معاونت بهداشت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گروه بهداشت رواني و اجتماعي >آموزش کارکنان

بازگشت

 
 
 
 

ویژگی های افراد خلاق

 
آيا افراد خلاق داراي ويژگيهاي خاصي هستند؟ بررسي نشان مي دهد كه هر چند افراد خلاق از هوش بالاتر از متوسط برخوردار هستند،اما براي اينكه فرد بسيار خلاق باشد ضرورتا نبايد نابغه باشد(نيكولز 1972).افراد خلاق تازگي و بديع بودن را ترجيع مي دهند،پيچيدگي مسائل توجه آنان را جلب مي كند و به قضاوتهاي مستقل مي پردازند(بارون هارنيگتون 1981 ). علاوه بر توانايي تمام كردن، كامل كردن و يكي كردن افكار گوناگون در اين افراد بيش از ديگران است .

افراد خلاق در يكي كردن تفكر كلامي با تفكر بصري (كرشنر ولجر1958) و تفكر منطقي و تخيلي (سالتر 1980) سرآمدتر از افراد غير خلاق هستند.

افراد خلاق بيشتر به وسيله علايق دروني خود نسبت به كارهاي خلاق برانگيخته مي شوند تا عوامل بيروني نظير شهرت ،پول يا تاييد ديگران.در واقع ،وقتي دلايل بيروني باعث انجام كارهايي مي شود كه ذاتا جزو كارهاي فكري خلاق به حساب مي آيد،ممكن است شخص انگيزه خود را براي انجام آن از دست بدهد.

علاوه بر موارد فوق افراد خلاق ويژگيهاي ديگري نيز دارند كه آنها را از ساير افراد متمايز مي كند اين ويژگيها عبارتند از:

1-افراد خلاق، بخش عمده اي از وقت خود را صرف توجه دقيق به اطاف خود مي كنند و از اين طريق سوژه هاي جديدي براي فكر كردن پيدا مي كنند.

2-افراد خلاق بسيار كنجكاو بوده و به طور مستمر در جستجوي موضوعات پيچيده ،جديد و ناشناخته و عجيب هستند.به همين سبب آنها در مقايسه با افرادي كه از توانايي خلاقيت كمتري برخوردار هستند،سوالات بيشتر و پيچيده تري را مطرح مي كنند.اين ويژگي را به سادگي در بچه ها مي توان تشخيص داد.

3-حل مشكلات و مسائل توسط افراد خلاق از اصالت خاصي برخوردار است.

4-افراد خلاق انعطاف پذير هستند و در ارائه راه حل و انديشه بكر و بديع آمادگي بسيار دارند(گليفورد 1959) آنها با استفاده از اين ويژگي ،توانايي تعقيب و دستيابي به راه حل مشكل را از راه هاي مختلف دارا هستند.

5-افراد خلاق به استقلال و ناهمنوايي تمايل دارند و در مواردي كه دستورهايي بر خلاف ميل و يا اعتقادات خود دريافت كنند به سرپيچي از آنها تمايل نشان مي دهند به اين سبب اعمال مديريت در مورد افراد خلاق بسيار دشوار است (كانجرو پيترسن 1984) آنها اگرچه به دستور گرفتن از ديگران اعتقاد ندارند، نياز مبرم به مورد پذيرش واقع شدن دارند، زيرا اين احساس براي آنها آرامش خاطر دلپذيري را ايجاد مي كند. ضمنا آگاهي به اين مطلب كه انديشه هايشان مورد قبول واقع شده ،اتكاء به نفس زايدالوصف در آنان ايجاد مي كند.

6-افراد خلاق ، مسائل پيچيده را به مسائل ساده ترجيح مي دهند و با علاقمندي بسيار براي يافتن راه حل مي كوشند.

7-بر اساس نظريه وايت (1969) افراد خلاق علي رغم استنباط ديگران ، بسيار فعال نبوده،با مقايسه با ديگران از هوش و ذكاوت خارق العاده نيز برخوردارنيستند.هوش يكي از پيش نياز هاي خلاقيت است و پايين بودن درجه هوشي فرد معمولا به پايين قرار گرفتن ويژگي خلاقيت منجر مي شود ،اما هوش سرشار نيز دلالت بر خلاق بودن شخص نمي كند.كرتاگنبرگ(1972) بر اين عقيده است كه افراد داراي هوش پايين عموما از نظر خلاقيت نيز ناتوانند و خلاقيت در افراد داراي هوش كمي بالاتر از ميانگين بيشتر مشاهده شده است .در اين مورد گرتزل(1962) معتقد است كه اشخاص باهوش و ذكاوت خوب در مدارج تحصيلي ،بسيار خوب عمل مي كنند ولي شاهد كيفي كه دلالت بر خلاقيت آنها بكند بسيار كم است.به طور خلاصه پژوهشگران به يك رابطه يا همبستگي

نسبتا كم بين هوش و خلاقيت دست يافته اند(آناستاري و شيفر 1971،گتزل و جكسن،1962).

8-مسائل و وضعيت هايي را مي بيند كه قبلا مورد توجه قرار نگرفته است و فكرهاي بكري را ارائه مي دهد.اصولا يك فرد خلاق بي تفاوت از كنار مسائل نمي گذرد و محيط پيرامون را هميشه با دقت مورد توجه قرار مي دهد.

9-ايده ها و تجربيات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط مي دهد و آنها را بر مبناي مزيتشان مورد بررسي قرار مي دهد.چراكه ارائه فكر مشكل نيست بلكه ارائه فكر و ايده هاي سودآور،مفيد،باصرفه و... مشكل خواهد بود.

10-معمولا چندين شق (بديل) براي هر موضوع معين دارند،به عبارتي سلاست فكر دارند.يكي از مهمترين ويژگي افراد خلاق داشتن سلاست فكر است به طوري كه همزمان در مورد يك مساله چندين فكر و راه حل را داشته باشد.

