|
نوجوانی یا زمان بین کودکی وبز گسالی دوره ایست که با بلوغ آغاز می شود ،سن بلوغ در دختران بین 11 تا 14 سالگی ودر پسران 12 تا 16 سالگی است .بلوغ را می توان یکی از مهمترین دوره های زندگی دانست که از نظر جسمی وروانی تحولات بسیار عمیقی در فرد ایجاد می کند وباعث می شود که نظم جسمانی وروانی نوجوان به هم بخورد ،نوجوان در این دوره از نظر جسمانی در حال رشد ،از لحاظ عاطفی نارس ،از نظر تجربه محدود واز لحاظ فرهنگ اجتماعی بسیار شکننده وتحت تاثیر است بلوغ یک دوره بی سر وسامانی است .بسیاری از روان شناسان نوجوانی را یک دوره انتقالی مهم می دانند ،ژان ژاک روسو به سبب این تحولات ،بلوغ را تولد مجدد می نامد .عدم آشنایی وتوجه به تغییرات روانی در این دوره ممکن است منجر به بروز مناقشات خانوادگی واجتماعی شده ومنشاء بسیاری از انحرافات اخلاقی ،اعتیاد ،دزدی وانواع تبهکاری در نوجونان گردد متا سفانه در مدارس معلمین به جای توجه به رفتار وعکس العملهای دانش آموزان فقط به پیشرفت تحصیلی ومعدل وی توجه دارند .برای درک دنیای روانی نوجونان ومشکلات او توجه به دو نکته اساسی زیر لازم است :
الف:طرز فکر نوجو انان نسبت به خود ،همکلاسیها ،همبازیها ،افراد بزر گتر وکوچک تر ،خانواده ومدرسه
ب:طرز تفکر نوجوان راجع به کار ،هدف های آینده ،آرزوها وامیالی که در سر می پروراند . در مورد طرز تفکر راجع به خود معمولا نوجوانان از وضع جسمانی وقیافه خود بسیارناراضی هستند فکر می کنند خیلی چاق یا لاغر ،خیلی بلند یا کوتا ه هستند وساخت بدنشان نا موزون وناهماهنگ است این عدم رضایت ها نماینده یک واقعیت اساسی است مبنی براین که آنها مطمئن نیستند که آیا به صورت طبیعی رشد کرده ومی کنند یا نه ؟ این تصورات وتخیلات در نوجوان را وارد دنیای جدید می کند که نه خودش ونه دنیای جدید او را درک نمی نمایند به این جهت نوجوان دو عقده مهم که شاید بتوان آنها را ذاتی دانست پیدا می شود ،یکی عقده حقارت دیگری برتری جویی هویت یا استقلال طلبی . زود رنجی ،درون گرایی ،تقلید ،خود خواهی و خود نمایی ،بحث واستدلال ،مخالفت ،احساساتی بودن دوستیهای افراطی ،نگرانی ،ترس ووحشت از خصوصیات این دوران هستند .در مورد طرز تفکر راجع به همکلاسیها معمولا در اوایل نوجوانی فرد به گروهی از هم ردیفان خود می پیوندد وبرای خود گروهی درست می کنند ونسبت به آن گروه وفادار است زبان واصطلاحات مخصوصی ا دا می کند ،رفتار های ویژه ای از خود نشان می دهند که همگی کوششی برای اثبات شخصیت خود وبدست آوردن استقلال در کار ها به منظور فرار از تسلط پدر ومادر است .یکی از مهمترین ویژگی های دوره ی نوجوانی هویت یابی واستقلال طلبی است ،نوجوان می خواهد ثابت کند که می تواند روی پای خود بایستد وخواسته های خود را به مرحله عمل در آورد .این عکس العمل ها همه طبیعی وسالم هستند اگر رفتارهای نوجوان سوء تعبیر گردد وبد تلقی شود ،موجب تنبیه وسرزنش او می شود وسر انجام موجب نا بسامانی های عاطفی ،بزهکاری وانحرافات اجتماعی در نوجو انان می شود .یکی از مهمترین عوامل عدم تعادل روانی انسان استرس می باشد .استرس یکی از مفاهیم علمی در مطالعه روانشناسی وبهداشت روانی به شمار می آید .استرس به عنوان علل بسیاری از دردها ،نا راحتی ها وبیماریها تلقی می شود روانشناسان استرس را سبب تغییر رفتار وحالات هیجانی وبحرانی می دانند .وجود استرسها در محیط زندگی امری اجتناب نا پذیر وبرای رشد روانی ضروری است وهمیشه اثرات منفی ندارد ،اگر هم به خودی خود وجود نداشته باشد بشر به نوبه خود آن را ایجاد می کند . آنچه ممکن است منجر به بیماری شود ناتوانی در مقابله با درجات غیر عادی وبسیار شدید استرس می باشد که به صورت واکنش های فیزیولوژیک وروانی تظاهر می کند .به عبارت دیگر اگر استرس در حد ظرفیت سازش ذهن وبدن باشد برای فرد خوشایند ،مفید وسازنده است ولی در صورتی که استرس بیش از توانایی وظرفیت تطبیقی باشد نا خوشایند ومضر می باشد .
هانس سلیه که سا ل ها در مورد استرس تحقیق کرده است می گوید ((مهم این نیست که چه اتفاقی برای شخص افتاده است مهم آن است که آن را چگونه درک کرده است وانسان از دیدگاه ها یش رنج می برد نه از بلا هایی که بر سر ش می آید ))
هر یک از واکنش های بدن در پاسخ به استرس به خودی خود مفید وسازنده است وانسان در بر خورد با استرس وماندن در صحنه آماده چاره جویی وپاسخگویی به درگیریهایی می شود که به آن ((جنگ وگریز)) می گویند وبدن نیاز به پاسخ را تشخیص می دهد که به طور خود کار در سطح سلسه اعصاب عمل می کند .در بین استرس ها ،استرس های عاطفی بیشتر از انواع دیگر بیماری زا هستند .افرادی که هدف ومسئولیت در زندگی دارند ،تغذیه خوب ،استراحت کافی وبرنامه های ورزش وتفریح مناسب دارند سختیی ها را بهتر تحمل کرده واز مکانیسم های دفاعی پخته مانند فداکاری ،انعطاف پذیری ،معنی دار کردن زندگی وبرخورداری از حمایت خانوادگی واجتماعی استفاده نموده آسیب پذیری کمتر را نشان می دهند .با لعکس افراد حساس ،نکته سنج که احساس مسئولیت بیشتری می کنند یا افرادی که
زمینه بیماری های جسمانی وروانی ،شخصیت های نا متعادل ،اعتماد به نفس پایین وروابط اجتماعی کم ومحدودی دارند در مواجه با استرس آسیب پذیر ی بیشتری داشته ودر نتیجه بیمار می شوند.
|