معاونت بهداشت

بهار و گلستان انديشه ها

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها

بازگشت

 
 

بهار و گلستان انديشه ها

 
 

اي برادر تو همه انديشه اي

مابقي خود استخوان و ريشه اي

گر گل است انديشه ات تو گلشني

ور بود خاري همه تو گلخني

بهار فصل شكفتن و زيبايي هاي واقعي است. اگر به اطرافتان با دقت نگاه كنيد مي بينيد كه درختان، گياهان، پرندگان، حيوانات، بچه ها و ... همه سرشار از زيبايي و شادابي واقعي هستند، ولي ما بزرگترها، عادت كرده ايم كه جريانات و رويدادهاي زندگي را از دو جنبه نگاه كنيم و با آنها دو نوع رابطه داشته باشيم:

1- ديد واقعي (آنچه واقعاً هست)

2- ديد ذهني (تعبير و تفسيرهاي ذهني از يك واقعيت)

در ديد واقعي ما مي بينيم كه ديگران به شكل خاصي راه مي روند، صحبت مي كنند، لباس مي پوشند، غذا
مي خورند، در اين ديد ما به حركات مردم آنچه واقعاً به چشم ديده مي شود نظر داريم و با آن بدون هيچگونه تعبير و تفسيري رابطه برقرار مي كنيم، ولي در ديد ذهني علاوه بر آن از جنبه ديگري هم نگاه مي كنيم كه مربوط به فقط راه رفتن، غذاخوردن، كاركردن و لباس پوشيدن افراد نيست بلكه تعبير و تفسيري است كه ذهن از اعمال ديگران ساخته است؛ به عنوان مثال پنداري كه ذهن ساخته و پرداخته اين است كه اين طرز راه رفتن متواضعانه است يا مبتكرانه، اين نوع غذاخوردن فقيرانه است يا شاهانه و... متأسفانه با تمام جريانات زندگي به همين شكل عمل مي كنيم، مثلاً همسر شما غذا تهيه نكرده است و شما هم احساس گرسنگي مي كنيد، گرسنگي شما يك واقعيت است ولي شما در تهيه نكردن غذا جنبه ها و معناهاي ديگري هم مي بينيد كه واقعيت ندارند و آن مربوط به تعبير ذهن شماست، مثلاً فكر مي كنيد كه همسرتان نسبت به شما بي اعتنايي كرده است، شما را دوست ندارد و... اگر زندگيمان را مرور كنيم، ملاحظه مي كنيم كه بيشتر فعاليت ذهني ما از نوع ديد ذهني (تعبير و تفسير ) است تا ديد واقعي، براي همين است كه از ديدن خيلي چيزهاي واقعي كه در اطرافمان هست لذت نمي بريم و در ارتباط با مردم شادمان نيستيم، از بودن با همسر و فرزندان و از كارمان لذت نمي بريم زيرا نتيجه ديد ذهني به جريانات زندگي آن است كه همواره در گذشته يا آينده زندگي كنيم و زندگي در حال را (امروز) كه تنها واقعيت است از دست بدهيم، زيرا مولا علي (ع) مي فرمايد دنيا 3 روز است.

-ديروز هر چه بود گذشت و برنمي گردد.

-فردا كه معلوم نيست بيايد

پس امروز را غنيمت بدانيد.

يا سعدي اين شاعر زندگي و زيبابين به تبعيت از مولايش مي فرمايد:

