معاونت بهداشت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گروه بهداشت رواني و اجتماعي > آموزش عموم

بازگشت

 
 

بهداشت روان سالمندان

 
 
 

سالمند كيست؟
به طور قراردادى، سن شروع سالمندى را ۶۰ سالگى قرار داده اند و اين سن را به عنوان نقطه شروع پيرى پذيرفته اند. هرچند در برخى افراد، پديده پيرى خيلى زودتر شروع مى شود و در بسيارى ديگر، اين پديده براى سالهاى بعد نيز به تعويق مى افتد.
جمعيت سالمندان را به چند گروه مى توان تقسيم كرد؟
۱. پيران جوان: اين افراد در سنين ۷۵- ۶۰ سالگى هستند و از نظر جسمى و روانى نسبتاً فعالند و اگر به آنها فرصت داده شود، مى توانند از نظر اقتصادى مانند افراد ميانسال مولد هستند.
۲. پيران پير: اين افراد كه معمولاً بالاى ۷۵ سال هستند از نظر جسمى شكننده اند و مبتلا به اختلالات بينايى و شنوايى و گاه اختلالات روانى هستند.همچنان که ما پیر می شویم تغییراتی در جسم وذهن ایجاد می گردد . بینائی وشنوائی ما دیگر مانند بیست سالگی نخواهد بود وقایع اخیر وجزیئات را به خوبی سی سالگی به یاد نمی آوریم از حدود چهل سالگی وزن مغز ما ، شبکه های سلولی وعصبی وجریان خون ان شروع به کاهش می کند با این حال مغز با ایجاد الگوای جدید ارتباطات عصبی خود را با این تغییرات سازگار خواهد کرد.

اگر چه برخي تغييرات در توانايي هاي ذهني سالمندان اجتناب ناپذيرند ، اما اكثر توانايي هاي ذهني و رواني مانند جواني باقي مي مانند : هوش تغيير نمي كند ، توانايي تغيير و انعطاف پذيري برخلاف تصور عمومي دست نخورده باقي مي ماند . توانايي يادگيري مطالب جديد هنوز وجود دارد ،‌اگر چه ممكن است نياز به زمان بيشتري داشته باشد . هنوز مي توان از نظر توانايي هاي ذهني و شكوفايي جسماني و احساسي پيشرفت كرد . تحقيقات سالهاي اخير نشان داده است كه موارد زيادي براي حفظ بهداشت رواني قابل انجام است بسياري از اقداماتي كه به حفظ سلامت جسمي كمك مي كند ،‌در حفظ بهداشت رواني هم موثر است . به عنوان مثال فعاليت ورزشي مرتب و رژيم غذايي مناسب براي كاهش كلسترول خون ، حفظ فشار خون در سطح مناسب با بهبود خون رساني به مغز به حفظ بهداشت رواني كمك مي كند .

به علاوه فعاليتهايي كه محرك فعاليت بيشتر مغز است مثل مطالعه‌،‌نوشتن‌،‌يادگيري مطالب جديد وفعاليتهاي فكري و حتي حل كردن جدول در حفظ كارآيي مغز تاثير مثبتي دارد . حفظ روابط بين فردي و اجتماعي هم نقش مهمي در حفظ سلامت و كارآيي رواني دارد .

توصيه هايي براي حفظ بهداشت رواني در سالمندي

1 – كاهش استرس (دلهره ونگرانی )

استرس با تاثيرات مختلفي بر كاركردهاي جسمي ،‌افزايش فشار خون و خطر بيماري قلبي مي تواند بر كاركرد سيستم عصبي ، تفكر ،‌خلق ، تمركز و حافظه تاثير بگذارد . مواد شيميايي كه بدن در هنگام استرس توليد مي كند باعث اثر به مغز مي شود كه در نتيجه تمركز ،‌يادگيري و حافظه در سنين بالا دچار اشكال مي شود . استرس نيز باعث اضطراب و افسردگي مي شود .

براي مقابله با استرس ابتدا بايستي منابع ايجاد كننده آن را پيدا كرد . براي مثال ماندن در ترافيك در ساعات شلوغ خيابانها مي تواند باعث استرس شود . پس با تنظيم زمان رفت و آمدها و يا تغيير مسير مي توان با آن مقابله كرد .اگر نگهداري اجباري نوه ها باعث خستگي و استرس است مي توان با طرح موضوع در جستجوي راه حل برآمد .

صحب كردن راجع به استرس با درمانگر يا حتي بيان مسائل به يك دوست يا فاميل مي تواند به كاهش استرس منجر شود .

با كارهايي مثل قدم زدن ،‌ بازيهاي ورزشي و سرگرمي هاي مناسب و به كار بردن روشهاي آرام سازي مديتيشن و يوگا مي توان استرس را تقليل داد .

فعاليت هاي جسماني ورزشي به كسب آرامش كمك مي كند .

اگر مجبور هستيد در شرايطي پر استرس بسر ببريد و خودتان هر چند گاه يكبار استراحت دهيد . از استراحت هاي چند دقيقه اي روزانه تا تعطيلات چند روزه براي فعاليتهاي لذا بخش و تفريحي .

2 – محافظت از مغز و جلوگيري از صدمات‌ آن :

زمين خوردن شايع ترين صدمات مغزي در سالمندي است . اين صدمات مي تواند به افت توانايي هاي مغزي منجر شود پس بايد از مغز،‌اين ارگان با ارزش به نحو مناسبي محافظت كرد . براي جلوگيري از زمين خوردن روزانه موانع مسير راه رفتن سالمندان و جاهايي كه احتمال ليز خوردن وجود دارد بايستي اصلاح شود و هميشه در خانه نور كافي وجود داشته باشد .

در اتومبيل هميشه از كمربند ايمني استفاده شود و اگر هنگام شب و در مواقع نامناسب بدون همراه ،‌رانندگي براي سالمندان مشكل است از اين كار خودداري كنند .

در صورت استفاده از موتور سيكلت يا دوچرخه از كلاه ايمني مناسب استفاده شود .

هنگام پياده سازي يا دويدن از كفش مناسب استفاده شود اين فعاليت ها در مكان مناسب انجام شود تا از زمين خوردن پيشگيري گردد .

اگر احساس عدم تعادل هنگام ايستادن يا راه رفتن داريد با پزشك معالجتان در مورد داروهاي مصرفي صحبت كنيد.

3 – روابط اجتماعي را حفظ كنيد .

حمايتي كه از روابط اجتماعي با دوستان ،‌خانواده ،‌بستگان و همكاران ايجاد مي شود به حفظ بهداشت رواني كمك مي كند . مطالعات نشان داده است در كساني كه با اعضاي خانواده ،‌خويشاوندان و همچنين گروههاي اجتماعي ارتباط خوبي دارند علائم آلزايمر ديتر از كساني كه گوشه گير و كم ارتباط هستند تظاهر مي كند بنابراين توصيه مي شود كه سالمندان اين ارتباط را حفظ كنند . فعاليت هاي داوطلبانه اجتماعي و شركت در گروههاي مختلف براي اين موضوع كمك كننده است .

4 – نگاه مثبت داشته باشيد .

وقتي با يك نقطه نظر مثبت و با تقويت هيجانات مثبت به موضوعات نگاه شود حل مسئله تحمل مشكلات آسان تر مي شود . براي حفظ سلامتي به خوبي هاي دنيا فكر كنيد و با فعاليت ها و افراد يكه شما را خوشحال مي كنند وقت بگذرانيد .

5 - ارتباط معنوي :

اگر مسائل معنوي و روحاني به شما احساس خوبي مي دهد سعي كنيد ارتباط خود را با اين موضوع حفظ كنيد . هر گونه عقايد مذهبي يا معنوي كه داريد سعي كنيد تقويت كنيد . اين ها ممكن است كه به تخفيف افسردگي در سالمندي كمك كنند و يا حتي عامل دفاعي در برابر آلزايمر باشند كساني كه اعتقادات مذهبي و معنوي قوي دارند معمولاً به تبع آن احساس حمايت و راحتي بيشتري دارند .

چه كارهايي به حفظ حافظه در دوران سامندی كمك مي كند ؟

1 – انتظار نداشته باشيد كه همه چيز را به ياد آوريد . اين روزها در دنياي شلوغي زندگي مي كنيم كه از اطلاعات مختلف اشباع شده است . بهتر است هميشه از ليست ،‌يادداشت ،‌مشخص كردن كارها روي تقويم و هر چيز ديگري كه به حافظه كمك مي كند استفاده كنيد .

2 – سعي كنيد براي كارهاي مختلف روال ثابت مشخص كنيد . به عنوان مثال داروهايتان را هميشه در زمان خاصي مصرف كنيد و براي دسته كليدتان جاي مخصوصي داشته باشيد .

3 – حافظه بصري (‌ديداري ) معمولاً‌ بهتر از حافظه شنيداري عمل مي كند به عبارت ديگر ما آنچه را كه مي بينيم بهتر از آنچه مي شنويم به ياد مي آوريم و استفاده همزمان از هر دو ، به خاطر سپردن را آسانتر مي كند .

4 – براي به ذهن سپردن مطالب و موضوعات جديد ، آنها را داستاني ( دسته بندي ) كنيد .

5 – حفظ توجه موقع يادگيري مطالب جديد باعث بهبود حافظه و يادگيري مي شود پس در اين موقعيت ها سعي كنيد محرك هاي اضافي محيط را حذف كرده و روي موضوع متمركز شويد .

6 – اختصاص دادن زمان بيشتر براي يادگيري ، به خاطر سپردن و به ياد‌آوردن آن را تسهيل مي كند . تقويت حافظه

در درجه اول از سؤال كردن و گفتن اين كه «موضوعي را فراموش كرده ايد» نترسيد و خجالت نكشيد. اگر نمي توانيد مانند گذشته، چيزهايي را به ياد بياوريد، تقصير شما نيست. بياييد به جاي ناراحتي از اين وضع، بهراه هايي كه حافظه شما را تقويت مي کندو يا مانع كم شدن حافظه مي شود ، توجه كنيد. در اين جا ما به نمونه هايي از اين راه ها اشاره مي كنيم؛ البته خود شما هم ممكن است از راه هاي ديگر براي يادآوري بهتر مطالب استفاده كنيد.

