معاونت بهداشت

مشکلات اجتماعي نوجوانان وجوانان

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

گروه بهداشت رواني و اجتماعي > آموزش عموم

بازگشت

 
 

مشکلات اجتماعي نوجوانان وجوانان

 
 
 
در دوره نوجواني به دليل افزايش سطح آگاهي، شناخت و رشد تفکر نوجوان مي تواند به طور انتزاعي فکر کند و استدلال داشته باشد و باورها و ارزشهاي موجود در خانواده و جامعه را با استفاده از توان جديد خود، بازسازي نمايد. نوجواني، دوره انتقال از کودکي به بزرگسالي است که در همه زمينه ها بروز مي نمايد: رفتارهاي کودکانه را بتدريج از دست مي دهد، خواهان استتقلال است، مي خواهد همه چيز را خود تجربه کند، افکار انقلابي دارد، طغيانگر است، تمايل به تنهايي دارد، رابطه با همسالان براي او ارزش بسياري دارد و در برابر دستورات بزرگسالان مقاومت مي کند.

نوجواني، دوره نوسان بين عواطف است، يعني در عين حال که شاد است احساس افسردگي مي کند، گاهي اوقات رفتار خشن و گاه رفتاري ملايم دارد.

نوجواني، دوره نوسان رفتاري نيز هست، يعني نوجوان مدام در حالت رفت و برگشت بين حالات کودکي و نوجواني است. با توجه به شناختي که از خود، تواناييها، شرايط و امکانات کسب نموده، خواستار رفتار بزرگسالانه است، در حالي که تجربه لازم را ندارد.

با توجه به ويژگيهاي خاص نوجواني ، اين دوران با مشکلات خاص خود نيز مواجه است . فراهم نبودن شرائط تربيتي مناسب ، عدم آشنائي اوليا و مربيان با نيازها و ويژگيهاي نوجوان علل اساسي بوجود آمدن مشکلات دوران نوجواني هستند. شناخت اين مشکلات شايد بعد از شناخت ويژگيها و نيازهاي مرحله نوجواني اولين گام موثر در کمک به نوجوان براي داشتن يک مرحله رشدي سالم مي‌باشد.

مسايلي عمده اي را كه در دوره نوجواني مطرح ميشود مي توان در سه دسته مورد توجه قرار داد : اول مسایل رشد اجتماعی و عاطفی شخصیت، دوم رشد جسمی ،تغییرات فیزیولوژیک . روابط جنسی و در قسمت سوم یادگیری و مسایل فکری و هوشی . از جمله مهمترین مشکلات دوره نوجوانی و جوانی عبارت است از: بحران هویت ، انحرافات اجتماعي ، انحرافات جنسی ، اختلالات عاطفی( افسردگی)، پرخاشگری ، بزهکاری، اعتیاد ، خودکشی ، مشکلات تحصیلی ، مشکلات خانوادگی ، مشکلات شغلی .

مهمترین مشکلات نوجوانان

بحران هويت

مطالعات انجام شده در زمينه هويت نشان مي دهد که هويت و دسترسي به آن براي برخي از نوجوان هم مثبت و مفيد و هم توأم با شادي است. اما برخي از نوجوان در دسترس به هويت دچار يکسري مشکلات و بحرانها مي شوند که در اين زمينه بايد به آنها کمک لازم ارائه گردد .

انواع هويت عبارتند از :

1-هويت پراکنده: اين گروه از نوجوانان تصوير مشخصي از هويت خود ندارند، انسجام هويت ندارند و نمي توانند تصوير خوبي از آينده شان داشته باشند.

2- هويت تسليم طلبي: دسته اي از نوجوانان مطيع افراد بزرگسال هستند و معمولاً در خانواده هايي رشد مي کنند که اجازه استقلال و کسب تجربه به نوجوانان داده نمي شود.

3-تأخير در شکل گيري هويت: اين گروه داراي تأخير در شکل گيري هويت هستند، که بعد از گذراندن دوره تأخير، راحت تر به هويت خود دست مي يابند.

4-پيشرفت هويت: نوجواني که در هويت خود پيشرفت کرده، هويت منسجم ، مناسب و کافي را به دست آورده و در دوره جواني، هويت انسجام يافته اي پيدا مي کنند.

با توجه به اين چهار نوع هويت، مسئله بحران و مشکل هويت، اکثراً در گروهي که داراي پراکندگي هويت، تسليم طلب و تأخير يافتگي هويت مي باشند، وجود دارد .

در خانواده هاي مستبد، اجازه فاصله گرفتن به نوجوان داده نمي شود و در نتيجه، هويت تسليم طلبي پيدا مي کنند، هويتي که انعطاف پذير نيست و در برابر مشکلات و ناملايمات زندگي دچار بحران و سردرگمي مي شود. اين نوجوانان نمي توانند به استقلال دست يابند.

