معاونت بهداشت

چقدر حق گرا هستيم ؟

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها

بازگشت

 
 

چقدر حق گرا هستيم ؟

 
 

پرداختن به خود ، نگران حال خود بودن ، خودسازي ، انتخاب شيوه ي صحيح در زندگي شخصي ، وظيفه ي همه ي انسان هاست اما اين وظيفه ، تنها وظيفه نيست . انسان موظف است ارتباطش با ديگران را هم بهبود بخشد

مسئوليت هاي اجتماعي و روابط انساني يكي ديگر از گستره هايي است كه انسان و جوان بايد در بالا بردن سطح آن به سوي هر چه مطلوب تر شدن ، همت گمارد . روابط فرد در خانه ، در محيط كار ، با دوستان ، با نزديكان و ... با همه ي افراد مختلف اجتماع و در همه ي محيط هاي زيستي

. انسان موجودي نيست كه به تنهايي قادر به ادامه زندگي باشد و ناگزير بايدهمراه افراد متعددديگري به حيات ادامه دهد اين همراهي با سايرين و همزيستي با ديگران روابط خاصي را مي طلبد و كنش ها و واكنش هاي مختلفي را بين فرد و اجتماع باعث مي شود براي بهتر شدن اين روابط و بهينه شدن اين عكس العمل هاي انساني فرمول ها و معيارهاي متفاوت عنوان شده است

امام علي در توصيه به جوانان براي چگونگي روابط اجتماعي و عملكرد صحيح و مناسب در قبال جامعه ، معيارهايي را عنوان مي كند .

« پسركم خويشتنت را ميزان ارتباط خود با ديگران قرار بده ، پس براي ديگران همان را دوست داشته باش كه براي خود دوست مي داري و براي ديگران مپسند آن چه براي خود نمي پسندي » معيار علي هيچ پيچيدگي ندارد . فرمول غير قابل حل و دور از فهم نيست ، معياري است بسيار آسان و قابل پذيرش براي همه

پسرم خودت را ميزان ارتباط با ديگران قرار بده خود ميزان عمل خود باش. نفست ترازوي بر خوردهايت با سايرين باشد .

- چگونه ؟ - «من »من چگونه مي تواند ميزان اعمال «من » باشد ؟

- براي ديگران همان را دوست بدار كه براي خودت دوست مي داري »در يك كفه ترازو نفست ، خودت را بگذار و در كفه ي ديگر ديگران را اگر دو كفه مساوي شد روش علي را عمل كرده اي و سفارش او را به انجام رسانده اي و اگر كفه ي «من » سنگين تر بود در روابط اجتماعي ات با مشكل مواجهي اگر دوست داري به تو احترام كنند ديگران را احترام كن اگر دوست داري راز تو را حفظ كنند راز ديگران را حفظ كن اگر دوست داري عيب تو را بپوشانند عيب ديگران را نديده بگير و ... « بر ديگران مپسند آنچه براي خود نمي پسندي » آنچه براي خودت براي ديگراني مخواه تو دوست نداري آبرويت را بريزند ، آبروي ديگران را مريز ناراحت مي شوي از تو سخن بگويند ، غيبت ديگران را مكن ، از دروغ شنيدن آشفته مي شوي به ديگران دروغ نگو و ...

به راستي اگر ما به همين معيارها علي گوش فرا مي داديم چقدر عيار طلاي وجودمان بالا مي رفت و اجتماعمان با آنچه مي بينيم تفاوت مي كرد نگاهي به پشت سر و گذشته ، حال ما را بر ما روشن مي كند ، نگاهي به برخوردهايي كه با ديگران كرده ايم ؛ و رفتارهايي كه با ديگران داشته ايم . دوست داريم همان برخورد ها و نظير همان رفتارها را در حق ما روا بدارند ؟ اگر ما مرور افكار و رفتارمان ببينيم كه همانند آنچه كرده ايم در مورد خود نيز مي پسنديم بدانيم به معيار علي رفتار كرده ايم و از رابطه اي پذيرفته و قابل تحسين با اجتماع بر خورداريم .