*چيزهايي را كه هميشه از آن استفاده مي كنيد مثلعينكيا كليد در يك جاي مشخص بگذاريد به عنوان مثال داخل يك كاسه بزرگ در اتاق نشيمن.

* هر روز به اخبار راديو يا تلويزيون گوش دهيد. سعي كنيد هر روز يك مطلب جديد ياد بگيريد. كتاب يا روزنامه مطالعه كنيد.

* در جمع دوستان يا خانواده، خاطرات گذشته را تعريف كنيد. مي توانيد آلبوم عكس هاي قديمي را براي يادآوري نام افراد و خاطرات گذشته نگاه كنيد.

* خاطرات خود را بنويسيد.

* بازي هاي فكري مثل شطرنج انجام دهيد.

* با دوستانتان مشاعره كنيد.

* جدول حل كنيد.

* مطالبي را كه ممكن است فراموش كنيد، يادداشت نماييد. براي اين كار يك تقويم جيبي برداريد. تمام تاريخ هاي مهم مثل روز تولد نوه تان، سالگردها، روزي كه نوبت دكتر داريد، روز آخر مهلت پرداخت قبوض و ... را در آن بنويسيد. در انتهاي تقويم، شماره تلفن هاي اقوام و دوستان را بنويسيد. اين تقويم را هميشه، حتي موقع خارج شدن از منزل همراه داشته باشيد.

* يك دفترچه يادداشت در كنار تلفن بگذاريد. هر بار كه كسي تلفن مي زند، اگر پيغامي دارد يا كاري از شما مي خواهد، بلافاصله يادداشت كنيد. اين كار كمك مي كند كه پيام هاي تلفني را فراموش نكنيد.

* هيچ گاه خودسرانه دارو مصرف نكنيد. اما اگر دارويي توسط پزشك براي شما تجويز شده است، در مصرف درست و به موقع دارو دقت كنيد. براي اين كه زمان مصرف يادتان نرود، از جعبه تقسيم دارو استفاده کنيد. اين جعبه را مي توانيد از داروخانه محل تهيه کنيد. هر روز صبح داروهايتان را داخل جعبه بيندازيد. وقتي كه به جعبه نگاه كنيد، يادتان مي آيد كدام دارو را نخورده ايد. هميشه جعبه را در جايي بگذاريد كه در معرض ديد شما باشد ولي كودكان به آن دسترسي نداشته باشند.

*تغذيه مناسببراي حفظ قدرتحافظهلازم است. براي اين كار قند، چربي و نمك كمي مصرف كنيد، ولي مصرف ميوه و سبزي هاي تازه را بيشتر كنيد.

توجه

در موارد زير لازم است به پزشك مراجعه كنيد

- اگر اسامي افراد را دائماً فراموش مي كنيد.

- اگر فكر مي كنيد حافظه تان روزبه روز كمتر مي شود.

- اگر فراموش كردن كارها باعث شده است كه نتوانيد به تنهايي كارهايتان را انجام دهيد.

علائم خطر :‌

اين علائم اجزاء طبيعي سالمندي نيستند و ممكن است وجود يك بيماري را نشان دهند پس بهتر است با پزشك يا مشاور مشورت شود .

1 – خلق افسرده و غمگين كه بيشتر از دو هفته طول بكشد.

2 – گريه هاي مكرر بي دليل .

3 – از دست دادن علاقه و لذت به چيزها يا افرادي كه قبلاً‌ احساس مثبتي ايجاد مي كرده اند .

4 – احساس خستگي غير عادي ، بي حالي و احساس بي انرژي بودن .

5 - تحريك پذيري و جر و بحث مكرر يا پرخاشگري.

6 – از دست دادن يا افزايش اشتها و تغيير وزن بارز .

7 - تغيير وضعيت خواب مثل بي خوابي در ابتدا يا انتهاي شب يا خوابيدن بيشتر از حد معمول .

8 – احساس بي ارزشي يا احساس گناه بي مورد ، نااميدي يا احساس بي كسي.

9 – كاهش توانايي فكر كردن‌ ، تمركز و تصميم گيري و ...

10 – افكار تكرار شونده راجع به مرگ ،‌مردن يا خودكشي (‌افكار خودكشي نيازمند مراجعه فوري به پزشك يا روانپزشك است .)

11 – دردهاي بدون علت جسماني ، يبوست و يا ناراحتي هاي ديگر بدني كه توضيح خاصي براي آن وجود ندارد .

12 – حالت گيجي يا حواس پرتي

13 – اختلال حافظه ، به خصوص حافظه وقايع اخير

14 – گوشه گيري و قطع ارتباط اجتماعي

15 – اشكال در حساب و كتاب يا كار با اعداد

16 – تغيير در ظاهر و شكل مرتب لباس پوشيدن

17 – اشكال در مرتب نگهداشتن خانه و محل زندگي

 
 
 
 
 
 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گروه بهداشت رواني و اجتماعي > آموزش عموم

بازگشت

 
 

خنده و شوخی

 
 
 

خنده اضطراب و افسردگی را به طور چشمگیری كاهش می‌دهد .

 بررسی‌های علمی حاكی از آن است كه خندیدن بهترین درمان بیماری‌ها محسوب شده و اضطراب، افسردگی، تنش جسمی و خشم را به طور چشمگیری كاهش می‌دهد. بررسی‌های علمی حاكی از آن است كه خندیدن بهترین درمان بیماری‌ها محسوب شده و اضطراب، افسردگی، تنش جسمی و خشم را به طور چشمگیری كاهش می‌دهد.دكتر فربد فدایی روانپزشك، ضمن بیان مطلب فوق افزود: خندیدن با ترشح هورمونی به نام اندورفین موجب احساس آرامش و رضایت از زندگی می‌شود و از بروز مشكلات روانی و اجتماعی و انواع بیماری‌ها می‌كاهد. وی گفت: دیدن برنامه‌های طنز، پرداختن به موضوعات خنده‌دار و تبسم كردن نیز می‌تواند نوعی عاطفه مثبت گروهی و همبستگی را به وجود آورد و برای افراد لازم و ضروری است.وی درباره علت خنده گفت: تحریك الكتریكی نقاط ویژه‌ای در مغز انسان موجب برانگیختن احساس شادی و خنده می‌شود؛ از نظر فیزیولوژیك نیز، تحریك پوست بدن سبب خنده در بیشتر افراد می‌شود. وی با اشاره به این كه گذشته از سودمندی خنده، از دیدگاه صاحبنظران علت خنده هم مهم است، تصریح كرد: آنها تبسم یا خنده‌ای را كه ناشی از موفقیت در یك كار دشوار و رضایت ناشی از یاری به انسان باشد را تائید كرده اما خندیدن به شوخی‌های مبتذل و پرخاشگرانه را مفید و ارزشمند نمی‌دانند.وی در پایان خاطرنشان كرد: در طنز واقعی دغدغه‌های عاطفی و شناختی انسان مطرح می‌شود، شرایط ناعادلانه و مناسبات غیر انسانی به مبارزه طلبیده می‌شود و سرانجام محبت، شادی و پشتكار شكل می‌گیرد.

شوخی حالتی مثبت در ذهن است و موقعی ایجاد می‌شود که فردی موضوعی ناهمخوان ، غیرمنتظره و یا سرگرم کننده را بگوید و یا انجام دهد یا اینکه برای برخی افراد به دلایل دیگری اتفاق می‌افتد و مردم می‌خندند.خنده دار بودن مسائل نوع خاصی از شادی است، لذا خنده در شادی حائز اهمیت است.شوخی ویژگی رایج در زندگی است و غالبا پاسخی خودجوش به موقعیت‌ها در حضور دیگران است. شوخی ناشی از یک خلق مطلوب است و می‌تواند تاثیر عمیقی بر شادی مردم داشته باشد. شوخی یکی از روشهای القاء خلق مثبت است.

روانشناسی شوخی

اغلب روانشناسانی که شوخی را مطالعه کرده‌اند نتیجه گرفته‌اند که ویژگی اصلی رویدادهایی که افراد را خوشحال می‌کند ناهمخوانی آنهاست و برای افرادی که تمایل به شوخ‌طبعی دارند ضرورت دارد. استفاده از شوخی با خود ابرازی و خودنگری قابل پیش‌بینی هستند و هر دو آنها به عنوان شاخص‌های مهارتی اجتماعی مطرح می‌باشند. افراد احساسی لطیفه‌ها را خنده‌دارتر درک می‌کنند و بیشتر می‌خندند.

افراد متعصب لطیفه‌های جنسی را دوست دارند. افراد آزاد اندیش لطیفه‌های بی‌معنی را ترجیح می‌دهند. بسیاری از افراد خشک و متعصب از ناهمخوانی لذت می‌برند و از این طریق تنش‌های خود را تخلیه می‌کنند. در بعضی مواقع نیز شوخی وسیله‌ای است برای بیان غیر مستیم دلخوری‌ها و ناراحتی‌ها از شخص یا گروهی بخصوص که به صورت مستقیم نمی‌توان عنوان کرد.

شوخی و مقابله با استرس

شوخی در مقابله با استرس نقش مراقبتی ایفا می‌کند و موجب کاهش تهدید و آسیب استرس می‌شود. افراد دارای حس عمیق شوخطبعی ، بعد از رویدادهای منفی زندگی بطور قابل ملاحظه‌ای خلق بهتری نشان می‌دهند. شوخی موجب می‌شود که فرد جنبه مثبت رویدادها را در نظر بگیرد باعث می‌شود فرد توانایی پیدا کند تا رویدادها را از جهتی شوخی و خنده‌دار و لذا از میزان استرس کاسته می‌شود.

رابطه شوخی و مغز

شوخی به عملکرد بخشهای خاصی از مغز بستگی دارد. شامی و استوس (1999) ، 21 بیمار مصدوم مغزی و تعدادی افراد سالم را مورد مطالعه قرار دادند. بیماران اگر ضایعه‌ای در بخشی از ناحیه قدامی لب راست پیشانی داشتند، شوخی را درک نمی‌کردند. این ناحیه بخشی از مغز است که اطلاعات دریافتی را یکپارچه کرده و تفسیر می‌کند و خودآگاهی در آن قرار دارد، داروهای خاصی نیز بر شوخی تاثیر می‌گذارند. فیتز جرالد و همکاران (1999) نشان دادند اولا نزاپین که حاوی سروتونین و دوپامین است از خندیدن افراطی در بیماران اسکیزوفرنی جلوگیری می‌کند. خنده نیز مانند سایر ابزارهای چهره‌ای بخشی به لبهای پیشانی و بخشی دیگر به نواحی مرکزی بستگی دارد.