11-نسبت به پيش فرضهاي قبلي ترديد مي كنند و محدود به رسم و عادت نمي شوند.از طرف ديگر تداوم حيات سازمانها به بازسازي آنها بستگي دارد،بازسازي سازمانها از طريق هماهنگ كردن اهداف با وضعيت روز و اصلاح و بهبود روشها ي حصول اين اهداف انجام ميشود، بدون بازسازي ،سازمان نمي تواند دوام زيادي بياورد و بازسازي هم جز از طريق نوآوري كه خود ثمره خلاقيت است ،ميسر نيست.بنابراين سازمان ها براي ادامه حيات و بقاي خود به بازسازي از طريق خلاقيت نيازمندند،خلاقيت در سازمان كار نيروهاي خلاق است اين نيروهاي خلاق در تمام سازمانها به وفور يافت مي شوند. هنر مدير موفق در اين سازمان شناسايي و از وجود آنها براي بهبود و بازسازي سازمان استفاده نمايد ،ويژگيهايي كه در اين مقاله به آنها اشاره شد مي تواند راهگشاي بسياري از مديران باشد چه بسا بعضي از اين ويژگيها در نگاه اول به عنوان يك ضعف ممكن است به حساب بيايد.مديران امروزي ما بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه موانعي براي بروز خلاقيت وجود دارد كه بحث مفصلي را مي طلبد و پرداختن به آنها خارج از اين مقاله است اما مهمترين آنها عبارتند از :

1-عدم اعتماد به نفس ، 2-ترس از انتقاد و شكست ،3-تمايل به همرنگي و همگوني ،4-عدم تمركز ذهني و...

بايد اين نكته را قبول كنيم كه همگي ما عادت زده ايم بنابراين مديريت سازمان بايد هميشه از بروز ايده ها و فكر هاي جديد استقبال نمايد و افراد خلاق را تشويق كند.براي اينكه خلاقيت به وقوع بپيوندد، بايد چنان نگرشي وجود داشته باشد تا از پيشنهادهايي كه مبتني بر تغيير شرايط موجودند،استقبال كند،يك نگاه سرد يا بهت زده رئيس به زيردستي كه پيشنهادي ارائه كرده است به وي مي فهماند كه ديگر از اين نوع پيشنهادها ندهد.جداي از اينكه نظر مديريت و زبان و ظاهر درباره خلاقيت چيست ؟-طرفداري مي كند يا مخالفت-ملاك اصلي براي پيشنهاد دهنده ،آن چيزي است كه مدير در عمل انجام مي دهد،نه سخن او. متاسفانه در نظام اداري ما كم نيستند مديراني كه خود را عقل كل مي دانند و كارمندان را افرادي كه مجبورند دستورات غير منطقي آنها را اجرا كنند.اين مديران يكي از مهمترين موانع خلاقيت و نوآوري در نظام اداري هستند باشد كه ان شاء ا... در برنامه سوم توسعه كه يكي از مهمترين محورها ي آن تحول اداري است به اين نكات نيز توجه شود و شايسته سالاري كه هميشه غريب بوده اين بار به آشنايي براي همه تبديل شود.

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گروه بهداشت رواني و اجتماعي > آموزش عموم

بازگشت

 
 

چگونه انتقاد كنيم تا نتيجه بگيريم

 
 
 

شما در مقابل انتقاد چگونه عمل مي‌كنيد؟

آيا انتقاد سبب خشم و عصبانيت شما مي‌شود؟

آيا شما نيز گه‌گاه با سخنان انتقادآميز خود موجب رنجش ديگران مي‌شويد؟ آيا از ترس اين‌كه مبادا كسي را از خود برنجانيد، در بيان مطالبي كه آن را مفيد مي‌دانيد، ترديد مي‌كنيد؟

پاسخ اين پرسش‌ها اغلب مثبت مي‌باشد چرا كه مردم معمولاً‌ تمايل دارند انتقاد را به شكل منفي به كار برند و تعبير و تفسير كنند و يا به دليل منفي بودنش از انتقاد كردن خودداري نمايند. اگر چند نفر را به طور اتفاقي انتخاب كنيد و از آنان بپرسيد « معني انتقاد چيست؟» به احتمال زياد خواهند گفت: «انتقاد اظهارنظري است مخرب، تحقير‌كننده يا خصومت‌آميز كه هدفش عيبجويي است.»

چرا انتقاد در مفهوم رايج خود داراي تاثير تا بدين حد مخرب و منفي است؟
  • در انتقادهاي متداول، انتقاد كننده معمولاً به شكلي غيرمنصفانه فقط روي نقاط ضعف انگشت مي‌گذارد.
  • انتقاد به صورت متداول خود جرياني منحصراً‌ يكسويه است.
  • انتقاد نادرست احتمال رشد و پيشرفت را از بين مي‌برد. اين شيوه با تمركز بر روي اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهيز از خطا را مي‌بندد. وقت آن رسيده كه در تعريف انتقاد تجديد نظر كنيم و بدين ترتيب مفهوم قبلي آن را تغيير داده، در روند انتقاد كردن و انتقاد شنيدن تحول و اصلاحاتي ايجاد كنيم. به تعاريف جديد توجه كنيد:

انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به ديگران به نحوي كه افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به كار برند. و يا انتقاد وسيله اي است براي تشويق و افزايش رشد فردي و روابط اجتماعي

براي اينكه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودي كنيم، بايد به يك پرسش كليدي پاسخ دهيم:

اطلاعاتي را كه مي‌خواهيم به فرد مخاطب بدهيم، چگونه بيان كنيم كه از يك طرف مخاطب ما آن را بپذيرد و از آن سود ببرد و از طرف ديگر به بهبود روابط ما با او كمك كند "به عبارتي ديگر" چه بگوييم؟ "و" چگونه بگوييم؟"

اين پرسش، مركز ثقل مساله را از عيبجويي به حل مشكل تغيير مي‌دهد.

براي طرح يك انتقاد سازنده و مؤثر بايد موارد ذيل را مدنظر داشته باشيد:

  • رفتار مورد انتقاد را مشخص كنيد.
  • انتقاد خود را تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.
  • اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است. در غير اين‌صورت از انتقاد صرف‌نظر كنيد.
  • از عبارت نظر شخصي من اين است استفاده كنيد و از تحميل نظريات خود بپرهيزيد.

واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.

  • موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد، زيرا شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند.
  • بكوشيد انگيزه‌هايي براي تغيير رفتار پيدا كنيد و خود را متعهد بدانيد كه انتقاد شونده را در حل مشكلش كمك كنيد.
  • اجازه ندهيد گفته هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد.
  • از ژست‌هاي خشم‌آلود، مانند گره كردن دست، اخم كردن، گره به ابرو انداختن و نظائر آن بپرهيزيد.
  • حالت و رفتار شما مي‌بايست گفته‌هاي شما را تقويت كند نه آنكه آنها را نفي كند.
  • با مشكلات و احساسات طرف مقابل، همدلي نشان دهيد.
  • شتابزده انتقاد نكنيد.
  • بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند: « مي دانم که به من اين اجازه را مي دهيد که در مورد … حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود.» در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد.
  • اگر نتيجه انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نموديد، وي را تحسين كنيد.