علي به عنوان پدري دلسوز كه عمرش رو به انتهاست و اين كلمات و جملات را در آخرين نفس ها ي زندگيش به ما مي رساند ، در سراسر عمر چنين بوده است و جوان شيعه در هر كجاي زمان و زمين از آنجا كه شيعه ي او و پيرو اوست بايد كه چنين و چون او باشد معيار علي هرگز پيچيده و سخت نيست اما همت مي خواهد

كدام يك از ما از اينكه در هنگام خريد جنسي ، كلاه سرش بگذارند ، خوشش مي آيد ، پس چرا در مقابل يك فروشنده كه قرار بگيريم ، عيب جنس را مخفي مي كنيم قيمت واقعي را ابراز نمي كنيم و از اينكه كلاهي هر چه گشادتر سر مشتري گذارده ايم خشنوديم ؟

كدام يك از ما دوست داريم در هنگام مراجعه به اداره اي كارمان بي جهت طولاني شود و از اطاق ديگر سوق داده شويم پس چرا هنگامي كه لباس كارمندي مي پوشيم ، ارباب رجوع را ساعت ها و روزها و هفته ها و خسته مي كنيم كدام يك از ما ، اگر

كار فرما باشيم ، دوست داريم كارمندان ما بي قيد و بي نظم باشند . پس چرا هنگام كار از وجدا ن كاري بدوريم و نه در زمان و نه در كيفيت كار ، هيچ دقتي نداريم و ...

كارمند اداره ....، كارگر كارخانه ... ، معلم مدرسه ... ، دانش آموز در حال تحصيل ... كشاورز درمزرعه ... و همه و همه دوست داريم آنچه براي ديگران مي پسنديم و به آنان روا مي داريم ، براي ما بپسندند و بر ما روا بدارند ؟ ببينيد با عمل به اين معيار ساده و آسان ، چگونه روابط و قواعد اجتماعي عوض شده و زندگي جمعي جامعه دچار دگرگوني خواهد گرديد .

امروز در جامعه ي ما توجيهي براي همه ي اين ناهنجاري ها هست كه اغلب از زبان اين و آن شنيده مي شود و آن اينكه :

ديگران هم مي كنند .

- چرا كم كاري مي كند ؟

- آقا همه مي كنند

- چرا گران فروشي مي كني ؟

- آقا كي نمي كند ؟

- زير و روي جنست فرق مي كند ؟

- چون همه اين كار را مي كنند و ...

- اين عذر بدتر از گناه است .

واقعاً چنين جوابي قابل قبول و چنين توجيهي پذيرفته است ؟

اگر با ما چنين رفتاري بشود ، توجيه « همه مي كنند » را قبول مي كنيم ؟

معيار علي ساده اما دقيق و سخت است . خودمان را ميزان روابط با ديگران قرار دهيم تا جامعه مان الگوي جوامع بشري باشد ...

« ظلم نكن چنانچه دوست داري به تو ظلم نشود ، نيكي كن چنانچه دوست داري با تو نيكي كنند و آنچه را براي ديگران زشت مي داني بر خود زشت شما و راضي شو از ديگران به اندازه اي كه براي خودت رضايت مي دهي »به ديگران سخت نگير ، آنان را تحت فشار مگذار چنانچه خود دوست داري با تو به شختي برخورد نكنند روابطت را بر اساس نيكي به ديگران پايه گذاري كن چنانچه دوست مي داري ديگران با تو به نيكي بر خورد كنند كارهايي را كه ديگران انجام مي دهند و تو مي گويي : زشت است ، خوب نيست غير قابل تحمل است بدان وقتي كه تو هم آن رفتار را داشته باشي ، باز هم زشت است و غير قابل قبول

 
برگرفته از کتاب با جوان تا آسمان : تاليف مهدي هادوي