در جوامع صنعتي و باز، نوجوان بايد به سئوالات بسياري پاسخ دهد و نوجوان براي شناخت خود به زمان زيادي نيازمند است. بنابراين، هويت در اين جوامع ديرتر از جوامع بسته شکل مي گيرد. زيرا در جوامع سنتي، همه امور واضح و مشخص هستند و پيچيدگي خاصي وجود ندارد . به ويژه هويت دختران در اين جوامع، زودتر از جوامع صنعتي شکل مي گيرد.

از طرف ديگر، گرچه ادامه تحصيل و فراگيري علم و دانش مي تواند پاسخي براي سئوالات نوجوان در زمينه شکل گيري هويت ارائه نمايد، اما از طرف ديگر، طول مدت نوجواني را طولاني تر مي کند زيرا فرد از نظر اقتصادي وابسته به خانواده است و وابستگي اقتصادي موجب وابستگي هاي ديگر مي شود.

درمان مشکلات هويت نوجوان

به منظور درمان مشکلات هويت ابتدا بايد به شناخت زمينه هاي مشکل و نوع مشکل پرداخت. به عبارت ديگر بايد ديد نوجوان در پاسخ به کدام يک از سئوالات هويت خود دچار مشکل شده، تا آنها را شناسايي و برطرف کنيم. يعني براي درمان مشکلات بحران هويت بايد ابتدا زمينه بحران، وهله آن و سن نوجوان مشخص شود و سپس بر اساس اين اطلاعات، اقدامات درماني لازم انجام شود. پس از برطرف شدن مشکلات، روند شکل گيري هويت ادامه پيدا مي کند.

بلوغ زودرس و دیررس

عوامل مختلفی چون عوامل ارثی ، ساختمان بدنی ، نوع تغذیه ، مسائل فرهنگی از عواملی هستند که در بروز بلوغ زودرس و دیررس دخیل هستند. بلوغ چه به صورت زودرس اتفاق بیافتد و چه با تاخیر همراه باشد، نگرانیها و مشکلاتی را برای نوجوان به همراه خواهد داشت. هرچند عواقب آن هم برای دختر و هم برای پسر وجود دارد، اما بلوغ زودرس اغلب برای دختران و بلوغ دیررس برای پسران مشکل آفرین‌تر است (تاثیر بلوغ در رفتار نوجوانان).

افت تحصیلی

يكي از مسايل شايع در نوجواني افت تحصيلي است . مسئولین مدارس راهنمایی تحصیلی و والدینی که فرزندانی در مقاطع راهنمایی دارند که با آغاز بلوغ و نوجوانی و تغییرات آن همراه است، معمولا چنین افتی را گزارش می‌کنند. هرچند شدت و ضعف افت تحصیلی در دانش آموزان مختلف متفاوت است، اما به هر حال و با توجه به فراوانی آن در این دوران نیاز به توجه ویژه دارد.

دوستی با جنس مخالف

به دنبال غلیان هیجانات و عواطف در این دوران از یک طرف و تحولات جنسی از سوی دیگر گرایش به برقراری روابط دوستی با جنس مخالف شیوع فراوانی می‌یابد. ارائه شناخت و آگاهیهای لازم به نوجوان در خصوص کنترل عواطف و هیجانات خود و جهت‌دهی سالم مفید خواهد بود.


انحرافات اجتماعی

با اینکه در بروز انحرافات اجتماعی عوامل مختلفی دخالت دارند، اما شرائط ویژه دوران نوجوانی مثل تمایل به توجه طلبی و استقلال شخصی ، تمایل به عضویت در گروهها و ... باعث می‌شود که دوره مستعدی برای راه اندازی این انحرافات باشد. این انحرافات به صورت فرار از خانه ، انواع بزهکاری مثل دزدی ، اعتیاد و ... دییده می‌شود که اکثر این انحرافات در گروه اتفاق می‌افتد.

انحرافات جنسي نوجوانان و جوانان

منظور از انحرافات جنسي، رفتارهاي مخالف عرف و قوانين مربوط به رابطه زناشويي بزرگسالي است. يکي از زمينه هاي انحرافات، اغتشاش هويت جنسي است.

هويت جنسي در دوره کودکي خصوصاً از سن ٣ سالگي شروع به شکل گيري مي کند. چنانچه در اين دوره و دوره هاي بعدي، کودکي نتواند هويت جنسي خود را به خوبي مشخص نمايد، يعني والدين نيز به او کمک نکنند، ممکن است در دوره نوجواني که توجه به مسائل جنسي بيشتر مي شودو شخص بيداري جنسي پيدا مي کند، هويت وي دستخوش اغتشاشات گردد و اين نيز منجربه يکسري انحرافات جنسي در نوجوان مي شود.

