| گروه هاي تخصصي > گروه سلامت رواني اجتماعي واحد پیشگیری و سوءمصرف مواد < |
|
|
||
|
عوامل خطر موثر در سوءمصرف مواد |
||
|
|
||
|
|
| |
|
|
شواهدي وجود دارد كه رويكرد كاهش و تضعيف عوامل خطر، در امر پيشگيري بسيار موثر است. برنامههاي جامع و گسترده كاهش احتمال خطر بيماريهاي قلبي و ريوي ، توانستهاند در تشويق مردم به تغيير رفتارهاي خود در زمينههايي مانند رژيم غذايي، ورزش و مصرف سيگار موفق باشند. مطالعات نشان ميدهند كه تاكنون راهبردهاي پيشگيري به كار گرفته شده در جوامع گوناگون، هنگامي موفقتر بودهاند كه بر كاهش عوامل خطر شناخته شده در زمينه هاي مختلف زندگي، تاكيد داشتهاند. طي سي سال گذشته، پژوهشگران عوامل خطر مشخصي را در زمينه مصرف مواد مخدر، بزهكاري و مشكلات مربوط به آنها شناسايي كردهاند. اين عوامل در اصليترين نهادهاي اجتماعي يعني خانواده، مدرسه، گروه همسال و جامعه و حتي در خود فرد قرار دارد. هرقدر در جامعهاي تعداد عوامل خطر بيشتر باشد، احتمال سوءمصرف مواد مخدرنيز در آن جامعه بالاتر است و هر اندازه يك شخص با عوامل خطر بيشتري رودررو باشد، احتمال بيشتري وجود دارد كه به سوءمصرف مواد مخدرو الكل روي آورد.لذا چنانچه بتوانيم اين عوامل خطر را در زندگي نوجوانان كاهش دهيم يا با آنها مقابله كنيم، فرصت خوبي براي پيشگيري از سوءمصرف مواد مخدر خواهيم داشت.
عوامل خطرسوءمصرف مواد مخدر والكل در دو زمينه كلي شناسايي شدهاند: 1- در بافت اجتماعي يا محيطي كه افراد در آن پرورش مييابند، مانند اجتماعات و محلهها 2- در درون فرد و روابط او با خانواده، مدرسه و گروه همسال عوامل خطر سوءمصرف مواد مخدر در نوجوانان
عوامل خطر محيطي محروميت اقتصادي و اجتماعي دلبستگي اندك به محيط زندگي و آشفتگي اجتماعي نقل و انتقال و جابجايي قوانين و هنجارهاي حمايتگر مصرف مواد در دسترس بودن مواد عوامل خطر فردي سابقه اعتياد به مشروبات الكلي (الكليسم) در خانواده مديريت ضعيف در خانواده رفتارهاي ضداجتماعي و پرخاشگري در سنين پايين مصرف مواد مخدر توسط والدين و نگرش مثبت آنها به مصرف اين مواد شكست تحصيلي تعهد اندك به مدرسه احساس بيگانگي و سركشي رفتار ضد اجتماعي در اوايل دوره نوجواني دوستي و همراهي با همسالان مصرف كننده مواد مخدر نگرشهاي مثبت در باره مواد مخدر شروع مصرف مواد مخدر در سنين پايين
محروميت اقتصادي و اجتماعي:
اولين عامل خطر محيطي در زمينه سوءمصرف مواد مخدر است. احتمال روي آوردن به بزهكاري در كودكاني كه در محلههاي نامناسب و جرمخيز و با آيندهاي نامعلوم بزرگ ميشوند بيشتر است. كودكاني كه در محيطهاي محروم زندگي كردهاند و نيز در اوايل زندگي مشكلات رفتاري و مشكلات سازگاري داشتهاند، بيشتر احتمال دارد كه در آينده به مصرف مواد مخدر رويآورند.