منبع: «هيچ کس کامل نيست» ترجمه: پريچهر معتمد گرجي

 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گروه بهداشت رواني و اجتماعي > آموزش عموم

بازگشت

 
 

خانواده خوشبخت

 
 
 
 

وَ مِنءَاَيتِهِ أَن خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسكُنُوا إِلَيهَا وَ جَعَلَ بَينَكُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَأَيتٍِِِِ لِّقَومٍ َيتَفَكَّرُونَ

و از نشانه هاي او(خدا) اين كه از [ نوع] خودتان همسراني براي شما آفريد تا بدانها آرام گيريد، و ميانتان دوستي و رحمت نهاد.آري، در اين (نعمت) براي مردمي كه مي‎انديشند قطعاً نشانه‎هايي است. ( سوره روم آيه 21 )

وَ مِن ءَاَيتِهِ أَن خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسكُنُوا إِلَيهَا وَ جَعَلَ بَينَكُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَأَيتٍِِِِ لِّقَومٍ َيتَفَكَّرُونَ

و از نشانه هاي او(خدا) اين كه از [ نوع] خودتان همسراني براي شما آفريد تا بدانها آرام گيريد، و ميانتان دوستي و رحمت نهاد.آري، در اين (نعمت) براي مردمي كه مي‎انديشند قطعاً نشانه‎هايي است. ( سوره روم آيه 21 )

طبيعي ترين شكل خانواده، اين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند. كوشش مصلحان جامعه - مخصوصاً پيامبران خدا - اين بوده است كه نظام خانواده، يك نظام مستحكم و پايدار باشد و هيچ عاملي نتواند اين كانون سعادت را متلاشي گرداند. به هر حال خانواده‎ي خوشبخت نشانه‎هايي دارد كه ما دراينجا به چند نمونه ي آن اشاره مي‎كنيم. اميد است كه خانواده ي شما نيز برخوردار از اين نشانه ها باشد.

1- در بين اعضاي خانواده جمله " به من چه يا به تو چه " رد و بدل نمي‎شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقي اعتقاد دارند و احساس مسئوليت مي كنند.

2- افراد به يكديگر اعتماد دارند و از اين اعتماد سوء استفاده نمي‎كنند و اعتماد را يكي از پايدارترين ويژگي ازدواج موفق و خانواده موفق مي‎دانند.

3 - تا جايي كه امكان دارد با هم هستند و در میهماني‎ها يا كارهاي مربوط به خانواده تنها نمی‎‎روند. همدلي، همكاري، همفكري، هماهنگي را بقاي خانواده خوشبخت مي دانند.

4- با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف، با گفتگو و مشورت به تفاهم مي‎رسند و سعي مي‎كنند اگر سوء‎تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون اين كه كسي بفهمد حل كنند.

5 - به سليقه ها و عقايد يكديگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل مي‎كنند.

6 - نسبت به هم شرم مسموم ندارند يعني خواسته هاي طبيعي خودشان را بدون نگراني يا خشونت ابراز مي‎كنند.

7 - به حريم يكديگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمي روند.

8 - نگران سلامت روحي و جسمي يكديگر بوده و از هم مراقبت مي‎كنند. اگر چنانچه مشكلي به وجود آيد، سعي وافر در حل مشكل را دارند.

9- در بيشتر اوقات لحظات خوشي را كه با يكديگر بوده اند مرور مي كنند؛ دنبال خاطرات تلخ نيستند، دوست دارند هميشه در خوشي، شادي و نشاط زندگي كنند.

10 - براي فاميل ها و همسايه‎هاي خود اهميت قائل‎اند و پذيراي فاميل يكديگر هستند.

11 - از امور مالي يكديگر خبر دارند و چيزي را از يكديگر پنهان نمي‎كنند. صرفه جويي و پس انداز کردن جزء برنامه هاي اقتصادي خانواده هاي خوشبخت است.

12- براي رشد يكديگر تلاش كرده و زمينه پيشرفت خانواده را فراهم مي‎كنند.

13- افراد به هم افقي نگاه مي‎كنند نه عمودي. يعني هيچ كس خود را برتر از ديگري و در مقام قدرت نمي‎بيند. ديكتاتوري، زور و قدرت طلبي حاكم نيست.

14- همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، اميد داشتن مي‎كنند و خودشان را در زندگي برنده مي‎دانند.

15- در كنار هم احساس امنيت و آرامش مي‎كنند نه ترس و اضطراب يا تنش و درگيري.

16- علاقه، عشق، محبت، صفا و يكدلي خود را هم در رفتار و هم در گفتار به يكديگر ابراز مي‎كنند.

17- از يكديگر انتظار بيجا و توقع نامناسب ندارند.

18 - اگر مشكلي پيش بيايد به راه حل فكر مي‎كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمي‎گردند. دست به علت‎يابي و ريشه‎يابي آن مشكل مي‎زنند و راه حل منطقي ارائه مي‎دهند.

19- هريك از طرفين پيوسته به فكر خوشحال نمودن و راضي نگه داشتن يكديگر هستند.

20 - زن و شوهر به خاطر همديگر زندگي مي‎كنند: اول خود بعد ديگران. زندگي آنها به خاطر بچه‎ها يا ترس از طلاق و حرف مردم نيست.

21 - زن و مرد مي‎توانند هر روز به دنياي اختصاصي يكديگر نزديكتر شوند، كار به مسائل خصوصي و زندگي ديگران ندارند.

22 - با درخواست هاي يكديگر برخوردهاي مثبت و منطقي دارند.

23 - زن و مرد در كنار يكديگر هستند نه رو در رو و رقيب يكديگر، بلكه رفيق هم هستند و واكنش منفي از خود نشان نمي‎دهند.

24 – خانواده‎هاي خوشبخت تلاش دارند كه بچه‎هاي خوب و خوشبختي نيز به جامعه تحويل دهند.

 
 
 
 

 

 

 

 

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گروه بهداشت رواني و اجتماعي > آموزش عموم

بازگشت

 
 
آموزش حمايت هاي رواني اجتماعي
در بلايا و حوادث غير مترقبه
ويژه كاردانهاى بهداشتى
 
 
 
 مقدمه :

كشور ما ايران در طول تاريخ با حوادث غير مترقبه و بلاياي طبيعي فراواني دست به گريبان بوده وبنا به جايگاه جغرافيايي خاص خود جزو ده كشور بلا خيز جهان به شمار مي رود .