عوامل موثر در ايجاد انحرافات جنسي نوجوانان و جوانان عبارتند از :

1-بيماري هاي جسمي ،اختلالات روانيو اختلالات شخصيت : که علت اصلي آن عوامل ژنتيکي است. نوجواناني که دچار اختلالات رواني هستند ، اشکال در روابط خانوادگي، مبهم بودن روابط بين والدين و والدين منحرف مي توانند نوجوان را دچار انحرافات بکند.

ناتواناييهاي جنسي نوجوانان و جوانان، اضطراب، افسردگي ،اعتياد به مواد مخدر، مشکلات تحصيلي، ناکاميها و محروميتها نيز ممکن است در ايجاد انحرافات جنسي تأثير بگذارند. عدم شکل گيري هويت جنسي در نوجوان، ممکن است منجربه اين مسئله در فرد گردد که نتواند نقش جنسي خود را در دوره نوجواني و جواني به خوبي ايفا کند.

بنابراين توصيه بسيار مهم به والدين و معلمين اين است که حداکثر تلاش خود را بر ارائه آموزشهاي لازم در زمينه هويت جنسي و ايفاي نقش جنسي به دانش آموزان بکنند. بهتر است که اين آموزشها پيش از نوجواني ارائه شوند تا هنگام بيداري جنسي در دوره نوجواني، اطلاعات لازم در زمينه مسائل جنسي خود و جنس مخالف را داشته و دچار سردرگمي نشود.

2-شکل گيري نامناسب هويت جنسي، اشکال در ايجاد هويت شخصي و حرفه اي : هويت جنسي که در دوره کودکي و نوجواني شکل مي گيرد مي تواند بر هويت شخصي و حرفه اي فرد نيز تأثير بگذارد و انحرافات جنسي را در وي به وجود آورد .

3-رفتارهاي نادرست والدين با يکديگر و نوجوان: گاهي اوقات والدين از نظر اخلاقي نمي توانند اصول اخلاقي را رعايت کنند، صحبتهاي مناسبي بر زبان نمي آورند و کودک به مرور عادت به شنيدن سخنان منافي عفت مي کند.

4-عوامل نامساعد فرهنگي – اجتماعي – محيطي .

5- ناکامي هاي ناشي از محيط زندگي و جامعه: که اين مسئله را مي توان در زمينه هاي اقتصادي – اجتماعي – شغلي – روابط با والدين و ديگران و ناکاميهاي تحصيلي خلاصه کرد .

6- نقص تربيت جنسي اوليه: يعني والدين نمي توانند اطلاعات و تربيت کافي را هنگام شکل گيري هويت جنسي کودک ارائه دهند.

نشانگان انحرافات جنسي

انحرافات جنسي داراي نشانه هاي زير مي باشد: گوشه گيري و انزوا طلبي، کاهش اعتماد به نفس نوجواناني که داراي اعتماد به نفس کمي هستند، خجالتي و گوشه گير هستند بيشتر از سايرين دچار انحرافات جنسي مثل خود ارضايي مي شوند. بايد زمينه هايي را فراهم کنيم که آنها بتوانند با اعتماد به نفس بيشتر ، در زمينه هاي تحصيلي موفق شوند و کمتر دچار ناکامي شوند.

پيشگيري از انحرافات جنسي

به منظور پيشگيري از انحرافات جنسي مي بايستي قبل از دوره نو جواني آموزشهاي لازم به آنها ارائه شود، رفتار آنها تحت کنترل غير مستقيم باشد. چنانچه رفتارها و معاشرتهاي مشکوکي در نوجوان ديديد آنها را تحت نظر بگيريد و از رفتارهاي ناپسند منع کنيد، در صورت بيان عذر و بهانه هاي مختلف نبايد آنها را قبول کرد.

اختلالات روانی در نوجوانی

در نوجوانی مساله بیماری روانی در آسیب شناسی نوجوانی حائز اهمیت زیادی است. مهمترین اختلالات روانی رایج عبارتند از:

1. واکنشهای سازگاری

2. روان رنجوری ، شامل انواع اختلالات خلقی ، مثل افسردگی ، اضطراب

3. اختلالات روان _ فیزیولوژیک ، مثل بی‌اشتهایی روانی

4. اختلالات شخصیت ، مثل اختلال شخصیت هیستریک

5. اختلالات سایکوتیک که اسکیزوفرنی عمومی‌ترین آنهاست.

از میان اختلالات روانی انواع افسردگی و اضطراب فراوانی بیشتری دارد. در صورتی که اطرافیان شناخت کافی از نوجوان داشته باشند و به موقع علائم او را تشخیص دهند، با انواع روان درمانی قابل درمان خواهند بود.

اختلالات عاطفي ( افسردگی )

يکي از اختلالات عاطفي که در دوره نوجواني ديده مي شود افسردگي است.

افسردگي يعني تغيير خلق و خو از حالت سرحالي و خوشي به حالت غمگيني و در خود فرو رفتگي. تشخيص افسردگي معمولاً کار نسبتاً دشواري است.

انواع افسردگي :

1-افسردگي خفيف: حالت خلق و خوي فرد تغيير مي کند و احساس غمگيني در نوجوان ديده مي شود .