مهارت اجتماعی شوخی کردن از کجا ناشی می‌شود؟

مک گی (1979) مطالعه‌ای طولی را گزارش می‌کند که در آن کودکان شوخ ارتباط نزدیکی تا سن 3 سالگی با مادران خود داشتند و موقعی که بعد از سن سه سالگی ارتباط عاطفی مادران کاهش می‌یابد این تفکر شکل می‌گیرد که شوخی می‌تواند در مقابله با مشکلات و موقعیت‌های استرس‌زا نقش حمایتی داشته باشد. در سن 6 سالگی تفاوت جنسی مشهود است، پسرها لطیفه‌های بیشتری را تعریف می‌کنند و تمسخر در آنها به نسبت دخترها بیشتر است.

شوخی در کودکان

کودکان خیلی زود تبسم می‌کنند. در هفته‌های اول تولد ، تبسم اولیه ابتدا به سمت مادر و صدا است. آنها در 4 ماهگی می‌خندند که در پاسخ به غلغلک یا سایر تحریکات لمسی ، بازی‌های دالی و در اواخر اولین سال زندگی در پاسخ به رویدادهای عجیب از قبیل شیر خوردن مادر از شیشه شیر کودک می‌باشد.به نظر می‌رسد که ناهمخوانی باعث برانگیختن خنده در مراحل اولیه تولد می‌شود. این کار در شرایطی امکان‌پذیر است که موقعیت مطلوبی وجود داشته باشد.

از حدود 18 ماهگی به بعد ، کودکان به بازی‌های تخیلی می‌پردازند. آنها مبالغه گویی‌ها، لاف‌زدن‌ها و ناهمخوانی‌ها را شروع می‌کنند. بازیهای خیالی اغلب اجتماعی بوده و منبعی از شادمانی است.هر چه کودکان بزرگتر می‌شوند، لطیفه‌های خنده‌دار بحث‌برانگیزی را پیدا کرده و بعد از 6 الی 7 سالگی می‌توانند معانی را به صورت چندگانه درک کنند، به خاطر اینکه به مرحله " تفکر عملیات عینی " پیاژه می‌رسند. از سنین اولیه کودکی یک عنصر اجتماعی قوی در شوخی کودکان وجود دارد.در سن سه سالگی میل قوی به گفتن لطیفه وجود دارد. کودک در شوخی دیگران شرکت می‌کند تا آنها رابخنداند به خاطر اینکه خندیدن لذت بخش است و عضویت در گروه را شکل می‌دهد.کودک 7 ساله در حضور دیگران بیشتر می‌خندد و مخصوصا در جمع خنده همسالانش خنده‌اش بیشتر می‌شود. کودک 8 تا 10 ساله درباره معماها مشغله ذهنی پیدا می‌کند و از لطیفه‌ها براساس معانی دوگانه آنها لذت می‌برد.

شوخی بله ، نیش نه

چنان‎چه یک شوخی از مشخصات زیر برخوردار باشد، در می‎یابیم که شوخی جدی نبوده و استفاده کننده قصد انتقاد و حمله را در سر نداشته است:

· آیا از شوخی برای جهت دهی دوباره به گفت‎وگو استفاده می‎شود؟ آیا هدف شخص این بوده ا ست که از پیگیری موضوع خاصی خلاصی یابد؟

· آیا شوخی مرتبط با یک مطلب جدی است؟ آیا از شوخی برای پرهیز از رویارویی استفاده می‎شود؟

· آیا شوخی شخص همراه با نشانه‎های عطوفت آمیز و رقت قلب است و فرد بدین واسطه همراهی و همدلی و درک خود را نشان می‎دهد؟

· آیا شوخی سرپوشی برای حالاتی چون ترس ، سرخوردگی ، حسادت و احساس خشم است؟

· آیا شوخی می‎‎تواند معنا و مفهوم تازه‎ای به جریان بحث و گفت‎وگو ببخشد؟

اشخاصی که از موقعیت زندگی خود راضی هستند و نسبت به موقعیت مادی و اجتماعی خود رضایت خاطر دارند، از شوخی به عنوان چاشنی و مزه‎ی گفت‎و گو استفاده می‎کنند. چنین اشخاصی معمولاً از شوخی اغراض خاصی را دنبال نمی‎کنند. در هر صورت، با ارزیابی کردن دقیق اشکال شوخی می‎توانید از اهداف و اغراض ناپیدای اشخاص استفاده کننده از این زبان و وسیله آگاه شده و بدین واسطه بهتر به شخصیت فرد برسید.

تکامل شوخی و خنده

با توجه به اینکه حتی کودکان کوچکتر نیز از شوخی لذت می‌برند و مرکز شوخی در بخش معینی از مغز قرار دارد این احتمال را مطرح می‌سازد که شوخی مبنای فطری دارد. بنابراین با توجه به نقش عوامل زیستی در شوخی ، به نظر می‌رسد که بایستی از برخی مزایای تکاملی برخوردار باشد. شوخی و خنده از بازی‌های اجتماع مشتق شده است و افرادی که در آن مشارکت می‌کنند از شوخی لذت می‌برند. مک‌گی (1979)فکر می‌کرد که میمونهادر صورتی شوخی را درک می‌کنند که برخی مهارتهای زبانی را کسب کرده باشند چرا که در این صورت آنها می‌توانند برخی نمادها را دستکاری کنند.

اساسا شوخی یک پدیده اجتماعی است که به خاطر هیجانهای مثبت به پیوستگی اجتماعی منجر می‌شود و باعث تخلیه هیجانات منفی می‌شود . البته این کار ناشی از کنش عملی شوخی است. شوخی کردن با استفاده از روشهای مختلف منبع مهم شادی است.شوخی تا اندازه‌ای غریزی است. شکل قدیمی آن در نخستین‌های غیرانسان وجود دارد و کودکان کم سن از شوخی و شروع کردن آن لذت می‌برند.کلید اصلی اغلب شوخی‌ها دو بخش از رویدادها یا داستانها را شامل می‌شود . و بخش دوم و غیر منتظره آن از ارزش کمتری برخوردار است.مثلا گستاخی و بی‌پروایی بخش دوم بیشتر از بخش اول است. خنده بیان عاطفه مثبت است، اما شوخی تاثیر علی روی خلق و شادی دارد. شوخی یکی از شایع‌ترین و موثرترین روشهای القا خلق است و ضمن تاثیر مثبت و شادی‌بخش رویدادهای استرس‌زا را کم خطر می‌سازد. همچنین کمک می‌کند تا با استرس‌های اجتماعی که از تعارضات درون جامعه ناشی می‌شود، نگاه متفاوتی داشته و موجب تخلیه تنش‌ها شود.

شوخ طبعی و روابط بین افراد

برخی مطالعات رابطه روشنی بین شوخی و شادی به دست آورده‌اند، افراد شاد بیشتر می‌خندند و احساس بهتری از شوخی دارند.برون‌گراها و سایر افرادی که مهارتهای اجتماعی مطلوبی دارند ، زیاد می‌خندند و مسائل را خنده‌دار درک می‌کنند، همبستگی قوی بین برون‌گراها و شادی وجود دارد . این مساله مسلم است که برون‌گراها بیشتر می‌خندند و در حال حاضر شاهدیم که ارتباطات نزدیک بطور وسیعی با شوخی تقویت می‌شود.

مجموعه‌ای از احادیث ، ضرب المثل‌های معروف جهانی و عبارت‌های معروف :

خوشحالی مؤمن باید در صورتش پیدا باشد ( قرآن کریم)

· ما بهشت را برای کسانی که دل مومنین را شاد کنند مباح ساختی(. حدیث قدسی)

· نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است .( رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)

· بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.( امام علی علیه‌السلام)

· خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است.( امام علی علیه‌السلام)

· خوشحال کردن قلب مومن از ده حجّ با ارزش‌تر است. (امام صادق علیه‌السلام)

· نزد خداوندکافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است ( امام رضا علیه‌السلام )

· هر که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد می‌کند(. امام جواد علیه‌السلام)

· هیچ چیز مثل خوشرویی زندگی را شیرین نمی‌کند (. امام حسن عسگری علیه‌السلام)

· خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.

· خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.

· خنده فشار خون را تعدیل می‌کند.

· خنده سن افراد را کمتر نشان می‌دهد.

· خنده زبان مشترک همه جهانیان است.

· خنده هیچ هزینه‌ای ندارد.

· خنده پیامی زیبا دارد و آن این است: به سوی من بیایید.

· خنده ، خنده می‌آورد و مسری است.

· خنده در هیچ حیوانی دیده نمی‌شود و مختص آدمی است.

· خنده نقش درمانی دارد، آنقدر که در بیمارستان‌های امروزی اتاق خنده طراحی شده است.

· خنده انبساط عروقی ایجاد می‌کند که در سلامتی موثر است.

· خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.

· خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.

· خنده گرفتن حمام اکسیژن و به قولی دویدن درجا است ( پزشک فرانسوی )

· خنده با بازدم انجام می‌شود و این کار باعث می‌گردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید.

· خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد می‌کند.

· خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می‌کند.

· خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد می‌نماید.

· خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش می‌دهد که در سلامتی موثر است.

· خنده به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف می‌کند.

· خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد می‌کند.

· خنده شادی می‌آورد، همای طور که شادی خنده می‌آورد.

· خنده قدرت یادگیری را افزایش می‌دهد. نقش خنده در کلاس‌های درسی و آموزشی فوق العاده است.

· خنده نشانه رضایت از وضعیت موجود است.

· خنده نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها می‌سازد.

· خنده آنقدر مهم است که عکاسان می‌گویند لبخند ، لبخند ، لطفا لبخند بزنید!...

· خنده به‌دلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل می‌نماید.