بر اثر اين سوانح و بلايا افراد بسياري جان خود را از دست داده وتعداد زيادي از نظر رواني و جسماني آسيب ديده اند .

آسيب ديدگان بلايا رنج وفشار رواني زيادي را تجربه كرده ونياز مند حمايت رواني هستند .

سلامت چيست وچه فعاليت هائي در بهداشت روان صورت مي گيرد ؟

سلامت :حالت رفاه کامل جسمی و روانی و اجتماعی ونه فقط فقدان بیماری .

بهداشت روانی:حالتی ازرفاه که دران فرد توانا ئی هایش را باز می شناسد و قادر است با استرس های معمول زندگی تطابق حاصل کرده از نظر شغلی مفید و سازنده باشد و با دیگران مشارکت و همکاری داشت باشد .

بلا يا سانحه چيست ؟

بلا يك پديده محيطي شديد وناگهاني با ابغاد وسيع وگسترده ايست كه در جريان آن منطقه آسيب ،نيازمند كمك هاي خارج منطقه بوده ودر نتيجه آن عملكرد فرد وجامعه مختل مي شود .

انواع بلايا

بلاياي طبيعي: در نتيجه عمل نيروهاي طبيعي بوجود آمده و انسان در ايجاد آن نقشي نداردمانند زلزله و سيل .

بلاياي انسان ساخته: منشا وقوع آن ها بطور مستقيم يا غير مستقيم در كنترل انسان است مانند جنگ يا آتش سوزي .

حمايت رواني در بلايا چيست ؟

فرايندي است كه درراستاي تامين بهداشت رواني آسيب ديدگان سوانح انجام مي گيرد تا به آنها كمك كند به طور موثر خود را با فشار هاي رواني ناشي از سوانح سازگار نمايند و با افراد خانواده ومحيط خود ارتباط مناسب برقراركنند .

واكنش رواني افراد در بلايا

پس از هر سانحه يا بلا افكار واحساسات و يا رفتار هايي در بين افراد بازمانده اي كه آسيب ديده و يا شاهد صحنه اي دردناك بوده اند جريان پيدا مي كند .

وجود اين واكنش ها در هفته هاي اوليه وقوع بلايا امري طبيعي است و به معني وجود بيماري رواني در آنها نيست.

اين علايم واكنشي طبيعي به يك حادثه كاملاغير معمول است ودر بسياري از موارد در طول زمان تخفيف مي يابدو از بين مي رود.

واكنش هاي افراد در مراحل مختلف واكنش رواني در بلايا

مرحله تماس يا ضربه: اين مرحله در چند دقيقه پس ازحادثه بروز مي كند وغالبا گذرا و كوتاه مدت است.

مرحله واكنش يا قهرمان گرايي: در ساعات اوليه حادثه بروز مي كند و افراد احساس مي كنند بايد كاري انجام دهند و بطور داوطلبانه در امداد رساني شركت مي كنند.

مرحله اميدواري وفراموشي غم: يك هفته تا چند ماه پس ازحادثه بروزمي كند وهمزمان با رسيدن نيروهاي كمكي افراد اميدوار شده و به يك حالت ارامش نسبي مي رسند .

مرحله مواجهه با واقعيت: 2 الي 3 ماه پس از وقوع حادثه بروز ميكند و افراد تازه متوجه وسعت خسارات ميشوند.

مرحله تجديد سازمان: 6ماه تا يك سال پس از وقوع حادثه بروز ميكندو افراد شروع به بازسازي رواني وبازسازي زندگي خود ميكنند

گروه هاى آسيب پذير در بلايا كدامند؟

بلايا بر افراد اثر يكساني ندارند و برخي نسبت به ديگران آسيب پذيري بيشتري دارند. كودكان وزنان و سالمندان و همچنين معلولين و كساني كه تنها زندگي مي كنند يا منابع حمايتي و مالي كمتري دارند و افراد بي سواد وكساني كه دسترسي به اطلاعات ندارند احتمال دارد در هنگام وقوع بلايا دچار عوارض رواني بيشتري شوند .

واكنش هاى كودكان

كودكان در سنين مختلف واكنش هاي متفاوتي از خود نشان مي دهند .

كودكان پيش دبستاني (5-1 سال)

ترس از جدايي و چسبيدن بيش از حد به والدين .

ترس از بيگانه ها و بي اعتمادي به ديگران .

ترس از تاريكي و ترس از اشياي خيالي .

مشكل در به خواب رفتن وخودداري از تنها خوابيدن .

ديدن روياهاي ترسناك .

برگشت به رفتارهاي اوليه رشد مثل شب ادراري .

فعاليت بيش از حد و پرخاشگري .

اختلال در صحبت كردن يا سكوت و لكنت زبان .

كودكان دبستاني (11-6 سال)

احساس غمگيني .

مشكلات خواب (مثل بي خوابي پر خوابي يا كابوس)

اضطراب نگراني وترس ازتكرارشدن اتفاقي كه منجر به از دست دادن نزديكانش شود .

مشكلات تحصيلي .

برگشت به رفتار هاي اوليه كودكي مثل شب ادراري يا انگشت مكيدن .

شكايت هاي بدني مثل درد شكم و سر درد و سر گيجه .

نوجواني (18-12 سال)

علايم بدني مثل دردهاي شكمي وسردرد ونارحتي پوستي.

مشكلات خواب وكابوس .

نزاع با ديگران و تحريك پذيري .

افت تحصيلي .

طغيان و سر كشي در خانه ومدرسه .

افسردگي يا غمگيني .

از دست دادن علاقه به تفريح يا فعاليت هاي گروهي .

واكنش هاي رواني زنان دربلايا

زنان واكنش ها وعلايم رواني بيشتري بعد از وقوع بلايا نسبت به مردان از خود نشان مي دهند . زنان معمولا نقش اصلي مراقبت از فرزندان را بر عهده دارند وكمتر احتمال دارد به خاطر فرزند خود هنگام بروز بلايا محل حادثه را ترك كنند . در صورتي كه سرپرست خانواده از دست رفته باشد ممكن است در مورد كمكهايي كه توزيع مي شود مورد تبعيض واقع شوند يا دچار فقر و تهي دستي شوند .با وجود اين پس از بلايا فرصت هايي وجود دارد كه زنان بتوانند شبكه هاي اجتماعي تشكيل داده ودر انجمن هاي مردمي نقش رهبري يا عضوي فعال را بر عهده بگيرند و از حمايت هاي بيشتري برخوردار شوند .