2-نشانگاه افسردگي: افسردگي مقداري شديدتر است و طول مدت آن نيز بيشتر است.

3-افسردگي باليني: يکي از اختلالات رواني است که در نوجوانان کمتر ديده مي شود و نياز به روان درماني يا روانپزشکي دارد.

افسردگي در نوجوانان داراي علائمي مي باشد که عبارتند از :

بيخوابي، بي اشتهايي، انزوا طلبي، احساس نوميدي، عدم انجام کار، ناتمام گذاشتن کار ، تمايل به تنهايي، گريه، پرخاشگر.

عوامل افسردگي در نوجوانان مي تواند به صورت زير باشد:

1-گاهي اوقات در خانواده هاي از هم گسيخته، به نوجوان توجه زيادي مبذول نمي شود و در نتيجه نوجوان اميد به زندگي را از دست داده و به افسردگي روي مي آورد، احساس شکست و ناکافي مي کند و در نتيجه نگرش منفي نسبت به زندگي پيدا مي کند.

2-روابط خانوادگي سرد

3-تک فرزندي

4-کمبود روابط اجتماعي

5-محيط زندگي و الگوها

6-عدم موفقيت تحصيلي

7-عدم ارضاء نيازها و خواسته ها

8- مشکلات مربوط به هويت

10-عدم موفقيت ، شکست و ناکامي

در دوره بلوغ به دليل ترشح هورمونهاي جنسي و تأثير آنها بر هورمونهاي غدد فوق کليوي ( آدرنالين و نورآدرنالين )، تغييراتي در خلق و خوق نوجوان صورت مي گيرد و نوجوان دچار نوسان بين عواطف مي شود، گاهي شاد و خوشحال و زماني در هم فرو رفته و غمگين شده و نسبت به اطرافيان احساس بي علاقگي مي کند.

از آنجا که نوجوان در اين دوره به بالاترين سطح آگاهي مي رسد ، مي تواند مسائل بيشتري را درک کرده، جوانب مختلف مسائل را در نظر گرتفه و تجزيه و تحليل کند. اين توانايي سبب توجه بيشتر وي به مسائل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ، هويت و آينده مي شود و در نتيجه احتمال دارد که دچار يأس و نااميدي شود و به افسردگي دچار گردد.

در دوره نوجواني، فرد در حال کسب تجربه و يادگيري مي باشد ولي هنوز توانايي کافي براي دستيابي به اهداف خويش را ندارد و در نتيجه به استقلال کامل دست نمي يابد و احساس مي کند که ديگران مانع خواسته هايش شده اند و در نتيجه احساس در خود فرو ماندگي در وي به وجود مي آيد.نوجواني دوره ايفاي نقش و احراز هويت است و چنانچه به نوجوان فرصت ابتکار عمل داده نشود، احساس ناتواني کرده و موجب افسردگي در وي مي شود. هنگامي که نوجوان با شکست مواجه مي شود دچار انزوا ، گوشه گيري و عقب نشيني مي شود در واقع مي خواهد مجدداً تجديد قوا کرده و با توانايي بهتري مشکلات را حل نمايد.

والدين در دوره نوجواني مي بايستي آگاهي لازم از نشانه هاي افسردگي داشته باشند و در صورت لزوم بتوانند با تغييرات شرايط زندگي ، سعي در رفع اين علائم کنند، و در غير اينصورت، هنگام شدت يافتن افسردگي با مراجعه به پزشک، روانپزشک و يا روانشناس اقدامات درماني لازم را فراهم کنند.بنابراين والدين بايد توانايي تشخيص مسائل و مشکلات نوجوان را داشته و او را راهنمايي کنند تا بتوانند به تنهايي راه حل مشکلات خويش را بيابند و دچار افسردگي شديدتر نشوند.

راه حلهاي غمگيني نوجوانان

احساس غمگيني و بيهودگي نوجوانان را با روشهاي رواني – اجتماعي – تربيتي بهتر مي توان درمان نمود. به اين منظور، بررسي وضعيت زندگي نوجوان، تجديد سازمان امکانات وي، اطرافيان و محيط زندگي وي نقش موثري در رفع مشکلات او خواهد داشت.

پرخاشگري

تعريف پرخاشگري

پرخاشگري در واقع يک رفتار دفاعي آموخته شده در انسان است که هنگام تهديد سازگاري در وي ديده مي شود . در دوره نوجواني معمولاً پرخاشگري شايع بوده و رفتاري است که اکثر والدين از آن شکايت مي کنند .

علل پرخاشگري

علل پرخاشگري نوجوانان عبارتند از :

1-مقابله با تهديدهاي جسمي و رواني

2-الگو برداري : هنگامي که در محيط اجتماعي نوجوان ، خشونت حکمفرما است وي نيز پرخاشگري را ياد گرفته و در موقعيتهاي گوناگون نشان مي دهد. براساس نظريه يادگيري مشاهده " بندورا " نوجوانان با مشاهده رفتار پرخاشگرانه ، اين رفتار را ياد گرفته و تمايل به نشان دادن آن دارند.

