|
مقدمه :
كشور ما ايران در طول تاريخ با حوادث غير مترقبه و بلاياي طبيعي فراواني دست به گريبان بوده وبنا به جايگاه جغرافيايي خاص خود جزو ده كشور بلا خيز جهان به شمار مي رود .
بر اثر اين سوانح و بلايا افراد بسياري جان خود را از دست داده وتعداد زيادي از نظر رواني و جسماني آسيب ديده اند .
آسيب ديدگان بلايا رنج وفشار رواني زيادي را تجربه كرده ونياز مند حمايت رواني هستند .
سلامت چيست وچه فعاليت هائي در بهداشت روان صورت مي گيرد ؟
سلامت :حالت رفاه کامل جسمی و روانی و اجتماعی ونه فقط فقدان بیماری .
بهداشت روانی:حالتی ازرفاه که دران فرد توانا ئی هایش را باز می شناسد و قادر است با استرس های معمول زندگی تطابق حاصل کرده از نظر شغلی مفید و سازنده باشد و با دیگران مشارکت و همکاری داشت باشد .
بلا يا سانحه چيست ؟
بلا يك پديده محيطي شديد وناگهاني با ابغاد وسيع وگسترده ايست كه در جريان آن منطقه آسيب ،نيازمند كمك هاي خارج منطقه بوده ودر نتيجه آن عملكرد فرد وجامعه مختل مي شود .
انواع بلايا
بلاياي طبيعي: در نتيجه عمل نيروهاي طبيعي بوجود آمده و انسان در ايجاد آن نقشي نداردمانند زلزله و سيل .
بلاياي انسان ساخته: منشا وقوع آن ها بطور مستقيم يا غير مستقيم در كنترل انسان است مانند جنگ يا آتش سوزي .
حمايت رواني در بلايا چيست ؟
فرايندي است كه درراستاي تامين بهداشت رواني آسيب ديدگان سوانح انجام مي گيرد تا به آنها كمك كند به طور موثر خود را با فشار هاي رواني ناشي از سوانح سازگار نمايند و با افراد خانواده ومحيط خود ارتباط مناسب برقراركنند .
واكنش رواني افراد در بلايا
پس از هر سانحه يا بلا افكار واحساسات و يا رفتار هايي در بين افراد بازمانده اي كه آسيب ديده و يا شاهد صحنه اي دردناك بوده اند جريان پيدا مي كند .
وجود اين واكنش ها در هفته هاي اوليه وقوع بلايا امري طبيعي است و به معني وجود بيماري رواني در آنها نيست.
اين علايم واكنشي طبيعي به يك حادثه كاملاغير معمول است ودر بسياري از موارد در طول زمان تخفيف مي يابدو از بين مي رود.
واكنش هاي افراد در مراحل مختلف واكنش رواني در بلايا
مرحله تماس يا ضربه: اين مرحله در چند دقيقه پس ازحادثه بروز مي كند وغالبا گذرا و كوتاه مدت است.
مرحله واكنش يا قهرمان گرايي: در ساعات اوليه حادثه بروز مي كند و افراد احساس مي كنند بايد كاري انجام دهند و بطور داوطلبانه در امداد رساني شركت مي كنند.
مرحله اميدواري وفراموشي غم: يك هفته تا چند ماه پس ازحادثه بروزمي كند وهمزمان با رسيدن نيروهاي كمكي افراد اميدوار شده و به يك حالت ارامش نسبي مي رسند .
مرحله مواجهه با واقعيت: 2 الي 3 ماه پس از وقوع حادثه بروز ميكند و افراد تازه متوجه وسعت خسارات ميشوند.
مرحله تجديد سازمان: 6ماه تا يك سال پس از وقوع حادثه بروز ميكندو افراد شروع به بازسازي رواني وبازسازي زندگي خود ميكنند
گروه هاى آسيب پذير در بلايا كدامند؟
بلايا بر افراد اثر يكساني ندارند و برخي نسبت به ديگران آسيب پذيري بيشتري دارند. كودكان وزنان و سالمندان و همچنين معلولين و كساني كه تنها زندگي مي كنند يا منابع حمايتي و مالي كمتري دارند و افراد بي سواد وكساني كه دسترسي به اطلاعات ندارند احتمال دارد در هنگام وقوع بلايا دچار عوارض رواني بيشتري شوند .