واكنش هاى روانى سالمندان دربلايا

در صورت بروز بلايا سالمندان در معرض خطر بيشتري قرار دارند . آنها معمو لا دچار افسردگي شده و گوشه گير و منزوي مي شوند . فراموش كاري يا حواس پرتي در آنها ممكن است علامتي از افسردگي باشد . همچنين ممكن است دچار احساس پوچي و بي كسي شوند ودربعضي مواقع دست به خود كشي بزنند .

علايم اختلالات رواني در افراد آسيب ديده كدامند؟

اضطراب :احساس نگراني ، دلهره ودلشوره ، انتظار وقوع حوادث بد در اينده همراه با علايم جسماني مانند طپش قلب ، تنگي نفس ، لرزش تعريق ، احساس كوفتگي و فشار عضلاني ، كاهش تمر كز حواس و بي خوابي از علايم اضطراب است .

افسردگي: احساس غمگيني و بي علاقگي به زندگي ، نااميدي ، لذت نبردن از زندگي ،آرزوي مرگ و در موارد شديد افكار يا حتي اقدام به خود كشي،بي اشتهايي ، كندي در فكر وحركت يا بر عكس بي قراري حركتي و بي خوابي از علايم افسردگي است .

.تحريك پذيري و عصبا نيت زياد .

تجربه مجدد حادثه:به اين صورت كه انگار دوباره حادثه اتفاق مي افتد .اين علامت مي تواند در خواب يا بيداري اتفاق بيافتد ودر برخي موارد شخص به شكلي عمل كند كه انگار در همان موقعيت قرار دارد .

علايم جسماني مبهم بدون وجود بيماري جسماني .

علايم اختلالات رواني شديد :

الف ) توهم يعني درك محركي كه وجود خارجي ندارد .

ب )هذيان يعني فكرهاي غلطي كه با فكر و فرهنگ اطرافيان متفاوت بوده و با استدلال نيز اصلاح نشود .

چه كساني را بايد به پزشك مركز ارجاع فوري داد ؟

كساني كه قصد آسيب رساندن به خود را دارند ويا منشاء مزاحمت براي ديگران هستند .

كساني كه شدت مشكلات عصبي رواني آنها به حدي است كه اظهار مي كنند نمي توانند رنج آن را تحمل كنند ويا در انجام امور روزمره خود ناتوانند .

كساني كه دچار علايم بيماري رواني شديد شده اند.

كساني كه تجربه مجدد حادثه در آنها پس از يك ماه هنوز ادامه دارد .

كودكاني كه دچار پسرفت شده اند.

چه آموزش هاي را بايد به والدين كودكان آسيب ديده داد ؟

براي شناخت ترس كودكان بهتر است با آنها ارتباط بر قرار كرد و به آنها اجازه داد در مورد حادثه حرف بزنند

به سوالات كودك خود صادقانه پاسخ دهند .

كودكان احتياج به آرامش واطمينان بخشي دارند با خونسردي آنها را در اغوش بگيرند .

در كار روزانه و خواب وتغذيه شان هماهنگي ايجاد كنند ونظمي را كه قبل از حادثه وجود داشت به خانواده برگردانند

به نيازهاي بهداشتي و تغذيه اي كودكان توجه كنند .

رفتارهاي مثل شب ادراري كودكان را بپذيرند وبدون سخت گيري به اوآرامش داده وتنبيهش نكنند .

كودكان و نوجوانان را به فعاليت هاي نيكوكارانه ، كمك به مردم در باز سازي شهر، كمك درامر كشاورزي وباغباني تشويق كنند .

اتظارات خود از كودكان در امر انجام تكاليف مدرسه را كمتر كنند و به آنها سخت نگيرند .

كودكان در شرايط بحران بيش از هر زمان ديگري نياز به بازي دارند زيرا بازي باعث منحرف كردن توجه آنان از استرس مي شود و به آنها آرامش مي دهد .مانع بازي و

سر گرمي آنها نشوند .

حمايت هاي اوليه روانى - اجتماعى براى آسيب ديدگان بلايا

با آسيب ديدگان ارتباط صحيح برقرار كنند .

در انتقال مصدومين جسماني به بيمارستان عجله نكنند .

به افراد اطلاعات صحيح بدهند .

افراد را از ديدن جنازه عزيزانشان محروم نكنند .

مانع ابراز احساسات افراد نشوند .

استراحت شبانه ضروري است. مردم را تشويق كنند سر و صداي شبانه را كم كنند

براي آرامش بخشيدن به افراد از باو رهاي ديني آنها كمك بگيرند.

افراد را تشويق كنند در مراسم تشيع جنازه و نماز ميت شركت كنند .

سعي نكنند افراد را به زور از محل سكونت خود دور كنند.

مانع تجمع داغ ديدگان نشوند. عزاداري عمومي به آرامش رواني آسيب ديدگان كمك مي كند .

داغديدگان را به شركت در فعاليت هاي اجتماعي ، ورزشي و باز سازي تشويق كنند .

در صورت وقوع درگيري جلو گيري از دعوا و جر وبحث مفيد است .

در صورتي كه متوجه شدند فردي به علت فشار رواني به مواد مخدر روي آورده او را از اين كار منع كنند.

در صورتي كه علايم اختلالات رواني در افراد مشاهده شد آنها را به تيم حمايت رواني- اجتماعي معرفي كنندولي صراحتا عنوان نكنند كه او رواني شده .

حمايت هاي اوليه روانى اجتماعى

در مورد كودكان آسيب ديده چيست ؟

كودكان را از والد ينشان جدا نكنند .

در صورتي كه اشيا يا لباسي از پدر يا مادري كه فوت كرده باقي مانده است ان را در اختيار فرزند ش قرار دهند.

حتي الامكان از تغيير مكان مداوم كودك خودداري كنند.

به نيازهاي تغذيه اي و بهداشتي كودكان در تمام سنين توجه كنند .

امكانات بازي و سرگرمي براي كودكان فراهم كنند .

نقاشي كردن كود كان علاوه بر تخليه هيجاني و تسكين رواني مي تواند نشان دهنده مكنونات ذهني آنان نيز باشد .