3-اختلالات رواني : هنگامي که نوجوان دچار اختلالات رواني است ، قادر به کنترل خود نبوده و کنترل هيجاني کمتري دارد و در نتيجه از خود پرخاشگري نشان مي دهد.

4-نياز به قدرت : نوجوان گاهي اوقات نياز به نمايش قدرت طلبي هاي خود دارند. و از آنجا که نوجواني دوره کسب استقلال است ، کسب قدرت نيز راهي براي رسيدن به استقلال بوده و در نتيجه نوجوان براي نشان دادن استقلال خود پرخاشگري مي کند .

5-رسيدن به اهداف ، گاهي فرد بار ها از اين روش استفاده کرده و به نتيجه رسيده و بعداً آنرا تکرار مي کند . علت تفاوت پرخاشگري نوجوان در محيط خانه و بيرون از خانه اين است که نوجوان در جايي که آزادتر است رفتارها و حالات خود را بيشتر بروز مي دهد ، و شايد هم در خانه عادت به پرخاشگري کرده است ، و در جاهايي که احساس مي کند حاکميتي برقرار است کمتر اين نوع رفتارها را انجام مي دهد و احساس کمرويي و خجالت مي کند.

والدين مي بايستي به نوجوانان رفتارهاي مناسب را ياد داده، زمان استفاده از عواطف، زمان بروز عواطف، زمان بروز حالتهاي دفاعي را آموزش داده و به آنها بفهمانند که در صورت نياز، درخواستهاي خود را با آرامي مطرح کرده و نيازي به تهديد و خشونت نيست.

راههاي مقابله با پرخاشگري

از جمله راهکارهاي مقابله با رفتارهاي پرخاشگرانه مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1-از بين بردن خطرات تهديد کننده نوجوان .

2-ايجاد تغيير نگرش در نوجوان نسبت به خطر و تهديد .

3-ارزيابي شناختي رفتارهاي نوجوان براي پي بردن به مشکل و درمان آن.

4-تشويق پيشرفت هاي تحصيلي نوجوان در مدرسه .

5-تشويق نوجوان به انجام فعاليتهاي فرهنگي – اجتماعي و ورزشي .

6-آموزش خانواده ها در زمينه تغيير و اصلاح رفتار .

خودکشي

تعريف خودکشي

هنگامي که زندگي براي فرد دشوارتر از حد خاصي است دست به خودکشي مي زند. خودکشي معمولاً يکنوع خشم برگشته به خود است و معمولاً بين سنين ١٥ تا ٢٥ سالگي شايع تر است .

علل خودکشي

1- مهمترين علت، احساس گناه است. موقعي که نوجوان دچار يأس و نااميدي مي شود، شکست هاي پي در پي دارد، کنترل خود را از دست مي دهد يا نگرش منفي پيدا مي كند ممكن است دست به خودکشي بزند.

2- در خانواده اين افراد سابقه خودكشي وجود داشته باشد و يا در اثر تقليد .

3- اعتياد : اعتياد موجب مي شود که شخص در کارهاي خود به موفقيت دست نيابد. خصوصاً در زمينه درسي و در تعارض با خانواده قرار بگيرد.

4-ممکن است فرد نگرش خوبي به اجتماع نداشته باشد،رابطه صحيح و خوبي با افراد جامعه نداشته باشد و در نتيجه از اجتماع فاصله بگيرد و تنهايي او را به خودکشي مي کشاند.

5-ممکن است فرد به وسايلي دسترسي داشته باشد که باعث تحريک خودکشي باشند.

6-بحران هويت مي تواند تأثير داشته باشد.

7- نگرش منفي، اضطراب و افسردگي.

8- نگرش فرد در خود کشي بسيار مهم است. ممکن است اشتغال ذهني نوجوان، مرگ يا تهديد به خودکشي باشد، نسبت به آينده اميدوار نباشد و از زندگي تصوير منفي داشته باشد.

نوجواناني که دست به خودکشي مي زنند به چند دسته تقسيم مي شوند:

1-گروهي که خشم برگشته به خود دارند يعني از کسي ناراحت هستند و براي انتقام از او دست به خودکشي مي زنند . گاهي اوقات افراد در انتقام از طرف مقابل ، احساس ناتواني دارند و سعي مي کنند اين انتقام را به سمت خود برگردانند .

2-نوجواناني هستند که جهت بهره گيري از ديگران دست به خودکشي مي زنند. يعني از طريق راههاي معمولي نمي توانند به اهداف خود برسند دست به خودکشي مي زنند تا جلب توجه بکنند.