· خنده از بیماریهای زخم‌معده و اثنی عشر جلوگیری می‌کند.

· خنده کلسترول خون را کاهش می‌دهد.

· خنده در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.

· خنده «دویدن بی‌حرکت» نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر می‌کند.

· خنده باعث می‌شود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.

· خنده سبب می‌شود دوستان بیشتری پیدا کنیم.

· خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمی‌کند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم می‌شود و این نوع مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش می‌دهد.

· خنده بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین می‌برد ولی اخم چین و چروک را زیاد می‌کند.

· خنده باعث افزایش اندرفین مغز می‌شود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی می‌شود.

· خنده تحمل دردهای جسمی را آسانتر می‌سازد. 5 دقیقه خنده از ته دل موجب 5 ساعت تسکین درد می‌شود.

· خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، بهداشت روان و احساس امنیت است.

· خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر می‌خندیم.

· خنده با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیلکرده‌تر می‌شوند. کمتر و دیرتر می‌خندند.

· خنده چنان است که مقدار آن در ادیان و ملتها و نژادهای مختلف متفاوت است.

· طبق آمار با نشاط‌ترین مردم جهان مسلمانان می‌باشند.

· خنده در بروز ایده‌های نو و خلاق موثر است.

· خنده گرفتگی‌ها و کرامپهای عضلانی را برطرف می‌سازد.

· خنده باعث رفع خستگی می‌شود.

· خنده اولین رفلکس مثبت یک نوزاد است.

· خنده از فاصله 45 متری قابل تشخیص است. سایر احساسات را از این فاصله نمی‌توان شناسایی کرد.

· بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن ........... خلق را از دهن خویش مینداز به شک (حافظ شیرازی)

· بد و نیک هر دو ز یزدان بود ............ لب مرد باید که خندان بود ( فردوسی )

· خنده و تبسم صورت را زیبا می‌سازد.

· اخم کردن کار اهریمنان است.

· چهره خندان بیشتر در حافظه می‌ماند.

· برای غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است. خواب - امید - خنده (پروفسور امانویل)

· خنده بهترین دارو برای معالجه افسردگی است.

· خنده به آزادسازی تنش و احساساتی که باعث افزایش استرس می‌شود، بدون استفاده از لغات کمک می‌کند.

· خنده روحیه دشمن را ناراحت و ضعیف می‌کند پس می‌تواند سلاح هم باشد.

· خنده خیلی زیاد و بی‌مورد دل را می‌میراند. ( حضرت علی علیه‌السلام)

· از پس از هر گریه آخر خنده است. (ایرانی )

· خنده خون سالم تولید می‌کند.( ایتالیایی )

· تبسم عمیق از شمشیر برنده‌تر است. ( اسپانیولی )

· دنیا مثل آینهاست اگر در آن بخندی به تو می‌خندند. (انگلیسی)

· خنده در برابر عصبانیت مثل یخ روی آتش است. ) یونانی)

· انسان خنده‌رو موفق‌تر است. ( ژاپنی )

· اگر از کسی چیزی می‌خواهید اول او را بخندانید. (محسن قرائتی )

· انسان خنده‌رو از دنیا راضی‌تر است مثل من. (حمیدرضا ماهی‌صفت)

· خندیدن ، تمایل به برتر جلوه کردن نیز می‌باشد.

· خنده بر هر درد بی‌درمان دواست.( ایرانی)

· یک تبسم شروع درایت است. ( ماکسول ماتز)

· جدی‌ترین آدمها کسانی هستند که می‌خندند و می‌توانند بخندانند.(فرانسوی)

· تبسم دشمن را دوست می‌کند. (جرج نیکلا )

· مرحوم عالم ربانی محمدباقر مجلسی در کتاب حلیه المتقین از مجمع‌الاحادیث روایات مختلف چنین نتیجه می‌گیرد که مؤمن می‌بایست عبوس و گرفته نباشد و گشاده‌رو و خندان باشد و قدری مزاح مطلوبست و در صورت قهقهه حتما بگوید «اللهم لاتمقتنی» یعنی خدایا مرا دچار غم و اندوه دامنگیر مگردان.

· از ام حلیمه همسر گرامی رسول اکرم نقل شده است که ایشان حتی در خواب هم تبسم بر لب داشتند گویی نه سرما و نه گرما بر ایشان اثر نداشت.

 

همیشه با لبی خندان زندگی دلپذیرداشته باشید.

 
 
 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گروه بهداشت رواني و اجتماعي > آموزش عموم

بازگشت

 
 

كودك شما چگونه زندگي مي كند

 
 