واكنش هاى كودكان
كودكان در سنين مختلف واكنش هاي متفاوتي از خود نشان مي دهند .
كودكان پيش دبستاني (5-1 سال)
ترس از جدايي و چسبيدن بيش از حد به والدين .
ترس از بيگانه ها و بي اعتمادي به ديگران .
ترس از تاريكي و ترس از اشياي خيالي .
مشكل در به خواب رفتن وخودداري از تنها خوابيدن .
ديدن روياهاي ترسناك .
برگشت به رفتارهاي اوليه رشد مثل شب ادراري .
فعاليت بيش از حد و پرخاشگري .
اختلال در صحبت كردن يا سكوت و لكنت زبان .
كودكان دبستاني (11-6 سال)
احساس غمگيني .
مشكلات خواب (مثل بي خوابي پر خوابي يا كابوس)
اضطراب نگراني وترس ازتكرارشدن اتفاقي كه منجر به از دست دادن نزديكانش شود .
مشكلات تحصيلي .
برگشت به رفتار هاي اوليه كودكي مثل شب ادراري يا انگشت مكيدن .
شكايت هاي بدني مثل درد شكم و سر درد و سر گيجه .
نوجواني (18-12 سال)
علايم بدني مثل دردهاي شكمي وسردرد ونارحتي پوستي.
مشكلات خواب وكابوس .
نزاع با ديگران و تحريك پذيري .
افت تحصيلي .
طغيان و سر كشي در خانه ومدرسه .
افسردگي يا غمگيني .
از دست دادن علاقه به تفريح يا فعاليت هاي گروهي .
واكنش هاي رواني زنان دربلايا
زنان واكنش ها وعلايم رواني بيشتري بعد از وقوع بلايا نسبت به مردان از خود نشان مي دهند . زنان معمولا نقش اصلي مراقبت از فرزندان را بر عهده دارند وكمتر احتمال دارد به خاطر فرزند خود هنگام بروز بلايا محل حادثه را ترك كنند . در صورتي كه سرپرست خانواده از دست رفته باشد ممكن است در مورد كمكهايي كه توزيع مي شود مورد تبعيض واقع شوند يا دچار فقر و تهي دستي شوند .با وجود اين پس از بلايا فرصت هايي وجود دارد كه زنان بتوانند شبكه هاي اجتماعي تشكيل داده ودر انجمن هاي مردمي نقش رهبري يا عضوي فعال را بر عهده بگيرند و از حمايت هاي بيشتري برخوردار شوند .
واكنش هاى روانى سالمندان دربلايا
در صورت بروز بلايا سالمندان در معرض خطر بيشتري قرار دارند . آنها معمو لا دچار افسردگي شده و گوشه گير و منزوي مي شوند . فراموش كاري يا حواس پرتي در آنها ممكن است علامتي از افسردگي باشد . همچنين ممكن است دچار احساس پوچي و بي كسي شوند ودربعضي مواقع دست به خود كشي بزنند .
علايم اختلالات رواني در افراد آسيب ديده كدامند؟
اضطراب :احساس نگراني ، دلهره ودلشوره ، انتظار وقوع حوادث بد در اينده همراه با علايم جسماني مانند طپش قلب ، تنگي نفس ، لرزش تعريق ، احساس كوفتگي و فشار عضلاني ، كاهش تمر كز حواس و بي خوابي از علايم اضطراب است .
افسردگي: احساس غمگيني و بي علاقگي به زندگي ، نااميدي ، لذت نبردن از زندگي ،آرزوي مرگ و در موارد شديد افكار يا حتي اقدام به خود كشي،بي اشتهايي ، كندي در فكر وحركت يا بر عكس بي قراري حركتي و بي خوابي از علايم افسردگي است .