سوگ چيست؟

باز ما ند گان حوادث غير مترقبه ممكن است تعدادي از عزيزان خود را از دست باشند . به دنبال از دست دادن يا فقدان يكي از عزيزان همه افراد معمولا واكنش هاي را كه سوگ نام دارد پشت سر مي گذارند . اگر اين مراحل بصورت موفقيت آميزي پشت سر گذاشته شودافراد مي توانند زندگي خود را بازسازي كرده ودچار عوارض رواني ناشي از استرس نشوند .

فرايند سوگ

انكار فقدان:در اين مرحله فرد وقوع حادثه و يا از دست دادن نزديكان ياعزيزان خود را باور نمي كند .

درك فقدان:فرد كم كم به اين نتيجه مي رسد كه عزيزش را از دست داده بنا براين احساسات خود را بروز ميدهد.

احساس ترك شدن واضطراب:فرد احساس مي كند كه تنها مانده و كسي را ندارند و اضطراب زيادي در مورد اينده پيدا مي كند .

نا اميدي: گريه كردن ، مشكل در تصميم گيري احساس نا آرامي ،بي خوابي ، از دست دادن اشتها تحريك پذيري ، فراموشكاري واز دست دادن كنترل خود .

خشم : عصبانيت فرد نسبت به خود و اطرافيان و حتي گلايه و شكايت از خدا در اين مرحله ديده مي شود .

فرد بيش از حد گريه مي كند ودائما عزيز از دست رفته خود را بياد مي آورد .

احساس گناه: فرد شديداً احساس گناه مي كند و خود را بخاطر اتفاقي كه افتاده مقصر مي داند .

اساس تهي بودن پوچي و بيهودگي.

همانند سازي با عزيز از دست رفته .

افسردگي شديد: فرد نااميد است وحتي ممكن است خودكشي كند

مرحله باز سازي: در صورت حل شدن سوگ و گذشتن از اين مراحل فرد قادر خواهد بود زندگي عادي خود رااز سر گيرد .

همكار گرامي : در زمان ارائه خدمات رواني ، اجتماعي به آسيب ديدگان ممكن است دچار فرسودگي شغلي شويد كه علائم آن به شرح ذيل مي باشد

خستگي مفرط

از دست دادن روحيه

عدم توانايي براي تمركز

علايم بدني مثل سردرد يا نارحتي معده

مشكلات خواب

درگير شدن بيش از حد در كارها

بي نيازي به خواب

بدبيني

نا كارآمدي و بي اعتمادي

تند خوئي و بد اخلاقي

مصرف بيش از حد سيگار يا مواد مخدر

براى رفع فرسودگي شغلي چه بايد كرد ؟

كنترل و اداره استرس . يكى از روش هاى كه به شما كمك ميكند تا آرامش خود را در زمان استرس دوباره بدست آوريد روش خود آرام سازى است .

استراحت و خواب و تغذيه مناسب

بازگويى روان شناختى

مشاوره با متخصص

محمد اسماعيل مهري كارشناس بهداشت روان شهرستان فردوس

مهدي فلاحي كارشناس بهداشت روان مركز بهداشت استان

 
 
 
 

 

 

 

 

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گروه بهداشت رواني و اجتماعي > آموزش عموم

بازگشت

 
 
زنان وشادی
 
 
 
 روزگاري بود كه مادربزرگ‌ها منشا شادي و خنده بودند. آنها علاوه بر مسووليت‌هاي خانه‌داري سعي مي‌كردند كانون خانواده را گرم و شاد نگه دارند.از آن روزگاران سال‌ها مي‌گذرد ديگر نه حياطي به چشم مي‌خورد و نه صداي شادي كوچه‌هاي قديمي شهر را پر مي‌كند.
هرچه جامعه ما رو به صنعتي شدن رفت و اتوبان‌ها جاي خيابان‌ها را گرفت و شرق شهر محل كار و غرب شهر محل زندگي شد و ترافيك همه‌روزگاران ما را پر كرد شادي و شعف كوله‌بار خود را بست و جاي خود را به لبخندي ساده اما صميمي داد. شادي و خنده در جامعه ما معناي ديگري يافت. اثرات روحي و رواني شادي در زندگي كاملا آشكار است و اگر شادي در خانواده جريان نداشته باشد بخش اعظمي از بهداشت روان جامعه به هم مي‌ريزد.نقش كليدي يك زن در خانواده بر هيچ‌كس پوشيده نيست و او بايد منشا شادي در خانواده باشد تا خانواده بتواند به موفقيت‌ها و رضايتمندي‌هاي خاص خود برسد.اما چه كسي حاضر است اين شادي و شعف را به زنان ببخشد تا آنها سرمنشا شادكامي در خانواده‌شان و جامعه شوند.تحقيقات روانشناختي و جامعه‌شناختي نشان داده است بيشتر از 70 درصد مراجعه‌كنندگان به كلينيك‌هاي روان‌درماني از افسردگي و اختلالات خلقي زنانه رنج مي‌برند.اين آمار بيانگر آن است كه درصد بالايي از زنان جامعه ما از شرايط بد روحي و رواني رنج مي‌برند و افسردگي بر روان آنان حاكم شده است.بنابراين زن با چنين شرايطي كمتر به شادي خود فكر مي‌كند و يا حتي به دنبال آن مي‌رود.

عده‌اي اعتقاد دارند با وجود اين همه بررسي‌هاي جامعه‌شناختي و نظر‌سنجي‌هاي اجتماعي و رواني به نظر مي‌رسد زنان جامعه ما نسبت به مردان در روابط اجتماعي‌شان خوش‌برخورد‌تر و با نشاط‌تر هستند اما شادي و شادكامي تعريف خاص خود را دارد به هر خنده يا لبخند و يا برخورد بانشاطي نمي‌توان گفت «شادي پاسخي هيجاني است كه خيلي از فعاليت‌ها و احساسات عاطفي انسان را تحت تاثير خود قرار مي‌دهد.
شادي آرزوي قلبي هر كسي است هيچ‌كس از غمگين بودن و توقف در شرايط سوگواري و ناراحتي لذت نمي‌برد. بلكه همه افراد دوست دارند كه شرايط را براي خود تغيير دهند و به سمت شادي و لذت بردن از لحظات فرح‌بخش زندگي‌شان حركت كنند.
همچنین نوع شادي با توجه به موقعيت‌هاي اجتماعي، فردي و فيزيكي در زنان و مردان متفاوت است به علاوه ابزاري هم كه مي‌تواند آنها را شاد كند متفاوت است.