3-گروه سومي هستند که فرياد براي کمک دارند، افرادي که مي خواهند جلب توجه بکنند و نياز به کمک دارند در اين دسته قرار مي گيرند. مواردي که خصوصاً فرد احساس تنهايي و نااميدي مي کند، دست به خودکشي مي زند و دست نياز را به سمت خودکشي دراز مي کند.

4-نوجواناني که روان پريش هستند و دچار اختلالات رواني هستند، اکثر خودکشي ها در اين گروه قرار دارد.

خودکشي در گروه دختران بيشتر از پسران است ولي اقدام به خودکشي در دختران اغلب با موفقيت همراه نيست.

5- نوجواناني هستند که بازي خودکشي دارند ، افرادي که چندين بار دست به خودکشي زده اند و در هر بار توجه ديگران را به خود معطوف کرده اند.

6- افرادي هستند که واکنشي در برابر فقدان يکي از نزديکان دارند.

7- افرادي هستند که مشکلات زندگي را نمي توانند حل بکنند و در خود فرو مانده هستند.

8-گروهي که در اثر خشم و انتقام دست به خودکشي مي زنند مثل خشم برگشته به خود.

9-گروه بعد افرادي هستند که در اثر تقليد و تلقين پذيري دست به خود کشي مي زنند ، تقليد از دوستاني که خودکشي کرده اند.

10-افرادي که از خود بيگانه هستند و اعتقادات و باورهايشان ضعيف است، احساس سردرگمي و تنهايي مي کنند .

به طورکلي عوامل اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي در خودکشي تأثير دارند. مشکل درسي و اخلاقي، روابط با همسالان، کمبود محبت در خانواده و مدرسه، مشکلات عاطفي و روابط سرد والدين، احساس بي احترامي به شخصيت و يأس و نااميدي، نگرش منفي به زندگي تأثير بسياري بر خودکشي دارد و فرد احساس مرگ و نااميدي مي کند .

درمان خودکشي

بايد فرد را تحت مراقبت شديد قرار بدهيم و زمينه خود کشي را پيدا کرده و برطرف کنيم. زيرا در اثر عدم حل مشکلات ممکن است شخص دست به خودکشي بزند.

بنابراين بايد :

1-مشکل را ريشه يابي کنيم. زيرا عامل خودکشي يک پديده صرف نيست و از در هم آميختگي عوامل متعدد به وجود مي آيد. بايد اين عوامل را مشخص کرده و آنها را برطرف کنيم، با خانواده اش ارتباط برقرار کنيم تا ببينيم مشکل از کجا پيش آمده است. خانواده در به وجود آمدن مشکل سهيم بوده اند يا مدرسه ، همسالان، دوستان و اجتماع ؟

2-نگرش منفي فرد را تغيير دهيم و شناخت درماني کنيم . يعني خانواده و فرد در زمنيه درمان با يکديگر همکاري بکنند، خصوصاً اگر مشکل در زمينه ارتباط با والدين باشد و مشکل ناسازگاري يا عدم تفاهم است آنرا برطرف کنيم تا زمينه اي براي خودکشي نباشد.

افرادي که چندين بار دست به خودکشي زده اند اينها را بايد بيشتر تحت مراقبت قرار بدهيم و اگر افراد معتاد بودند اطلاعات لازم در زمينه ترک اعتياد و مضرات مواد مخدر را در اختيارش بگذاريم تا دچار همان رفتار و نگرش ها نشود و باعث شکست در امور و مسائل زندگي و درسي نشود . افرادي که دست به خودکشي مي زنند، نگرش منفي نسبت به اجتماع دارند . بايد نگرش آنها تغيير کند، نسبت به آينده اميدوار شوند و سعي کنيم آنها را وارد جامعه بکنيم و مشکلات را از سر راهشان برداريم .روش هاي درماني بايد پيوسته باشد تا به نتيجه برسيم . بعد از رفع مشکل در اين زمينه پيگيري داشته باشيم که مجدداً دست به خودکشي نزنند.

اعتیاد

اعتياد يک وابستگي يا تعلق غير طبيعي به برخي از مواد مخدر يا داروها مي باشد. معمولاً نوجوانان در اين قلمرو سني در معرض خطر اعتياد هستند .

بعضي از نوجوانان در محيط دوستان ممکن است سيگار بکشند و اين موجب عادت به سيگار کشيدن در آنها مي شودو پس از آن در صورتي که موقعيت هاي ديگري در جمع دوستان وجود داشته باشد از مواد ديگري هم استفاده مي کنند . معمولاً والدين تصور مي کنند که اعتياد، فرزندانشان را تهديد نمي کند و فقط براي ديگران پيش مي آيد، در صورتي که اعتياد يک معضل اجتماعي است و والدين بايد به محيط دوستان فرزندان خود توجه داشته باشند .

اعتياد در نوجوانان و جوانان يکسان نيست و بستگي به عوامل مهمي از جمله طبقه اجتماعي – فرهنگي نوجوانان، خانواده، مدرسه و محيط زندگي دارد .