 
اگر كودكي با انتقاد زندگي كند ، مي آموزد كه محكوم كند .
اگر كودكي با عناد و دشمني زندگي كند ، مي آموزد كه ستيزه جو باشد .
اگر كودكي با ترس زندگي كند ، مي آموزد كه همواره بترسد .
اگر كودكي با احساس ترحم زندگي كند ، مي آموزد كه احساب بدبختي كند.
اگر كودكي با تمسخر زندگي كند ، مي آموزد كه متزلزل باشد .
اگر كودكي با شرمساري زندگي كند ، مي آموزد كه احساس گناه كند.
اگر كودكي با آگاهي به توانائي هايش زندگي كند ، مي آموزد كه اعتماد به نفس داشته باشد .
اگر كودكي با عشق بدون قيد و شرط زندگي كند ، مي آموزد كه عشق بورزد .
اگر كودكي با تائيد زندگي كند ، مي آموزد كه در زندگي هدف داشته باشد .
اگر كودكي با بينش و شناخت زندگي كند ، مي آموزد كه در زندگي هدف داشته باشد .
اگر كودكي با صداقت و انصاف زندگي كند ، مي آموزد كه راستگو و درستكار باشد.
اگر كودكي با احساس امنيت زندگي كند ، مي آموزد كه به خود و اطرافيانش اعتماد داشته باشد .
اگر كودكي با دوستي و مهرباني زندگي كند ، مي آموزدكه زندگي را زيبا ببيند.
اگر كودكي با بردباري زندگي كند ، مي آموزد كه قدرداني كند.
و اگر شما با آرامش زندگي كنيد ، كودك شما مي آموزد كه بدون اضطراب زندگي كند.
راستي كودك شما چگونه زندگي مي كند ؟
بهداشت رواني همراه با شبكه هاي حمايتي
بهداشت رواني در واقع تعادل بين جنبه هاي مختلف زندگي جسماني ، اجتماعي ، روحي ، معنوي و هيجاني است .
بهداشت رواني براي ما سر زندگي و حيات به بار مي آْورد ، و به صورت مثبت بر زندگي ما اثر مي گذارد و حساسيت ما را نسبت به استرس ، اضطراب و افسردگي كاهش مي دهد .
چنانچه ما در محيط ناراحت كننده و بدون دسترسي به منابع و شبكه هاي حمايتي زندگي كنيم بهداشت رواني ما حتماً آسيب خواهد ديد .
تحقيقات نشان مي دهند كه فقط بهداشت رواني مستلزم رعايت چند نكته است :
- توجه به سبك زندگي :
چنانچه ما نسبت به زندگي خود بيش از اندازه يا بسيار كم حساس باشيم ممكن است بهداشت رواني ما به خطر بيفتد ما بايد بتوانيم بين كار و مطالعه ، آسودگي و فراغت ، تعادل خوبي را برقرار سازيم .
- تماس اجتماعي
برقراري تماس با كساني كه در خانه ، محل كار و مدرسه با ما همراه هستند به حفظ و ارتقاء سطح بهداشت رواني ما كمك شاياني مي كند.
- آگاهي از نحوه تعامل ذهن و بدن
چنانچه برنامه غذايي ، خواب و فعاليت ما مورد بي توجهي و غفلت واقع شوند نه تنها بر بدن بلكه بر ذهن و روان ما نيز اثرات قابل ملاحظه اي خواهند داشت .
- داشتن كسي در زندگي كه بتوانيم به او اعتماد كنيم
ما بايد بتوانيم مشكلات و نگراني هايمان را با كسي چون يك دوست ، معلم يا اعضاي خانواده در ميان بگذاريم.
- آگاهي نسبت به چيزهاي كه مي توانند مورد غفلت واقع شوند
خستگي و تحريك پذيري چنانچه مورد بي توجهي واقع شوند ممكن است به استرس هاي شديدي منجر بشوند.
- برداشتن به موقع گام هايي براي حل مشكلات
همه ما بايد قادر باشيم در صورت لزوم گام هاي موثري را جهت حل مشكلاتمان برداريم .
چگونه مي توان با تكرار رفتار مطلوب آنرا در ذهن تثبيت كرد :
ما براي خوشبخت شدن، چشم به راه آينده ايم و در نتيجه هرگز خوشبخت نمي شويم ، زندگي نمي كنيم بلكه به اميد زندگي نشسته ايم . در واقع يكي از علل خوشبخت نبودن سرمايه گذاري روي آينده است . ما زندگي نمي كنيم ، از زندگي امروز خود لذت نمي بريم و پيوسته منتظريم كه در آينده اتفاقي بيفتد. يعني ما فكر مي كنيم : وقتي ازدواج مي كنيم خوشبخت خواهيم شد . وقتي شغل بهتري بدست آوريم به خوشبختي خواهيم رسيد . وقتي پول خريد خانه را پرداختيم، وقتي بچه هايمان را راهي دانشگاه شدند و وقتي كاري را به اتمام رسانديم و پيروز شديم آنوقت است كه به خوشبختي خواهيم رسيد .اگر اينگونه بينديشيم مطمئن باشيد كه مايوس خواهيم شد،چرا كه خوشبختي يك عادت ذهني است يك برداشت ذهني است . اگر آنرا ياد نگيريم و همين حالا روي آن تمرين نكنيم هرگز تجربه اش نخواهيم كرد . اگر قرار است خوشبخت شويم بايد الان هم خوشبخت باشيم.
پس همه روزه يادآوري خاطرات و انديشه هاي خوب و دلچسب را تمرين كنيد چرا كه اين كار شما را در انجام كارهايتان كمك مي كند . اگر كسي مي خواهد حال بهتري داشته باشد بايد احساسات لطيف و خيرخواهي و مثمرثمر بودن را در انديشه خود زنده كند .
بايد اين كار را مثل ورزش صبحگاهي بطور مرتب انجام دهيد و مرتب به زمان اين ورزش رواني بيافزائيد. تصوير ذهني و عادت هاي انسان باهم ارتباط دارند . با تغيير يكي از آنها ديگري هم خود بخود تغيير مي كند. وقتي آگاهانه عادت بهتري در خود ايجاد مي كنيد تصوير ذهني جديدي جاي عادات قديمي را مي گيرد.
جالب است بدانيد كه نود و پنج درصد رفتار ، احساس و واكنش افراد عادت است و نكته مهم اينجاست كه عادت اصلاح شدني است و مي توانيم آنرا به طور كلي تغيير دهيم . كافي است كه تصميم آگاهانه اي بگيريد و روي آن تمرين كنيد.
بنابراين شما هم مي توانيد با تكرار رفتار مطلوب آن را در ذهن خود ثبت نماييد.
“خنده اكسير جواني “
شادي بزرگترين موهبت وعاليترين احساسي است كه هرفرد مي تواند ازآن بهره ببرد و لبخند ، كه زبان اين احساس است به افراد كمك مي كند تا سلامتي خود راحفظ و شادي را تجربه كنند . براي شادبودن نبايد بدنبال بهانه بود بلكه شادي دريك قدمي ماست ، ومي تواند درهرزمان تجربه شود .
ارزش درماني خنده فقط محدود به فردي كه مي خندد نيست بلكه اصولاَ لبخندزدن امري مسري است وافرادي كه لبخند برلب دارند، مي توانند حالت اطرافيان خودراتغيير دهند.درنتيجه خنده بهترين يخ شكن درگردهمايي هاي اجتماعي ،خانواده ،محيط كار و000 مي باشد.
دراين زمان كه استرس بعنوان بزرگترين عامل ايجاد بيماري مطرح است اشكال مختلف انبساط كه بهترين نوع آن خنده است به همگان توصيه مي شود .
ما دراينجا سعي مي كنيم با ياد آوري چند نكته به اين نتيجه برسيم كه انسانهايي كه بيشتر
مي خندند سالمترند و زندگي طولاني تري دارند وشادكامي امري دروني است وازدرون مي‌رويد. “پس لطفاَ بخنديد وبا لبخند فاصله‌ها را كوتاه كنيد“
- خداوند براي غلبه بر دشواريها سه رو ش دراختيارانسان قرارداده است “خنده ،اميد ،خواب ،”
- خنده موسيقي روح است منتظر نباشيد كه ديگران شما را بخندانندبلكه خودتان قايقي ازخنده رادر درياي شادي بفرستيد تا اين قايق دوباره به سمت خودتان برگردد.
- وقتي مي خنديم تقريباَ تبادلات شيميايي جسم خود را تغيير مي دهيم ،خنده موجب ترشح “پپتين وآندروفين “ درخون شده ومي تواند تاثيرات شفابخش ومعجزه آسايي برروي جسم ما پديد آورد وآيا تفاوت تركيب شيميايي اشك غم نسبت به تركيب شيميايي اشك شادي ازنظر شما جالب نيست .
- انسان به وقت شادي و سعادت است كه بايد خداوندراتجليل و تسبيح كند .
- شادي مي تواند محصول يك نيايش پراز نيازباشد بدون هيچ چشمداشتي به اجابت ازجانب خدا.
- وقتي شخصي مي خندد وجودش از احساساتي مثل آسودگي ،گرما، رهايي ، و سرحالي آكنده مي شود واين ها همان احساساتي هستند كه دربردارنده مفهوم كلي سلامت اند .
- خوشحالي انسانها به اندازه گنجايش مغزشان است
باكسي عهد دوستي ببندكه لبخند به لب توبياورد. چراكه خرج تبديل شدن روز ي تيره به روزي روشن فقط يك لبخنداست ودرجستجوي كسي باش كه قلب تورابه خنده وادارد .
- توانايي ايجاد و شوخ طبعي ازويژگيهاي افراد خلاق است
- پنج راه براي شاد بودن ، قلبت را از نفرت خالي كن ، ذهنت را از نگراني خالي كن ، ساده زندگي كن ، زياد ببخش ،كمتر توقع داشته باش . - اگر برلب تبسمي نداشته باشي شبيه انسان ميليونري هستي كه ميليونها پول درحساب بانكي خود دارد ولي ازآن استفاده نمي كند .
- شادي ونشاط وسرو ر ناشي از كمك به ديگران با هيچ چيز ديگري برابر نمي كند.
- لبخند در پايان يك روز پر تلاش وموثر با شكوهترين تبسمي است كه مي توان دررخسار يك انسان موفق ديد .
- هنگامي كه غم وغصه شما رافراگرفت وچاره اي جز قبول آن نداشتيد ،غم رابپذيريدومقابل آن نايستيد خودتان راكناربكشيد وبگذاريد كاروان غم وغصه با همه دردهاي جانكاهي كه به همراه دارد ازكنارتان بگذرد و بعد جاي خود رابه صاحب واقعي دل يعني شادي و سرور بدهيد. - دل خود راازكينه خالي ساز وصبحدم كه ازخواب برمي خيزي به خالق هستي بگو كه : خدايا من هيج كينه اي ازهيچ كس وهيچ چيزندارم ،امروز همه راشاد كن وبگذار تا عشق دردنيا جار ي گردد.
- شادي انفرادي نيست ، شادي انعكاس ونتيجه تلاش شاد سازي وشادي‌آفريني است .هرچه بيشتر دل ديگران را شاد سازيد ،هزاران بار بيشتر شادي وسرور وجودتان رادربرمي گيرد.
- جسم خود را در شادي روحت شريك كن ، ورزش كن ،غذاي مناسب بخور ،خوشحالي وشادماني واقعي و تنها زماني وجودت را دربرمي گيرد كه جسم وروحت هردو هم زمان و به يك اندازه دراين شادي سهيم شوند .
- راضي و سپاسگزار باشيم وازاعماق دل شكر گزار خالق هستي باشيم و بدانيم شادي نهايي مجموعه‌اي ازتجربه هاي شاد بودن است
- باخنديدن مي توان چاقي رااز بين برد زيرا خنده سوخت وساز بدن را افزايش مي دهد وجريان خون وفرايند هاي هاضمه راسرعت مي بخشد . - خنده وشادي بهترين اكسير جواني است دارويي است بدون خرج وعوارض.
- خنديدن برتمام اندام ها ي بدن تاثيرمي گذارد وهرقدر خنده شديدتر باشد ، براي شخص مفيدتر است وبه عنوان مسكن طبيعي عمل مي كند . - شادي توانايي لذت بردن ازگذرزمان است .
- شادترين انسان ها آنهايي نيستندكه بيشتر دريافت مي كنند بلكه آنهايي هستند كه بيشتر مي بخشند.
- هيچ انساني بدون دوست خوشحال نخواهد بود .
- هرروز رابالبخند ي شروع كنيد درطول روز بخنديد وروزتان رابالبخند خاتمه دهيد.
- شادي عطري است كه شما نمي توانيد آن رابرديگران بيفشانيد مگر آن كه ابتداچند قطره ازآن رابه خود بيفشانيد.
- “خنده زبان مشترك “همه جهانيان است
- خنده “ دويدن بي حركت “ نام گرفته است وبه اين دليل افراد لاغر راچاق وافراد چاق رالاغر مي كند .
- خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ،بهداشت روان واحساس امنيت است
- خنده خاصيت درماني دارد به طوري كه امروزه دربيمارستان ها اتاق خنده ايجاد شده است .
- خنده محبوبيت وجذابيت ايجاد مي كند.
- خنده دربروز ايده ها ي نووخلاق موثراست ودربرابر عصبانيت مثل يخ برروي آتش است .
- خنده تحمل دردهاي جسمي راآسانتر مي سازد .پنج دقيقه خنده ازته دل ،5 ساعت درد راتسكين مي دهد.
-خنده قدرت يادگيري راافزايش مي دهد.
-خنده نشانه رضايت ازوضعيت موجود است .
-خنده برخلاف تصور عموم چروك صورت راازبين مي برد ولي “اخم “ چين وچروك صورت را زياد مي كند .
-بعد ازسلامتي بزرگترين نعمت خدا خنده است .
-خنده يكي ازمهمترين ورزش هاست هيچ ورزشي نمي تواند مثل خنده بيشتر عضلات بدن رابه جنبش درآورد ،يك دقيقه خنديدن برابر باچهل مرتبه نفس كشيدن است .
-اشخاص خندان ، انسانهاي شاد تر، آرام تر ،منطقي تر،صميمي تر،خو ش چهره تر، با
محبت ترو خيلي دلسوزتر ازكساني هستند كه لب به خنده نمي گشايند.
-يك دقيقه خنده برابراست با 45 دقيقه ريلكسيشن واستراحت عميق
-هنر شاد زيستن اين است كه دركوره راه سختي هاي زندگي قادرباشيم كه بخنديم آنهم ازعمق وجود
- اگر فقط اداي شاد بودن و خنديدن را در بياوريم بازهم بدن ما هورمون هاي شادي‌ بخش توليد
مي كند .
“ دلتان شاد ،لبتان خندان و نگاهتان نافذ ”
شما امروز غني تر از ديروزيد :
اگر به كسي صميمانه مهرورزيده باشيد .
اگر غم دردمندي قلبتان را فشرد و در خلوت گريسته باشيد.
اگر خطاي دوستي را ناديده گرفته باشيد .
شما امروز غني تر از ديروزيد
اگر با يك شاخه گل دلي را شاد كرده باشيد .
اگر قطره اشكي را از گونه اي سترده باشيد
اگر سنگي را از پيش پاي عابري دور كرده باشيد
شما امروز غني تر از ديروزيد
اگر بسيار خنديده باشيد .
اگر دست دوستي را كه به سويتان دراز شده صميمانه فشرده باشيد.
اگر با ديدن زيبايي هاي طبيعت پي به قدرت پروردگار برده باشيد.
شما امروز غني تر از ديروزيد
اگر بدي را باخوبي پاسخ گفته باشيد
اگر به بي پناهي پناه داده باشيد
اگر براي بدست آوردن صفات بهتر كوشيده باشيد .
شما امروز غني تر از ديروزيد
اگر به ديده مهر به همه چيز نگريسته باشيد
و شما امروز براستي غني هستيد
غني تر از همه افراد جهان ،
و شما امروز روحي داريد بزرگ ، به عظمت آسمان و دريا و قلبي داريد پرمهر و روشن چون آفتاب گرم بهاران و اشكي داريد به صفاي شبنم و لطافت گلهاي سرخ و دروني داريد به پاكي برف و زيبايي دميدن شفق در صبح .
شما امروز براستي غني هستيد.
برنده يا بازنده انتخاب با شماست!
1 – يك فرد برنده متعهد مي شود . يك فرد بازنده وعده مي دهد.
2 – وقتي برنده اي مرتكب اشتباه مي شود مي گويد اشتباه كردم
وقتي يك فرد بازنده مرتكب اشتباه مي شود؛ مي گويد تقصير من نبود .
3 – برنده بيش از بازنده كار انجام مي دهد و در انتها باز هم وقت دارد .
بازنده هميشه « آن قدر گرفتار » است كه نمي تواند به كارهاي ضروري بپردازد .
4 – برنده مي داند به خاطر چه چيزي پيكار مي كند و بر سر چه چيزي توافق و سازش مينمايد.
بازنده آن جا كه نبايد سازش مي كند ، و به خاطر چيزي كه ارزش ندا رد ، مبارزه مي كند .
5 – برنده با جبران اشتباهش تاسف و پشيماني خود را نشان مي دهد.
بازنده مي گويد متاسفم ، اما در آينده اشتباه خود را تكرار مي كند.
6 – برنده گوش مي دهد.
بازنده فقط منتظر رسيدن نوبت خود، براي حرف زدن است .
7 – برنده از ميانه روي و نرمش خود احساس قدرت مي كند !
بازنده هرگز ميانه رو و معتدل نيست و گاهي از موضع ضعف و گاهي همچون ستمگران رفتار مي كند .
8 – برنده مي گويد ، بايد راه بهتري هم وجود داشته باشد.
بازنده مي گويد ، تا بوده همين بوده و تا هست همين است .
9 – برنده به افراد برتر از خود احترام مي گذارد و سعي مي كند تا از آنان چيزي بياموزد .
بازنده از افراد برتر از خود خشم و نفرت داشته و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است.
10 – برنده مي داند كه اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند شد.
بازنده احساس مي كند كه اگر به مردم فرصت داده شود نامهربان خواهند شد.
11 – برنده از اشتباهات خود درس مي گيرد .
بازنده از ترس مرتكب شدن اشتباه ، ياد گرفته كه اقدام به هيچ كاري نكند.
12 – برنده نسبت به فضاي اطراف خود حساس است.
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است.
13 – برنده ترجيح مي دهد كه خود را مسوول شكست هايش بداند و نه ديگران و وقت زيادي را صرف عيب جويي نمي كند.
بازنده شكست هاي خود را ناشي از «تبعيض » يا «سياست» مي داند.
14 – برنده هنگامي كه از ديگران بدرفتاري مي بيند، رنجش و آزردگي خود را بيان نموده، تخليه احساسي مي كند ، و سپس مساله را به فراموشي مي سپا رد.
بازنده خشم و ناخشنودي خو.يش را در رابطه با رفتار ديگران به زبان نمي آورد و زجر مي كشد، و با انتقام گرفتن از خود شرايط بدتري را پديد مي آورد .
15 – برنده داوري اش درباره ديگران با توجه به چگونگي استفاده آنان از توانايي ها و استعدادهاي خودشان است ، نه بر مبناي معيارهاي موفقيت هاي دنيوي و مادي و براي يك پسر بچه واكسي كه كارش را استادانه انجام مي دهد، در مقايسه با يك فرصت طلب تمام عيار احترا م بيشتري قايل است .
بازنده به برندگان حسادت مي كند و ديگر بازندگان را تحقير مي كند.
16 – برنده در وجود يك آدم بد، خوبي ها را مي جويد و روي همين قسمت كار مي كند .
بازنده در وجود يك انسان خوب بدي ها را مي جويد، از اين رو به سختي ميتواند با ديگران همكاري كند.
17 – برنده در عين حال كه تعصبات خود را مي پذيرد تلاش مي كند كه در هنگام قضاوت كردن به اين تعصبات غلبه كند.
بازنده منكر وجود هر گونه تعصب در خود است، بنابراين در سراسر عمر اسير تعصبات خويش خواهد بود .
18 – برنده نسبت به ضعف هاي ديگران ، غمخواري مي كند . زيرا ضعف هاي خود را درك نموده و آن ها را پذيرفته است .
بازنده ديگران را به دليل ضعف هايشان خوار و خفيف مي شمارد ، زيرا وجود ضعف در درون خود را انكار نموده و پنهان مي كند.
19 – برنده هر كاري كه از دستش برآيد انجام مي دهد، و اگر سرانجام شكست خورد، به معجزه اميد مي بندد.
بازنده بدون آنكه كوچك ترين تلاشي كند، به انتظار معجزه مي نشيند .
20 – برنده هنگامي كه مي بيند راهي را كه در پيش گرفته است با مسير زندگي او سازگار نيست هراسي از ترك كردن آن ندارد .
بازنده نيمه راهي را در پيش گرفته و به آن ادامه مي دهد و اهميتي نمي دهد كه به كجا منتهي مي شود .
ارزشيابي كلمات در سال نو