يك عامل خطر جداگانه اما مرتبط با موضوع ، آشفتگي اجتماعي و دلبستگي و الفت اندك با محيط زندگي است . در اجتماعات يا بخشهايي از شهر كه افراد آن دلبستگي اندكي به محيط خود دارند و در مناطقي كه نهادهاي اجتماعي نيرومند به اندازه كافي وجود ندارند و نظارت بر مكانهاي عمومي ضعيف است ميزان جرايم بزرگسالان و جوانان و خريد و فروش مواد مخدر بالاتر است. نقل وانتقال و جابجايي:
حتي انتقال در مقاطع تحصيلي از لحاظ آماري با افزايش مشكلات رفتاري ارتباط دارد. بين تغيير مقطع تحصيلي كودكان از دوره دبستان به دوره راهنمايي يا دبيرستان با افزايش ميزان مصرف مواد مخدر و مشكلات رفتاري ديگر ارتباط معنيداري وجود دارد. به نظر ميرسد در مناطقي كه جابجايي در مدارس يا محل سكونت به ميزان زيادي ديده ميشود، خطر ابتلا به مصرف مواد مخدر محسوستر است اگر چه برخي از افراد به سرعت با افراد جديد پيوند و ارتباط برقرار ميكنند و اين اثرات منفي را خنثي ميكند اما همه آنها توانايي و مهارت انجام اين كار را ندارند.
قوانين و هنجارهاي اجتماعي و نگرشهايي كه يك اجتماع به آنها پايبند است در صورتي كه به نوعي حامي مصرف مواد مخدر باشد عامل خطر مهمي محسوب ميشود.يك نمونه از قواعد و هنجارهاي اجتماعي ، خطمشيها و قواعد انضباطي مدارس و محيطهاي كار است كه با ميزان مصرف مواد مخدر و الكل در آن مكانها ارتباط مستقيم دارد. هنگامي كه قوانين و معيارهاي اجتماعي به نفع مصرف مواد مخدر و الكل باشد يا حتي ابهام وجود داشته باشد، جوانان براي سوءمصرف مواد مخدر بيشتر در معرض خطر قرار ميگيرند.
در دسترس بودن مواد مخدر در محيط گسترده اجتماعي نيز در افزايش خطر مصرف مواد مخدر نقش مهمي دارد.طبق تحقيقات انجام شده در مدارسي كه كودكان فكر ميكنند مواد مخدر به راحتي در دسترس است با وجود كنترل ساير عوامل، سوءمصرف مواد مخدر بيشتر شده است. بخشي از عوامل خطر سوءمصرف مواد مخدر، در ويژگيهاي فردي كودك و روابط اوليه وي (با خانواده، مدرسه و گروه همسالان) شناسايي شدهاند. بسياري از اين عوامل، پيشبيني كننده احتمال بزهكاري در دوره نوجواني هم هستند. وقتي كودكان در خانوادههاي داراي« سابقه اعتياد به مشروبات الكلي » به دنيا ميآيند يا تربيت ميشوند، اين خطر كه آنها هم به مشكلات ناشي از مصرف الكل و مواد مخدر دچار شوند، افزايش مييابد. خطر اعتياد به مشروبات الكلي در كودكي كه از والدين الكلي به دنيا ميآيد، دو تا چهار برابر افزايش مييابد. ثابت شده است كه مديريت ضعيف در خانواده، خطر سوءمصرف مواد مخدر را در كودكان افزايش ميدهد، حال چه مشكل مصرف مواد مخدر در خانواده وجود داشته باشد و چه وجود نداشته باشد. فقدان انتظارات روشن و واضح والدين در مورد رفتارهاي كودكان، فقدان نظارت بر فرزندان و وجود تنبيهات خيلي شديد يا نامتناسب با خطاي كودك، از جمله مسائل مربوط به مديريت ضعيف در خانواده است كه ميتوانند مشكلات بسياري را براي كودكان بوجود آورند. پرخاشگري در سنين پايينيكي از عوامل خطر شناخته شده در پسران است. ثابت شده است آن دسته از پسراني كه در سال هاي پيش از دبستان تا سوم دبستان پرخاشگر بودهاند، در آينده در معرض خطر بيشتري براي سوءمصرف مواد مخدر هستند.