عوامل موثر بر اعتياد

خانواده : اولين جايي که کودک در آن قرار مي گيرد خانواده است . خانواده هاي از هم گسيخته و نابسامان، خانواده هايي که يکي از والدين معتاد هستند ممکن است تأثير بسياري بر اعتياد داشته باشد، محل زندگي و محله در يک قسمتي از شهر باشد که افراد معتاد زياد هستند، مدرسه، رفت و آمد با دوستان و همسالان معتاد، خلق و خوي شخص و در دسترس بودن مواد نيز از عوامل مهم هستند. بعضي از نوجوانان حساس هستند و ممکن است خيلي زود دچار نااميدي بشود و براي فرار از يأس دست به اين عمل بزنند

عوامل ژنتيکي که ناشناخته است و ممکن است موروثي باشد. خانواده هايي که يکي از والدين دچار اعتياد هستند ممکن است فرزندانشان هم معتاد شوند ، يا اگر يکي از والدين معتاد باشند ممکن است روي سيستم ژنتيکي فرزند اثر بگذارد و در نوجواني گرايش خاصي به مواد مخدر پيدا کنند که اين عوامل کاملاً شناخته شده نيستند

طبقه اجتماعي – فرهنگي : يعني شخص از چه سطح اجتماعي و فرهنگي است و در چه قسمت از شهر يا روستا يا منطقه از کشور قرار دارد ؟ معمولاً در مناطقي که دچار فقر فرهنگي هستند به دليل نداشتن امکانات تفريحي و سرگرمي اوقات فراغت نوجوانان بيهوده تلف مي شود و ممکن است اعتياد را به عنوان يک سرگرمي انتخاب بکنند . البته در طبقات مرفه نيز سرگرمي ها زياد است و ممکن است اين را نيز به عنوان سرگرمي در نظر بگيرند .

عوامل گرايش به مواد مخدر

1-روابط عاطفي

2-اعتياد دوستان و همسالان

3-فقر و اعتقادات مذهبي

4-تعارضات فرهنگي بين خانواده ها و نوجوانان. دوگانگي ارزشي عامل ديگر است زيرا شخص دچار تعارض است و اگر با ارزشهاي والدين و جامعه نيز در تعارض باشد اين سردرگمي باعث روي آوردن به اعتياد خواهدشد.

5-ظرفيت فکري پايين و نداشتن آگاهي براي حل مشکلات زندگي.

6-عوامل رواني: برخي از افراد مستعد استفاده از مواد مخدر هستند. افرادي که دچار اختلالات رواني هستند، دچار کم توجهي هستند، اختلال رفتاري مثل دزدي، فرار از خانه يا دروغگويي، بي رحمي و رفتارهاي خشونت آميز، اختلالات جنسي و پيشقدمي در منازعات، رفتارهاي فردي و عوامل رواني هستند که تأثير بسزايي در اعتياد دارند.

معمولاً افراد درونگرا تمايل به استفاده از مواد مخدر دارند. يکي از عواملي که باعث معتاد شدن مي شود بزهکاري است. افراد بزهکار تمايل بيشتري به اعتياد دارند زيرا همسالانشان معمولاً معتاد هستند.

نوجواناني که نتوانسته اند از خود عمومي خانواده فاصله گرتفه و خود اختصاصي را به دست بياورند قصد دارند با مواد مخدر به بزرگترها بفهمانند که مي توانند کارهايي را انجام بدهند و براي خودشان شخصيت کاذب مي سازند. براي نمايش بزرگ شدن خود و ورود به دنياي بزرگسالان از سيگار يا مواد الکلي استفاده مي کنند و کمبودهاي رفتاري و شخصيتي خود را با مواد پر مي کنند.

7-عوامل خانوادگي (نااميدي در روابط خانوادگي، مشکل با خانواده به دليل عدم توفيق در انجام تکاليف درسي ، کمبود محبت)

8-عوامل اقتصادي

9- طبقه اجتماعي – برخي از نظام هاي ارزشي نامطلوب بزرگسالان در محيط نوجوانان مي تواند تأثير نامطلوبي بر فرد داشته باشد.

کمبود مهارت هاي اجتماعي و کم تجربگي از عوامل ديگر اعتياد است. فرد قادر به تطبيق خود با محيط اجتماعي نيست و اين امر موجب شکست در کارها مي شود.