سعديا دي رفت و فردا همچنان معلوم نيست

در ميان اين و آن فرصت شمار امروز را

بايد واقعاً باور كنيم كه گذشته ها گذشته و از آن جز تصاويري در انبار حافظه ذهن (عمدتاً تصوير، تفسير، تعبير، وابستگي، منيّت) چيز ديگري باقي نمانده است و آينده هم كه نيامده و جز براي برنامه ريزي براي آن كار ديگري نمي توان انجام داد، پس آنچه واقعيت دارد زمان حال يعني همين لحظه اي است كه شما مشغول مطالعه اين سطور هستيد بعد از خواندن به اطرافتان خوب نگاه كنيد و خواهيد ديد كه همه چيز زيباست و بعد تصميم بگيريد تا شاد، خوشحال، خوشبين، سرحال، سرزنده، پرتلاش ، خوش فكر ، خلاق و خوش رفتار باشيد؛ شايد سؤال كنيد چگونه با اين همه مشكلات در زندگي مي توانيم اينگونه باشيم، در پاسخ بايد گفت
مي توان شاد زندگي كرد به شرطي كه تصميم بگيريد كه واقعاً مي خواهيد زندگي كنيد زيرا همه ما فقط يك بار فرصت زندگي در اين جهان را داريم در آن صورت در برخورد با غمبارترين مشكلات زندگي مثل از دست دادن عزيزتان هم
مي توانيد زندگي خوب داشته باشيد به شرط آن كه به خاطرات خوشي كه با او داشته ايد، فكر كنيد و از فكركردن، خاطرات تلخ كه جز افسردگي پيامدي ندارد خودداري كنيد؛ ولي متأسفانه در فرهنگ ما فكر كردن به چيزهاي تلخ، نداشته ها، نكات منفي و زشت گذشته و آينده بيشتر تأكيد مي شود تا به خوبيها، زيباييها، داشته ها و بخصوص به «حالا» و همه مي گويند « براي آينده صرفه جويي كنيد» ، «به فكر فردا و آينده خودتان باشيد» با فكر به زمان پيريتان نقشه بكشيد» ما مدام در شرايطي هستيم كه زمان حال را فداي آينده مي كنيم با اين طرز تفكر نه تنها از شادماني هاي حال دوري
مي جوييم بلكه براي هميشه از احساس نشاط و شادي خودداري مي نماييم. وقتي زمان آينده به زمان حال تبديل مي شود و ما دوباره بايد آن را براي تدارك آينده به كار ببريم، چنين انساني همواره از خودش ناراضي است، در خانه خودش ناخوش است. بنابراين مجبور است مدام به طريقي از اين ناخوشي فرار كند و هميشه به دنبال كسب مدرك، مقام، قدرت، پول، ماشين ، آبرو... مي رود كه همه اينها هم براي او حكم داروي مسكن را دارند بي آن كه دردش را درمان كنند، به طوري كه تمام زندگي او تلاش و جستجو براي اين مسكن هاست. متوجه مي شويم مشكل زندگي ما به نوع نگاه و انديشه ما به واقعيت هاي اطرافمان است اگر به همه چيز بر اساس آنچه واقعيت در حال دارد نگاه كنيم به راحتي با همه چيز كنار مي آييم و از لحظه لحظه هاي زندگيمان لذت خواهيم برد و امروزمان بهتر از ديرروزمان خواهد شد.

اگر واقعاً مي خواهيم زندگي كنيم در اين بهار زيبا تصميم بگيريم تا انديشه ها را مثل گل ها زيبا بكنيم تا زندگيمان گلستان شود. در خاتمه بياييم با همديگر با خداي رحمان و رحيم نيايش كنيم كه:

خدايا، مرا وسيله اي براي صلح و آرامش قرار ده تا:

هر جا تنفر است بذر عشق بكارم

هر جا آزردگي است ببخشايم

هر جا شك است ايمان

هر جا يأس است اميد

هر جا تاريكي است روشنايي

هر جا غم است شادي بنشانم

الهي توفيقمان بده :

كه پيش از طلب همدردي، همدردي كنيم

پيش از آن كه مرا بفهمند، ديگران را درك كنيم

پيش از آن كه دوستم بدارند، دوست بداريم. آمين

موفق و پيروز باشيد

سال نو بر شما و خانواده ارجمندتان مبارك باد


 

 

 

دكتر غلامحسن خدايي