اگر رفتار پرخاشگرانه يك پسر در سالهاي تحصيل در دبستان با خجالتي بودن شديد يا بيشفعالي همراه شود، خطر بروز اين قبيل مشكلات در سنين نوجواني، بالاتر هم ميرود. در كودكاني كه والدين آنها مواد مخدر مصرف ميكنند يا نسبت به مصرف مواد مخدر توسط فرزندانشان بيتفاوت هستند، احتمال سوءمصرف مواد در نوجواني بيشتر است. در صورتي كه والدين فرزندان خود را در روند مصرف مواد مخدر يا الكل درگيركنند (براي مثال از كودك بخواهند سيگار آنها را روشن كند) خطر ناشي از مصرف مواد توسط والدين و نگرشهاي مثبت آنها در مورد مواد مخدر افزايش مييابد. شكست تحصيليدر سالهاي آخر مقطع ابتدايي، خطر سوءمصرف مواد و بزهكاري را در آنها افزايش ميدهد. كودكان اگر چه به دلايل مختلفي مردود ميشوند، اما به نظر ميرسد كه تجربه شكست، احتمال خطر مشكلات رفتاري را درآنها افزايش ميدهد. تعهد اندك نسبت به مدرسهعامل خطري است كه اغلب با شكست تحصيلي همراه ميشود، زيرا كودك نميتواند نقش يك دانشآموز را نقشي كارآمد و پايدار ببيند. كودكاني كه احساس بيگانگي دارند يا سركش هستند درارتباط با سوءمصرف مواد در معرض خطر بيشتري قرار دارند. اين كودكان ممكن است خود را جزئي از جامعه ندانند و نتوانند خود را با قواعد آن سازگار كنند. رفتار ضداجتماعي در اوايل دوره نوجواني،عامل خطري محسوب ميشود كه در برگيرنده بدرفتاري در مدرسه، فرار از مدرسه، درگيري با بچههاي ديگر و ارتكاب رفتار بزهكارانه است. كودكاني كه به اينگونه رفتارها ميپردازند، بيشتر در معرض سوءمصرف مواد مخدر قرار دارند كودكاني كه با همسالان مصرف كننده مواد مخدر دوستي و همراهي دارند،احتمال زيادي دارد كه خود نيز به مصرف مواد مخدر بپردازند.اين عامل خطر، يكي از عوامل پيشبيني شدهاي است كه بارها در پژوهشها به اثبات رسيده است. شروع مصرف مواد مخدر در سنين پايين، به ميزان زيادي اين احتمال را كه كودك در آينده دچار مشكل مصرف الكل و مواد مخدر شود، افزايش ميدهد. هر چه كودكان در سنين پايينتر مصرف مواد مخدر و الكل را تجربه كنند، خطر سوءمصرف در آنها بالاتر ميرود. پژوهشها نشاندهنده آن است كه نوجواناني كه پيش از پانزدهسالگي مصرف الكل و مواد مخدر را آغاز كردهاند، در مقايسه با كساني كه اين تجربه خود را تا نوزده سالگي به تعويق انداختهاند، دوبرابر بيشتر در معرض خطر مصرف مواد مخدر و مشكلات ناشي از آن هستند. اگر چه حداقل شانزده عامل خطر براي سوءمصرف مواد مخدر شناسايي شده است، اما اكثر مطالعات اخير در مورد پيشگيري از سوءمصرف مواد مخدر و الكل برروي دو عامل خطر تاكيد داشتهاند: 1- وجود نگرشهاي مثبت در باره مصرف مواد مخدر و الكل 2- فشارهاي اجتماعي (گروه همسال) در مصرف مواد مخدر و الكل شواهدي وجود دارد مبني بر اين كه با افزايش تعداد عوامل خطري كه در دوران رشد تجربه ميشود، احتمال خطر سوءمصرف مواد مخدر نيز به طور تصاعدي افزايش مييابد . به همين دليل انجام اقدامات پيشگيرانهاي كه همزمان چندين عامل خطر را پيش از شروع مصرف مواد مخدر كاهش ميدهند، ميتواند بزرگترين نويد در پيشگيري از سوءمصرف مواد مخدر باشد. |
|