زنان معمولا از چيزهايي شاد مي‌شوند كه حرمت و حريم آنان را حفظ كند و شأن و منزلت اجتماعي‌شان را متزلزل نكند. زنان بيشتر وقتي به باور مثبتي از خود و احساس اعتماد به‌نفس و وابستگي و تعلق به خانواده‌شان دست پيدا كنند احساس شادي مي‌كنند، و در خيلي از مواقع شادي ديگران آنها را راضي و شاد مي‌كند.

تفاوت‌هاي كلي زنان و مردان بر هيچ كس پوشيده نيست اين تفاوت‌ها براي تضعيف يك جنس و برتري جنس ديگري نيست بلكه آفريده شدن عقل و منطق و در كنار آن عاطفه و احساس در هر دو جنس جهان را به سمت تعادلي باور نكردني مي‌كشاند.
زنان عواطف و احساسات بسيار ظريفي دارند. اين عواطف باعث مي‌شود كه زن نقش محوري در خانواده و جامعه پيدا كند. به همين منظور زنان بيشتر از طريق تحريك احساسات و عواطفشان يا دچار ياس و افسردگي شده و يا شاد و سرزنده مي‌شوند.
پديده‌هايي كه به احساس اعتماد به‌نفس و كشف توانايي‌ها و عرض‌اندام او در جامعه قدرت مانور بيشتري مي‌دهند غالبا زن را بيشتر از ساير پديده‌ها شاد مي‌كند .زنان به شادي واقعي و شعف نمي‌رسند مگر آنكه نسبت به خود احساس رضايت دروني بكنند و آرمان‌ها، آرزوها و باورهايشان را به واقعيت قبول كنند

زنان وقتي در خانه خود نقش مادري و يا همسري دارند، عواطف و احساساتشان در نقطه مركزي قرار مي‌گيرد يعني او هم با پدر خانواده، هم با پسر و هم با دختر و ساير نقش‌هاي خانواده ارتباط صميمي دارد و در قبال آنها احساس مسووليت متفاوتي مي‌كند. به دليل اين كانال ارتباطي كه يك مادر در خانواده دارد اگر او شاد باشد ساير اعضاي خانواده او نيز شاد هستند و بر عكس اگر زمينه‌هاي فشار عصبي، استرس، اضطراب و افسردگي در مادر باشد اين ناراحتي‌هاي او به شكل واگير رواني درآمده و به ساير اعضاي خانواده او آسيب جدي وارد مي‌كند.
به دليل همين محوريت مادر در خانواده مي‌بينيم كه زن در اين موارد منشا اثر است و شادي را به خانواده‌اش هديه مي‌كند. باوجود اينكه زنان مادر خارج از خانه كار مي‌كنند اما همچنان جايگاه عاطفي و ارتباطي خود را در خانواده‌شان حفظ كرده و در صورت داشتن شادي و شعف مي‌توانند در اعتماد به نفس، موفقيت و اميدواري تك‌تك اعضاي خانواده سهيم باشند.فرقي نمي‌كند مادر، همسر يا دختر خانواده باشيد به علت اينكه از جنس زن هستيد مي‌توانيد بيشترين اثر را روي خانواده خود و يا جامعه بزرگ تري مثل جامعه كاري و مشاركتي داشته باشيد.
تحقيقات نشان داده است دختران در خانواده نقش نفوذي‌تري نسبت به پسران داشته و به همين ترتيب بيشتر مي‌توانند روي تك تك اعضاي خانواده‌شان به لحاظ شادي و شادكامي اثر داشته باشند.

اين شرايط وقتي براي دختر، همسر يا مادر خانواده مهيا مي‌شود كه او احساس كند در خانواده‌اش رابطه متقابل عاطفي دارد و خانواده او به لحاظ احترام گذاشتن بر يكديگر خصوصا با وي متقابل عمل مي‌كنند. زنان وقتي بتوانند خود را قبول كنند و ديگران را نيز همان‌طور كه هستند بپذيرند مي‌توانند منشا اثرات مثبت روحي و رواني در خانواده‌شان شوند. در واقع زنان در اين جريان درگير يك تاثير متقابل قرار مي‌گيرند كه شايد در مردها به اين شدت وجود نداشته باشد. خيلي از مواقع اين احساس و ديدگاه زنان دست و پاگير شده و آنان را با مشكلات فراواني روبه‌رو مي‌كند.

اگر زني به هر دليل نتوانست توانمندي لازم را براي خود به دست آورد تا به احساس رضايت برسد مطمئنا تمام احساسات منفي او در اطرافيانش چه در محيط كار و يا خارج از خانه و چه در خانواده و يا محيط داخل خانه، اثر مي‌گذارد اما اين فقط زن نيست كه مي‌تواند منشا شادي شود بلكه ديگران نيز در شاد كردن زن نقش پراهميتي دارند. نگاهي كه يك شوهر به همسرش دارد يا نگاه و ديدگاه يك پسر و يا دختر در قبال مادرش مي‌تواند سرمنشا احساس شادي در زن شود. هر چه زن به اين ديدگاه برسد كه خانواده‌اش او را دوست دارند و وي را نقش با اثر و با اهميتي در خانواده مي‌دانند باعث مي‌شود كه او احساس رضايت كرده و شاد شود.

چه كنيم مادر يا همسري شاد داشته باشيم

فراهم آوردن شادي براي زنان كار سختي نيست فقط كافي است كمي آنان، احساسات و عواطفشان را باور و درك كرد. بايد درك كرد كه گاهي او نيز خسته مي‌شود، او نيز از درد يكي از اعضاي بدنش رنج مي‌برد، او نيز مثل همه آدم‌هاي ديگر نياز به يك هم‌صحبت دارد.

خيلي اوقات زن پس از اينكه با همسر يا كسي كه نقش مهمي در زندگي دارد صحبت مي‌كند و از ناراحتي‌هايش مي‌گويد از دغدغه‌هايش حرف مي‌زند و دليل دل آشوبي و اضطراب هر روزه خود را بيان مي‌كند و يا حتي چند قطره نيز اشك آرام مي‌گیرد و پس از اين توفان به آرامشي بسيار خوشايند مي‌رسد فقط به اين شرط كه كسي كه حاضر شده است به صحبت‌هاي او گوش فرا ‌دهد وي را باور كرده و در برابر او موضع جانبگيرانه نداشته است بلكه با الفاظي محبت‌آميز به او گفته «من تو را درك مي‌كنم هميشه در كنارت هستم» «نگران نباش ما از هم حمايت مي كنيم» و...