سازنده ترين كلمه« گذشت » است ... آن را تمرين كن .
پرمعني ترين كلمه « ما» است ... آن را به كار ببر.
عميق ترين كلمه « عشق » است... به آن ارج بنه .
بي رحم ترين كلمه « تنفر» است ... از بين ببرش .
سركش ترين كلمه « هوس » است ... با آن بازي نكن.
خودخواهانه ترين كلمه « من » است ... از آن حذر كن .
ناپايدارترين كلمه « خشم » است ... آن را فرو ببر .
بازدارنده ترين كلمه «ترس» است ... با آن مقابله كن .
بانشاط ترين كلمه «كار» است ... به آن بپرداز .
پوچ ترين كلمه « طمع» است ... آن را بكش .
سازنده ترين كلمه « صبر» است ... براي داشتنش دعا كن .
روشن ترين كلمه « اميد» است ... به آن اميدوار باش .
ضعيف ترين كلمه « حسرت » است ... آن را نخور .
تواناترين كلمه « دانش» است ... آن را فراگير .
محكم ترين كلمه « پشتكار» است ... آن را داشته باش .
سمي ترين كلمه « غرور» است ... بكشنش .
سست ترين كلمه «شانس» است ...به اميد آن نباش .
شايع ترين كلمه « شهرت» است ... دنبالش نرو .
لطيف ترين كلمه «لبخند» است ... آن را حفظ كن .
حسرت انگيز ترين كلمه «حسادت» است ... از آن فاصله بگير.
ضروري ترين كلمه «تفاهم» است ... آن را ايجاد كن.
سالم ترين كلمه «سلامتي» است ... به آن اهميت بده.
اصلي ترين كلمه « اطمينان» است ... به آن اعتماد كن .
بي احساس ترين كلمه «بي تفاوتي» است ... مراقب آن باش .
دوستانه ترين كلمه « رفاقت» است ... از آن سوءاستفاده نكن . زيباترين كلمه «راستي» است ... با آن رو راست باش .
زشت ترين كلمه «دورويي» است ... يك رنگ باش .
ويرانگرترين كلمه «تمسخر» است ... دوست داري با تو چنين كنند؟
موقرترين كلمه «احترام» است ... برايش ارزش قايل شو.
آرام ترين كلمه «آرامش» است ... به آن برس .
عاقلانه ترين كلمه «احتياط» است ... حواست را جمع كن .
دست و پاگيرترين كلمه «محدوديت» است ... اجازه نده مانع پيشرفت بشود.
سخت ترين كلمه « غيرممكن» است ... وجود ندارد .
مخرب ترين كلمه «شتابزدگي» است ... مواظب پل هاي پشت سرت باش.
تاريك ترين كلمه «ناداني» است ... آن را با نور علم روشن كن.
كشنده ترين كلمه «اضطراب» است .... آن را ناديده بگير.
صبورترين كلمه «انتظار» است ... منتظرش بمان .
بي ارزش ترين كلمه «انتقام» است ... بگذار و بگذر.
ارزشمندترين كلمه «بخشش» است ... سعي خود را بكن .
قشنگ ترين كلمه «خوشرويي» است... راز زيبايي در آن نهفته است .
تميزترين كلمه «پاكيزگي» است ... اصلا سخت نيست .
رساترين كلمه « وفاداري» است ... سر عهدت بمان .
تنهاترين كلمه «گوشه گيري» است ... بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بوده.
محرك ترين كلمه «هدفمندي» است ... زندگي بدون هدف ، روي آب است .
و هدفمندترين كلمه «موفقيت» است ... پس پيش به سوي آن .
معرفي كتاب
عنوان كتاب نويسنده مترجم
مهارت هاي زندگي (برخورد موثر با مسائل زندگي ) دكتر فيليپ مك گرا قراچه داغي
با زندگي برقصيم سوزان جفرز قراچه داغي
جادوي واقعي (خلق معجزه در زندگي روزمره ) وين داير علي پناهي
روابط رومانتيك پلي به سوي عشق الهي (مكالمه دكتر باربارا دي آنجليس باديپاكچو پرا پاكر- باربارا آنجليس علي پناهي
سالي دگر گذشت و اميدي دگر گذشت
آوخ كه تا شديم خبر، بي خبر گذشت
بايد غم ها را از بلندي زندگيمان فرو ريزيم تا هستي به نوايمان برخيزد ، از تنگناي زمان به درآييم و در فراخناي حيات گام برداريم و بكوشيم ، بشتابيم و درهاي عطوفت را كه رنگ گل هاي زندگي به خود نقش كرده اند ، بگشاييم و به بيداري نظر كنيم . در كف ماست رشته دگرگوني ، دست بيفشانيم كه از سرانگشتانمان صد قطره مي چكد و هر قطره ، خورشيدي مي شود . موج نور باشيم و تلاش، پرتو خورشيد را بر بيكران زندگيمان بتا بانيم و از مهر، لبخندي بسازيم و بر لب بنشانيم كه بهار در راه است
 
