولات پيش برويم و با طرح هاي جديد به مطالبات وجداني آنها پاسخ بدهيم.

حال آن که جامعه بايد بر اين کار آگاهي علمي پيدا کند. در انتخاب همسر بيشتر جهات ظاهري مدنظر قرار مي گيرد و نه جهات واقعي فرزندان ما ازدواج مي کنند ولي پس از مدتي به دعوا، مشاجره و جدايي مي انجامد.

همانطور که ما وقتي مي خواهيم خودرويي بخريم بايد پيشاپيش آموزش ديده باشيم و گواهي نامه گرفته باشيم؛ ولي براي تشکيل خانواده ما هيچ آموزشي نمي بينيم.

حقيقت اين است که جامعه ما از اين نظر جامعه عقب مانده است؛

چون ما هيچ آموزشي در اين زمينه نمي بينيم و يک باره وارد درياي متلاطم زندگي مي شويم مهارت هايي هم که کسب مي کنيم، تجربي است. تنها کارجدي که براي ازدواج صورت مي گيرد اين است که فرد برود آزمايش اعتياد و بيماري بدهد و يا اخيراً مشاوره هايي هم داده مي شود ولي اينها براي تشکيل زندگي زناشويي در حد صفر است زندگي يک علم است مثل فيزيک، شيمي، منطق، فقه و... امروز دانشمندان ما در امر زندگي ناتوان هستند، چون علم هاي ديگر را آموخته اند ولي چيزي از علم زندگي نمي دانند.

پيش از اين قبـــول نداشتند که مديريت يک علم است و بـــه همين دليل مشکلات زيادي هم به وجود مي آمد؛ اما حالا پذيرفته اند که مديريت داراي ضوابط و قواعد خاص خودش است و همين طور ما بايد بپذيريم که زندگي هم يک علم است با علوم ديگر نمي شود زندگي را اداره کرد. بايد علم زندگي را به افراد جامعه بياموزيم تا در تشکيل زندگي مشکلي پيدا نکنند مي توان گفت که اکنون بيش از بسياري از خانواده هاي ما مشکل دارند همسران از يکديگر ناراضي اند و آنها از فرزندان و فرزندان از آنها چون چنين علمي در جامعه ما وجود ندارد ما بايد علم زندگي را تأسيس کنيم کسي که مي خواهد ازدواج کند بايد آموزش ببيند، امتحان بدهد و پس از قبول تشکيل خانواده دهد.

آيا مي توان گفت که اسلام به تربيت جنسي توجه داشته است و دستورات خاصي در اين باره دارد؟

بله در اين موارد تا بخواهيد روايت وجود دارد، آنها درباره جزيي ترين مسائل، چون زندگي تا سلامت نداشته باشد به قيامت نمي رسد. در اسلام فراوان روايات داريم که به همه چيز پرداخته اند.

و اسلام براي عفاف به ما آموزش داده است مي بينيم که امامان معصوم خيلي ريز و جزيي به طرح و بيان مسايل گوناگون پرداخته اند ؛ آن هم با آن موقعيت و عظمتي که آن بزرگان داشتند.

ما براي رفع مشکلات فراوان جنسي در جامعه نيازمند آموزش از سطح ابتدايي تا دانشگاه و حوزه هستيم و تا آموزش داده نشود اين مشکلات هم وجود خواهند داشت. اين نکته را با توجه به همين رواياتي که در اختيار داريم مي توانيم اثبات کنيم.

در پايان مي توانم بگويم که اسلام با کاميابي مخالف نيست و براي رفع مشکلات نيازمند طرح هاي علمي هستيم و هيچ منعي در آموزش نيست ولي با بستر سازي علمي اين کار بايد صورت بگيريد ناآگاهي ما نسبت به مسايل باعث خواهد شد که مشکلات ما بيشتر شوند.