.تحريك پذيري و عصبا نيت زياد .
تجربه مجدد حادثه:به اين صورت كه انگار دوباره حادثه اتفاق مي افتد .اين علامت مي تواند در خواب يا بيداري اتفاق بيافتد ودر برخي موارد شخص به شكلي عمل كند كه انگار در همان موقعيت قرار دارد .
علايم جسماني مبهم بدون وجود بيماري جسماني .
علايم اختلالات رواني شديد :
الف ) توهم يعني درك محركي كه وجود خارجي ندارد .
ب )هذيان يعني فكرهاي غلطي كه با فكر و فرهنگ اطرافيان متفاوت بوده و با استدلال نيز اصلاح نشود .
چه كساني را بايد به پزشك مركز ارجاع فوري داد ؟
كساني كه قصد آسيب رساندن به خود را دارند ويا منشاء مزاحمت براي ديگران هستند .
كساني كه شدت مشكلات عصبي رواني آنها به حدي است كه اظهار مي كنند نمي توانند رنج آن را تحمل كنند ويا در انجام امور روزمره خود ناتوانند .
كساني كه دچار علايم بيماري رواني شديد شده اند.
كساني كه تجربه مجدد حادثه در آنها پس از يك ماه هنوز ادامه دارد .
كودكاني كه دچار پسرفت شده اند.
چه آموزش هاي را بايد به والدين كودكان آسيب ديده داد ؟
براي شناخت ترس كودكان بهتر است با آنها ارتباط بر قرار كرد و به آنها اجازه داد در مورد حادثه حرف بزنند
به سوالات كودك خود صادقانه پاسخ دهند .
كودكان احتياج به آرامش واطمينان بخشي دارند با خونسردي آنها را در اغوش بگيرند .
در كار روزانه و خواب وتغذيه شان هماهنگي ايجاد كنند ونظمي را كه قبل از حادثه وجود داشت به خانواده برگردانند
به نيازهاي بهداشتي و تغذيه اي كودكان توجه كنند .
رفتارهاي مثل شب ادراري كودكان را بپذيرند وبدون سخت گيري به اوآرامش داده وتنبيهش نكنند .
كودكان و نوجوانان را به فعاليت هاي نيكوكارانه ، كمك به مردم در باز سازي شهر، كمك درامر كشاورزي وباغباني تشويق كنند .
اتظارات خود از كودكان در امر انجام تكاليف مدرسه را كمتر كنند و به آنها سخت نگيرند .
كودكان در شرايط بحران بيش از هر زمان ديگري نياز به بازي دارند زيرا بازي باعث منحرف كردن توجه آنان از استرس مي شود و به آنها آرامش مي دهد .مانع بازي و
سر گرمي آنها نشوند .
حمايت هاي اوليه روانى - اجتماعى براى آسيب ديدگان بلايا
با آسيب ديدگان ارتباط صحيح برقرار كنند .
در انتقال مصدومين جسماني به بيمارستان عجله نكنند .
به افراد اطلاعات صحيح بدهند .
افراد را از ديدن جنازه عزيزانشان محروم نكنند .
مانع ابراز احساسات افراد نشوند .
استراحت شبانه ضروري است. مردم را تشويق كنند سر و صداي شبانه را كم كنند
براي آرامش بخشيدن به افراد از باو رهاي ديني آنها كمك بگيرند.
افراد را تشويق كنند در مراسم تشيع جنازه و نماز ميت شركت كنند .
سعي نكنند افراد را به زور از محل سكونت خود دور كنند.
مانع تجمع داغ ديدگان نشوند. عزاداري عمومي به آرامش رواني آسيب ديدگان كمك مي كند .
داغديدگان را به شركت در فعاليت هاي اجتماعي ، ورزشي و باز سازي تشويق كنند .
در صورت وقوع درگيري جلو گيري از دعوا و جر وبحث مفيد است .
در صورتي كه متوجه شدند فردي به علت فشار رواني به مواد مخدر روي آورده او را از اين كار منع كنند.