 
 
 
 
 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گروه بهداشت رواني و اجتماعي > آموزش عموم

بازگشت

 
 

کودکي با همه شگفتي هايش

 
 
 

کودکي با همه شگفتي هايش ، روياي شيريني است که در خاطرمان نقش بسته و بازگشت به آن آرزوي دست نيافتني بسياري از ما محسوب مي شود اما نکته مهمتر در مورد دوران کودکي اين است که زيربناي زندگي هر فرد را ساخته و تعيين کننده آينده جامعه اي است که در آن زندگي مي کند.
با توجه به اهميت دوران کودکي و نقش آن در شکل گيري آينده انسان ها، امروزه بيش از پيش مسائل کودکان و نوجوانان مورد توجه قرار مي گيرد و نامگذاري يک روز از سال به نام روز جهاني کودک ، هر چند کفايت نمي کند اما يکي از راههاي پرداختن به اين موضوع و نمايانگر اهميت ويژه آن است.
شانزدهم مهر برابر با 8 اکتبر در برخي نقاط جهان از جمله در کشور ما روز جهاني کودک در نظر گرفته شده و مراکز و نهادهاي مختلف مرتبط در سراسر جهان ، هر يک به طريقي به آن مي پردازند. شايد بتوان گفت يکي از مهمترين موضوعات مربوط به کودکي حفظ سلامت در اين دوران است که زندگي سالم هر فرد را در آينده رقم خواهد زد. لذا همه بزرگسالان اعم از والدين ، مراقبين ، مربيان و دست اندرکاران موضوع سلامت جامعه موظفند هر آنچه را که کودکان براي حفظ سلامت خود قادر به تامين آن نيستند مهيا کنند و همه شرايط لازم براي بهره مندي اين گروه بسيار آسيب پذير اجتماع را از سلامت فراهم سازند. «طبق ماده 27 پيمان جهاني کودک ، هر کودک حق دارد از سطحي از زندگي برخوردار شود که رشد جسمي ، ذهني ، رواني و اجتماعي او را تامين کند.»مسلما پرداختن به همه جنبه هاي سلامت کودک در اين فرصت ممکن نيست ، اما يکي از مهمترين و اساسي ترين جنبه ها که زيربناي عملکرد او در همه مراحل زندگي خواهد بود بهداشت روان کودک است.
شايد تشخيص بيماري هاي جسمي در کودک خيلي دشوار نبوده و حتي گاهي بسيار آسان است.
اما تشخيص مشکلات رواني چندان آسان نيست.
مشکلات مربوط به بهداشت روان را هميشه نمي توان مشاهده کرد، اما متخصصان بهداشت روان که با علائم آن آشنايي دارند، قادر به تشخيص اختلالات هستند.چه بسا کودکاني که از مشکلات رواني رنج مي برند بدون آن که تشخيص داده شده يا کمکي دريافت کنند.مهمترين اختلالات رواني که کودکان و نوجوانان بدان دچار مي شوند بدين قرارند:اختلال بيش فعالي و نقص توجه ، اختلالات اوتيسم ، اختلال دو قطبي ، اختلال شخصيت مرزي ، افسردگي ، اختلالات خوردن.
هر يک از اين اختلالات علائم و شدت متفاوتي دارند که به تشخيص آنها کمک کرده و روشهاي درماني مربوطه را مي طلبد. شايد همه فاکتورهاي موثر در وقوع مشکلات بهداشت روان کاملا شناخته نشده باشند، اما بديهي است که ساختار بيولوژيک فرد و شرايط زندگي ، عوامل زيستي شامل ژنتيک ، عدم تعادلات شيمياي و آسيبهاي احتمالي به سيستم اعصاب مرکزي ، شرايط محيطي که طيف وسيعي از مشکلات شامل خشونت ، کودک آزاري جسمي ، جنسي و عاطفي ، مسامحه ، مرگ عزيزان ، طلاق والدين يا روابط نامطلوب آنها، فقر و غيره را در بر مي گيرد، همگي در ايجاد اين مشکلات نقش دارند.به گفته دکتر کتايون خوشابي ، فوق تخصص روانپزشکي کودک : «امروزه در جهان کودکان بسياري در اثر بيماري هاي قابل پيشگيري جان خود را از دست مي دهند و تعداد زيادي از آنها با مخاطراتي روبه رو مي شوند که مانع حفظ سلامت و رشد آنان است.
براي مثال يکي از مشکلات شايع و مخرب شخصيت و بهداشت روان ، پديده کودک آزاري است که طبق ارزيابي هاي انجام شده 75 درصد مرتکبين آن والدين هستند و 15 درصد مابقي به ساير بستگان مربوط مي شود.بنابراين در اکثر موارد اين مساله در کانون خانواده که قاعدتا بايد محيطي امن و حمايت کننده براي کودک باشد، اتفاق مي افتد.»«همچنين براساس ماده 19 کنوانسيون حقوق کودک ، کشورهاي عضو ملزم هستند تا اقدامات قانوني ، اجرايي ، اجتماعي و آموزشي لازم را به منظور حمايت از کودکان در برابر انواع خشونت جسمي يا رواني ، صدمه يا آزار ، بي توجهي يا رفتار توام با سهل انگاري ، بهره کشي و سوءاستفاده جنسي توسط والدين ، سرپرست قانوني يا هر شخص ديگري که عهده دار مراقبت از کودک است ، به عمل آورند.»
پدر ومادر مهمترين مسوولان سلامت جسم و روان فرزندشان به شمار مي روند و پس از آن مراقبين و ساير افراد مرتبط با رشد و پرورش کودک بايد نيازهاي او را دريابند و به آن پاسخ دهند.
براي مقابله با هر يک از مشکلات و اختلالاتي که ممکن است کودک به آن دچار باشد، راهکارها و توصيه هايي وجود دارد که والدين مي توانند با استفاده از آنها به حفظ هرچه بهتر بهداشت روان فرزندانشان کمک کنند.

 
 
 
 
 
 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گروه بهداشت رواني و اجتماعي > آموزش عموم

بازگشت

 
 

مشاوره براي زندگي سالم

 
 
 

زندگي سالم ابعاد مختلفي دارد. در اين برنامه , زندگي سالم در ابعاد جسماني, رواني اجتماعي, معنوي و شناسايي موقعيتهاي پر خطر مطرح شده است. که عامل مهمی در زمینه مهارت های زندگی به شما می آیند

الف : عوامل جسماني

آنچه كه در ايجاد زندگي سالم نقش دارد, ارتقاء سلامت است. منظور از ارتقاء سلامت, فرآيندي است كه افراد را قادر مي سازد توانايي و فعاليت خود را بهبود وضعيت سلامت خود افزايش دهند. ارتقاء سلامت نياز به انجام رفتارهاي سالم دارد. منظور از رفتار سالم, رفتارهايي است كه سلامت فرد را نگهداشته و يا ارتقاء دهند. اين رفتارها متعدد و متنوعند از جمله تغذيه صحيح, خواب شبانه كافي بين 7 تا 8 ساعت, ورزش مرتب و عدم مصرف سيگار و الكل, تنظيم وزن به گونه اي كه بيش از 10% اضافه وزن وجود نداشته باشد. عواملي كه با سبك زندگي نا سالم رابطه دارند عبارتند از: مصرف مواد و الكل, سيگار, پر خوري, روابط جنسي پر خطر و پرداختن به كارهاي خطرناك.

فعاليت اول مشاور در زمينه عوامل جسماني زندگي سالم:

در اين زمينه, مشاور بايد توجه مراجعان را به اهميت نقش عوامل جسماني ( خواب, تغذيه, ورزش, وزن متناسب و عدم مصرف سيگار و الكل) جلب نمايد.

مشاور به هنگام بحث گروهي مراجعان بايد به عواملي كه مانع رفتارهاي سلامت در افرادد مي شوند دقت كند, يكي از اين موانع, خوش بيني غير واقع بينانه است. خوش بيني غير واقع بينانه مبني بر اين باور است كه فرد هيچ وقت دچار مشكلات جسماني مهم نمي شود. دلايل خوش بيني غير واقع بينانه عبارتند از:

  1. احساس اغراق آميز توانايي كنترل سلامت كه باعث مي شوند فرد به خطرات بالقوه بي توجهي كند, يا اين باور كه اگر خطري پيش آيد مي تواند آن را كنترل نمايد.
  2. امكان دارد كه آنها تجارب مستقيم ولي اندكي در خصوص مشكلات سلامت داشته اند و بر اساس آن تجربه, خطر آسيب پذيري خود را كمتر از حد ارزيابي مي كنند.
  3. گاهي اوقات افراد باور دارند كه خطرات بهداشتي و صدمات و بيماريهاي جدي مربوط به دوران كودكي هستند.

ب: عوامل رواني ـ اجتماعي

ارتباط و پيوندهاي انساني

امنيت و رضايت خاطر يكي از عوامل رواني بسيار مهم در زندگي سالم است كه از طريق روابط اجتماعي ايجاد مي شود. ارتباطات و پيوندهاي اجتماعي, احساس تعلق و پيوستگي به انسان هاي ديگر, احساس امنيت عميقي در افراد ايجاد مي كند.

تنظيم اهداف زندگي

يكي ديگر از فعاليت هايي كه به انسان احساس امنيت و رضايت خاطر مي دهد تعيين و تنظيم اهداف زندگي است كه نياز به توجه خاص دارد.چنانچه فرد اهداف زندگي خود را نشناسد دچار بي هدفي, كسالت و نااميدي و درماندگي مي شود, چنانچه اهداف غير واقع بينانه اي براي زندگي خود تعيين كند, نمي تواند به آن اهداف دست يابد و دچار خشم, پرخاشگري, ياس و نااميدي مي شود.

فعاليت اول مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

به منظور تعيين اهداف مناسب, قابل دست يابي و واقع بينانه, مشاور مي تواند از مراجعان بخواهد كه در گروههاي چند نفري اهداف زندگي خود را بنويسند, در رابطه با هر يك از آنها با يكديگر بحث كنند و سپس هر فرد اهداف خود را نام ببرد. سپس مشاور آنها را به اين مطلب راهنمايي كند كه اهدافي مثل موفقيت تحصيلي, رضايت خانواده, فرد سالمي براي اجتماع بودن, اهداف كلي هستند و اهداف بلند مدت ناميده مي شوند.