معمولاً مطالعات نشان مي دهد که سيگار منشاً اعتياد است و به تدريج مي تواند به مواد مخدر قويتري تبديل گردد. بايستي توجه داشته باشيم که نوجوان با چه افرادي رابطه دارد و مراقب باشيم تا با افراد مشکوک در ارتباط نباشد. به طور کلي افراد براي فراموشي مشکلات زندگي به اعتياد روي مي آورند. رسانه هاي گروهي و والدين، اطلاعات کمي در اين زمينه به جوانان مي دهند و مي خواهند که جوانان اجتناب بکنند و هنوز اين فرهنگ در کشور جا نيافتاده که اطلاعات لازم را در زمينه اعتياد به جوانان ارائه داده و اثرات سوء آن را به آنها گوشزد کنيم.خانواده نقش بسيار مهمي در اين امر دارد، توجه به جوانان و نوجوانان، مسائل مربوط به تحصيل ، روابط سرد عاطفي والدين با نوجوانان، دوستان، بيکاري، تعادضات فرهنگي بين والدين و نوجوانان، ويژگيهاي شخصيتي خصوصاً افرادي که توانايي کافي براي فکر کردن و آگاهي نسبت به مسائل ندارند، مي تواند اثرات زيادي بر اعتياد داشته باشد زيرا افراد جهت فراموشي سختيها و آلام نگرانيها به اعتياد روي مي آورند.


شیوه‌های برخورد با مشکلات دوران نوجوانی

يکي از مشاغل بسيار مهم و پر مسئوليت والدين، تربيت فرزندان است که از ساير مشاغل والدين پيچيده تر مي باشد. وظيفه والدين در دوره نوجواني بسيار حساستر و پر مسئوليت تر است. نوجواني دوره بحران بلوغ و هويت است، نوجوان به سطحي از آگاهي رسيده که همه صحبتها را با اطاعت کورکورانه نمي پذيرد، رفتارها و برخوردها ما با وي بايستي با دليل قانع کننده صورت گيرد، علاقمند به استقلال است، حالت عاطفي متفاوت و گذرايي دارد و نيازهاي تازه اي براي وي مطرح مي شود. بنابراين والدين مي بايستي اطلاعات و آگاهي کافي داشته باشند تا بتوانند متناسب با رشد وي پيش رفته، براي سئوالات وي پاسخ مناسبي داشته باشند.والدين مي بايستي در برخورد با نوجوان به واکنشهاي خود توجه بسياري داشته باشند زيرا واکنشهاي مثبت و منفي آنها بسيار مهم است. توصيه مي شود که والدين در برابر رفتارهاي نوجوانان به رفتارهاي خوب و مثبت و مناسب آنها توجه کنند و واکنش مثبت نشان دهند و حداکثر تلاش خود را بکنند که از نوجوان کمتر ايراد بگيرند. به عبارت ديگر در اکثر مواقع برخورد مثبت و خوش بينانه داشته، گاهي اوقات نسبت به رفتارهاي نوجوان شک کرده و نگران باشند و برخورد مناسب در اين زمينه داشته باشند.

مهم اين است که نگرش والدين، مثبت و صادقانه باشد يعني رفتارهاي صحيح نوجوان توجه کنند تا موجب ايجاد اعتماد به نفس، عزت نفس و خودباوري در وي شوند. زيرا نوجوان يکي از نيازهاي بسيار مهم دوره نوجواني اين است که بتواند با اعتماد به نفس اين دوره را طي کند.

آنچه بیش از همه حائز اهمیت است، توجه والدین و مربیان به شناخت ویژگیها و نیازهای مرحله نوجوانی است. این آشنائی و آگاهی از شیوه‌های برخورد با ویژگیهای این دوره ، در گام از بروز مشکلات خاص این دوره جلوگیری خواهد کرد، یا حداقل شدت آن را تخفیف خواهد داد. در بروز مشکلات و مسائل آنچه مورد بررسی و درمان قرار می‌گیرد، تنها نوجوان و مسائل او نخواهد بود.

هرچند اساس درمان را رفتارها و شرائط نوجوان تشکیل می‌دهد، اما شیوه‌های درمانی عمدتا به صورت گسترده‌تری معطوف به اطرافیان نوجوان ، خانواده و دوستان و در سطح وسیع‌تر و به صورت برنامه‌ریزی‌های کلان جامعه خواهد بود. آشناسازی خانواده و دیگر دوستان و آشنایان در طرح ریزی برنامه‌ای برای برخورد با نوجوان برای حل مسائل خفیف‌تری چون ناسازگاریهای سطحی در بافت خانواده ، پرخاشگری ، استقلال طلبی شدید ، نوجوئی شدید ، با توجه به شیوه‌های مناسب تربیتی کافی خواهد بود. در حالی که در مورد مشکلات خاص‌تری چون اختلالات روانی این دوران مثل بی‌اشتهایی روانی که با تمایل شدید به کاهش وزن همراه است، از شیوه‌های اختصاصی‌تری چون روان درمانی و ... استفاده می‌شود. در رابطه با مسائل اجتماعی چون بزهکاری ، نهادهای اجتماعی دیگری چون کانونهای اصلاح و تربیت ، مدرسه و ... درگیر هستند.

منابع: نوجوانان چه مي گويند ؟

مراحل رشد نوجواني شفيع آبادي

مهدي فلاحي – سميه رجبي

كارشناسان بهداشت روان مركز بهداشت استان