در صورتي كه علايم اختلالات رواني در افراد مشاهده شد آنها را به تيم حمايت رواني- اجتماعي معرفي كنندولي صراحتا عنوان نكنند كه او رواني شده .
حمايت هاي اوليه روانى –اجتماعى
در مورد كودكان آسيب ديده چيست ؟
كودكان را از والد ينشان جدا نكنند .
در صورتي كه اشيا يا لباسي از پدر يا مادري كه فوت كرده باقي مانده است ان را در اختيار فرزند ش قرار دهند.
حتي الامكان از تغيير مكان مداوم كودك خودداري كنند.
به نيازهاي تغذيه اي و بهداشتي كودكان در تمام سنين توجه كنند .
امكانات بازي و سرگرمي براي كودكان فراهم كنند .
نقاشي كردن كود كان علاوه بر تخليه هيجاني و تسكين رواني مي تواند نشان دهنده مكنونات ذهني آنان نيز باشد .
سوگ چيست؟
باز ما ند گان حوادث غير مترقبه ممكن است تعدادي از عزيزان خود را از دست باشند . به دنبال از دست دادن يا فقدان يكي از عزيزان همه افراد معمولا واكنش هاي را كه سوگ نام دارد پشت سر مي گذارند . اگر اين مراحل بصورت موفقيت آميزي پشت سر گذاشته شودافراد مي توانند زندگي خود را بازسازي كرده ودچار عوارض رواني ناشي از استرس نشوند .
فرايند سوگ
انكار فقدان:در اين مرحله فرد وقوع حادثه و يا از دست دادن نزديكان ياعزيزان خود را باور نمي كند .
درك فقدان:فرد كم كم به اين نتيجه مي رسد كه عزيزش را از دست داده بنا براين احساسات خود را بروز ميدهد.
احساس ترك شدن واضطراب:فرد احساس مي كند كه تنها مانده و كسي را ندارند و اضطراب زيادي در مورد اينده پيدا مي كند .
نا اميدي: گريه كردن ، مشكل در تصميم گيري احساس نا آرامي ،بي خوابي ، از دست دادن اشتها تحريك پذيري ، فراموشكاري واز دست دادن كنترل خود .
خشم : عصبانيت فرد نسبت به خود و اطرافيان و حتي گلايه و شكايت از خدا در اين مرحله ديده مي شود .
فرد بيش از حد گريه مي كند ودائما عزيز از دست رفته خود را بياد مي آورد .
احساس گناه: فرد شديداً احساس گناه مي كند و خود را بخاطر اتفاقي كه افتاده مقصر مي داند .
اساس تهي بودن پوچي و بيهودگي.
همانند سازي با عزيز از دست رفته .
افسردگي شديد: فرد نااميد است وحتي ممكن است خودكشي كند
مرحله باز سازي: در صورت حل شدن سوگ و گذشتن از اين مراحل فرد قادر خواهد بود زندگي عادي خود رااز سر گيرد .
همكار گرامي : در زمان ارائه خدمات رواني ، اجتماعي به آسيب ديدگان ممكن است دچار فرسودگي شغلي شويد كه علائم آن به شرح ذيل مي باشد
خستگي مفرط
از دست دادن روحيه
عدم توانايي براي تمركز
علايم بدني مثل سردرد يا نارحتي معده
مشكلات خواب
درگير شدن بيش از حد در كارها
بي نيازي به خواب
بدبيني
نا كارآمدي و بي اعتمادي
تند خوئي و بد اخلاقي
مصرف بيش از حد سيگار يا مواد مخدر
براى رفع فرسودگي شغلي چه بايد كرد ؟
كنترل و اداره استرس . يكى از روش هاى كه به شما كمك ميكند تا آرامش خود را در زمان استرس دوباره بدست آوريد روش خود آرام سازى است .
استراحت و خواب و تغذيه مناسب
بازگويى روان شناختى
مشاوره با متخصص
محمد اسماعيل مهري كارشناس بهداشت روان شهرستان فردوس
مهدي فلاحي كارشناس بهداشت روان مركز بهداشت استان
|