|
تصور کنید که در یک روز آفتابی گرم و فرح بخش رانندگی می کنید.همه شیشه ها و سقف خودرو باز هستند.چراغ راهنمایی قرمز می شود.خودروها در اطراف شما ترمز می کنند.کسی در خودروی کناری شما خم می شود و یک بسته زباله را از خودروی خود برمی دارد و ته مانده های ماهی،چیپس،جعبه سیگار،قوطی غذاهای مصرف شده را از شیشه به داخل خودروی شما پرتاب می کند.چه می کنید؟
فکر می کنم عصبانی می شوید.کیسه آشغال را برمی دارید و آن را به درون خودروی خودش می اندازید و با لحنی خشمگین به او می گویید:((چرا این کار را کردی؟))
ما هرگز دوست نداریم دیگران زباله هایشان را به درون خودروی ما بیندازند،اما به آنها اجازه می دهیم زباله های فکرشان را،افکار منفی ،آیه های یاس،ناامیدی ها،ترس و بیم هایشان را به ذهن ما سرازیر کنند.چرا؟
امیل کوئه با مثالی زیبا نحوه عملکرد تلقینات منفی و مثبت را بیان می کند.تصور کنید که بهداشت روانی ما مانند یک تابلوی نفیس و سنگین است که توسط چند میخ به دیواری نصب و ثابت شده است.اگر این میخ ها فرضا تلقینات منفی وپوسیده باشند تابلو وضعیتی ناپایدار پیدا می کند و احتمال دارد که پس از سقوط بر زمین نابود هم بشود یا اینکه شدیدا صدمه ببیند،در این شرایط،بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که به تدریج و یکی یکی میخ های فرسوده کج و ضعیف را خارج و به جای آنها میخ های سالم را که همان تلقینات سالم است جایگزین کنیم.
|