اگر دختر خانواده هستيد و دوست داريد مادرتان روحيه‌اي شاد داشته باشد با يك هديه ناقابل و يا حتي يك شاخه گل او را مهمان لحظه‌اي خوشايند كنيد. اگر نقش همسري را بر عهده داريد با او به خريد برويد. دكتر رامشت درباره چگونه شاد كردن زنان مي‌گويد: شادي براي هر انساني لازم است زنان نبايد در برابر شادي‌هاي زودگذر زندگي با بي‌اهميتي برخورد كنند اگر آنان از اين ويژگي برخوردارند كه با يك گپ دوستانه و يا بذله‌گويي شاد مي‌شوند پس چرا از كاربرد آنها در زندگي خود دريغ مي‌ورزند. خيلي از زن‌ها با خريد يك جنس و يا كالا شاد مي‌شوند. اين امر در ميان مردان خيلي غيرعادي است ولي طبيعت زنان اين پديده را مي‌پذيرد. اگر شما براي شاد‌كردن همسرتان عزم خود را جزم كرده‌ايد، پس هفته‌اي يك بار، ماهي يك بار يا هرازچندگاهي با او به خريد برويد و يا حتي اگر شده به پاساژها و يا بازارهايي كه همسرتان به آنها علاقه‌مند است، سري بزنيد.


زنان باید طراح نقشه‌هاي ناب زندگي خود باشيد

گاهي خود زنان بايد شرايط شادي را براي خود و خانواده‌اش فراهم كنند خانواده به‌عنوان بنيادي‌ترين واحد جامعه شناخته شده است، بنابراين سلامت و شعف و احساس شادكامي در هريك از خانواده‌ها مي‌تواند جامعه و يا نسلي را به سلامت رشد دهد و به باروري برساند. در اين ميان مادرها كه به كار پرورش نسل‌ها مشغولند، نقطه حساس به‌حساب مي‌آيند. بنابراين آنان خودشان با كمي خلاقيت و تدبير زنانه مي‌توانند شادي را به خانه بياورند. زنان مي‌توانند بهترين طراحان نقشه‌هاي ناب زندگي باشند، لحظاتي كه شايد هيچ‌گاه تكرار نشود اما بعد از سال‌ها با مرور خاطرات بتوانند لحظه‌اي شادي را به خانه شما بازگردانند.

- نيازي نيست تا منتظر باشيد بهترين شرايط براي سفري خارج از خانه و يا شهر برايتان مهيا شود، شما خود، برنامه سفر يا گردش را بچينيد و حتي اگر شده براي چند ساعت به دل كوه و طبيعت بزنيد و از بودن در كنار خانواده‌تان لذت ببريد.
ـ هرازگاهي عكس‌ها و فيلم‌هاي خانوادگي‌تان را مرور كنيد. خيلي از اوقات فيلم‌هايي پيدا مي‌كنيد كه شما كاملاً آن صحنه و آن روز و آن اتفاق را فراموش كرده بوديد ولي حالا با ديدن دوباره فيلم‌ها كمي به ياد ايام خوش زندگي‌تان افتاده و احساس شادي در بين شما و خانواده‌تان جريان پيداكرده است.

- ارتباط‌هاي اجتماعي و خانوادگي‌تان را گسترش دهيد. به شب‌نشيني خانه دوستان‌تان برويد، خصوصا در ايام زمستان كه شب طولاني‌تر است و فرصت بيشتري براي گپ‌زدن داريد.

- هيچ‌وقت آرزوهايتان را بي‌پاسخ نگذاريد. اگر آرزو داريد يك ورزشكار، يك هنرمند و يا يك محقق باشيد، به آنها پاسخ مثبت گفته و چند ساعتي از روز و يا هفته را در اختيار آرزوهايتان قرار دهيد. شما اگر نيروهاي دروني‌تان را باور كنيد، بيشتر به اين نتيجه مي‌رسيد كه مي‌توانيد در موفقيت و شادكامي اعضاي خانواده‌تان تاثيرگذار باشيد.

- با همسرتان چند دقيقه‌اي در هفته در پارك يا خيابان قدم بزنيد. با او درباره عواطف و احساسات ظريف زنانه‌تان بگوييد، حسي كه نسبت به شوهرتان داريد و اينكه چقدر به او علاقه‌مند هستيد را با او در ميان بگذاريد و از او بخواهيد كه احساسش را در آن لحظه برايتان بيان كند. بايد در اين‌باره با ظرافت خاصي رفتار كنيد. هرگونه گوشه و كنايه، هرگونه حرف سرد و بي‌اثر باعث برهم ريختن اعصاب شما شده و شما را از ادامه بحث بازمي‌دارد. سعي كنيد در اين چند دقيقه مشكلات و مسائل زندگي را كنار گذاشته و درباره حس‌تان با همديگر صحبت كنيد. اين كار باعث مي‌شود احساس عاطفي شما قوت پيداكرده و به اعتمادبه‌نفس برسيد، مگر غير از اين است كه شما با اين دو عنصر به شادي مي‌رسيد و در شادي ديگران سهيم مي‌شويد.

- زنان بايد نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند و نسبت به همه آنها آگاهي پيدا كنند. بايد آنان براي خود، برنامه‌هايي هرچند كوتاه و محدود بريزند و براي رسيدن به آن تلاش كنند تا بدين ترتيب به رضايت قلبي‌شان دست پيدا كنند. زنان، خصوصا زن‌هاي ايراني پس از ازدواج‌شان توجه به خود را رها كرده و بدين ترتيب گرفتار افسردگي مي‌شوند، پس چه بهتر است كه زنان در هر سن و شرايطي به خود بهاي بيشتري بدهند و يا حتي وقت و بيشتري در اين باره صرف كنند.

تامين شادي براي زنان را امري اجتماعي وبايد شرايط شادي براي زنان در جامعه فراهم شودهمچنين بايد خيلي از حق و حقوق‌هاي اجتماعي و فعاليت‌هاي مفيد اجتماعي زنان به آنها بازگردانده شود و افزايش پيدا كند تا احساس مفيد‌بودن در آنها پرورش يابد. زنان نيز نبايد اين حق و حقوق خود را ناديده گرفته و از آن بگذرند. همچنين بايد در تجمعاتي كه با هم دارند در مهماني‌هاي خويشاوندي، نقش موسيقي و كاربرد آن را پررنگ‌تر كنند تا شاداب‌تر باشند.