احترام

يكي از نيازهاي مهم ديگر انسان, نياز به احترام است. دو كانون و منبع وجود دارد:

  1. احترام به فرد
  2. احترام فرد به خودش كه عزت نفس نام دارد.

نياز به احترام از سوي ديگران نه تنها ايراد ندارد بلكه يكي از نيازهاي رواني طبيعي انسان است و به دنبال پيروي از قواعد و هنجارهاي اجتماعي, پيشرفت, موفقيت, فعاليت هاي سالم و برخورداري از سبك زندگي سالم به دست مي آيد.

فعاليت دوم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم :

در اينجا مشاور مي تواند با يك سوال, ذهن مراجعان را به سوي نحوه كسب احترام از سوي ديگران جلب كند و سپس با سوال هاي هدايت كننده ذهن آنها را به طرف فعاليت هايي كه احترام را به فرد افزايش مي دهد نزديك كند.

مشاور در اينجا مراجعان را به موضوعات زير راهنمايي كند و در مورد هر يك بحث گروهي كنند.

جلب احترام ديگران با فعاليت هاي ناسالمي مانند:

  • سيگار كشيدن
  • رفتارهاي خطرناك: رانندگي هاي تند و بي ملاحظه, كتك كاري و در گير شدن با ديگران
  • مصرف مواد
  • مصرف الكل
  • رفتارهاي بي بند و بارانه
  • تا دير وقت در بيرون از منزل ماندن
  • بي توجهي به قوانين و مقررات
  • بي توجهي به بزرگترها
  • آرايش و لباس نامناسب(چه در مردان و چه در زنان)

عزت نفس

يكي از عوامل بسيار مهم در رفتار سالم, عزت نفس است. بسياري از نوجوانان و جوانان به علت ضعف در عزت نفس به رفتارهاي نا سالم و آسيب هاي اجتماعي روي مي آورند.

عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. اين حس از مجموع افكار, احساس ها, عواطف و تجربيات فرد در طول زندگي ناشي مي شود.

عزت نفس هنگامي بوجود مي آيد كه نيازهاي ابتدايي زندگي فرد به نحو مناسبي ارضا شده باشند. كودكان و نوجوانان زماني از عزت نفس زياد بهرمند مي شوند كه بتوانند, احساسات مثبتي را به كمك عوامل زير تجربه كنند:

همبستگي: اين احساس زماني تجربه مي شود كه نوجوان از پيوندهاي مهم زندگي خود راضي باشند.

بي همتايي: اين احساس هنگامي بوجود مي آيد كه نوجوان بتواند صفات يا ويژگيهايي را كه موجب تفاوت و تمايز او از ديگران بشود, بشناسد و به آنها احترام بگذارد.

قدرت: احساس قدرت وقتي بوجود مي آيد كه نوجوان بداند منابع, فرصت و قابليت آن را دارد كه بر شرايط زندگي خويش اثر بگذارد.

الگوها: نوجوان به مدد الگوهاي انساني, فلسفي و عملياتي, مدل هايي براي خويش فراهم مي كند تا او را در استقرار ارزش هاي آنها معني دار , هدفها, آرمانها و معيارهاي شخصي كمك كند.

به عبارت ديگر عزت نفس عبارت است از شناسايي خود (خود پندارنده) و ارزش گذاردن به آن .

عوامل موثر در عزت نفس قوي عبارتند از:

1- خود آگاهي و شناسايي خود

2- ارزش گذاردن به هر آنچه كه هست

3- باور به بي همتايي و بي نظير بودن خود

وظيفه مشاور در ارتقاء عزت نفس آن است كه براي مراجعان روشن سازد كه قضاوت در مورد ارزشمندي خود را از تفاوت هايي كه با ديگران دارند جدا كنند.

فعاليت سوم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

مشاور سخنراني در مورد تفاوت هاي فردي انجام مي دهد. براي مراجعان روشن مي سازد كه همه انسانها با يكديگر متفاوتند. هيچ كس وجود ندارد كه شبيه ديگري باشد فردي يك و بي نظير است, انسانها موجوداتي منحصر به فرد هستند. تا بحال كسي در دنيا به وجود نيامده كه شبيه ديگري باشد. در آينده هم كسي مثل و مانند ديگري متولد نخواهد شد پس هر فرد تك, منحصر به فرد و بي نظير است. مشاور روشن مي سازد كه متفاوت بودن بد يا خوب نيست.

انسان يك اثر بي نظير

فعاليت چهارم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

براي اينكه مراجعان بهتر متوجه منحصر به فرد بردن خود شوند مشاور فعاليت زير را انجام مي دهد.يك صفحه كاغذ برداشته و از افراد گروه مي خواهد كه روي انگشت شست خود را با خودكار سياه كنند(يا از استمپ استفاده كنند) و بعد افراد شست خود را روي صفحه مي زنند تا اثر انگشت آنها ثبت شود و بعد مي خواهد نفر بعد اين كار را انجام دهد. سپس مشاور اثر انگشت ها را به آنها نشان مي دهد تا خوب دقت كنند و مي پرسد آيا دو اثر انگشتي هستند كه شبيه هم باشند؟ آيا دو نفر وجود دارند كه اثر انگشتان آنها مثل هم باشد؟ پس آدمها تك, بي نظير و منحصر به فرد هستند. آيا تفاوت بين اثر انگشت ها به معني بد بودن است؟

شباهت ها و تفاوت ها

فعاليت پنجم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

مشاور از افراد گروه مي خواهد كه خوب به يكديگر نگاه كنند سپس آنها را به گروههاي دو تايي تقسيم مي كند و پس از آن مي خواهد كه هر يك از زوج ها خوب به هم نگاه كرده و شباهت هاي همديگر را يادداشت كنند. بعد از تكميل اين قسمت مشاور از آنها مي خواهد حالا يك بار ديگر به هم نگاه كنند و اين بار تفاوت هاي همديگر را بنويسند. سپس هر يك از افراد شباهت ها و تفاوتهاي خود را با يار خود با صداي بلند مي خوانند. پس از آن مشاور نتيجه گيري مي كند كه همه ما با هم شباهت و تفاوت هايي داريم. ولي آيا اين شباهت و تفاوت ها با خوب يا بد بودن ما ارتباط دارد؟

اسم و فاميل و...

فعاليت ششم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

براي آشنايي بيشتر افراد گروه با شباهت ها و تفاوتهايي كه با يكديگر دارند, مشاور برگه ( اسم, فاميل) را به آنها مي دهد و مي گويد حالا بياييد (اسم, فاميل) جديدي بازي كنيم. سپس برگه را به آنها مي دهد و 15 دقيقه فرصت مي دهد تا هر كسي علائق خود را در برگه بنويسد. پس از آن هر فرد, برگه تكميل شده خود را با صداي بلند مي خواند و بقيه گوش مي دهند. مشاور شباهت ها و تفاوت هاي افراد گروه را با يكديگر مقايسه مي كند و مي گويد " همانطور كه در اثر انگشت تك و منحصر به فرد هستيم در علائقمان نيز بي نظير هستيم"

همبستگي

در زمنه ايجاد همبستگي بايد رابطه نوجوان با خانواده را بهبود بخشيد. بنابراين ضروري است بطور مستقيم جلساتي با خانواده ها برگزار شود و يا بطور غير مستقيم از طريق پمفلت و يا غيره توصيه هاي زير به خانواده ها داده شود:

* ضرورت توجه به نوجوان به خصوص در مواردي كه او نياز دارد ماند گوش دادن بدون قضاوت به حرفهاي او.

* بيان محبت در گفتار و كردار ـ ابراز محبت بدون تمسخر.

* بيان تشويق و تمجيد به آنها و تاييد رفتارهاي مثبت آنان.

* ايجاد فرصت هايي كه افراد بتوانند با دوستان خود رابطه برقرار كنند.

* ايجاد فرصت هايي كه افراد خانواده با يكديگر برنامه هاي منظمي انجام دهند.

علاوه بر اين, ترغيب افراد به شركت در فعاليت هاي فرهنگي و خدمات اجتماعي نيز مناسب است. همچنين افزايش ارتباط نوجوانان با مدرسه براي شركت در فعاليت هاي مدرسه و اجتماعي نيز كمك دهنده است.

در زمينه افزايش بي همتايي و بي نظير بودن مشاور مي تواند توصيه هاي زير را به خانواده ها ارائه دهد:

- توجه به خصوصيات و ويژگيهاي خاص نوجوان و تاييد آنها.

- حتي زماني كه رفتار نوجوان بايد محدود شود به وي گفته شود كه او را قبول دارند: مثال كاري كه كردي را درك مي كنم ولي انجامش در آن زمان, درست نبود.

- احترام به انديشه هاي نوجوانان.

- پاداش به عملكردهاي صحيح آنها.

- در نظر گرفتن و احترام به فعاليت ها و برنامه هاي نوجوانان هنگام برنامه ريزي هاي خانوادگي.

قدرت

به منظور برخورداري از عزت نفس زياد, شخص بايد داراي منابع, فرصت ها و قدرت اثرگذاري بر زندگي خود باشد. منابعي كه در بدست آوردن حس قدرت مهم هستند عبارتند از: دانش, سلامتي, قابليت جسماني و مهارت ها از جمله تصميم گيري, حل مسئله, ارتباط, منابع مادي, تجاري گوناگون و ... به منظور افزايش حس قدرت و توانايي در نوجوان مشاور فعاليت هاي زير را انجام مي دهد:

- نوجوان را به داشتن مسئوليت شخصي ترغيب مي كند.

- فرايند تصميم گيري را به او مي آموزد و به خصوص بر پيامدهاي هر تصميم تاييد مي كند.

- فرآيند حل مشكل را به نوجوان مي آموزد.

- موفقيت هاي وي را تشويق مي كند.

- او را تشويق مي كند كه اهداف كوتاه مدت و بلند مدت خود را تعيين كند.

- راه هاي موثر ارتباط با ديگران را به او مي آموزد.

در اين رابطه مشاور مي تواند افراد خانواده آنان را راهنمايي كند و نيز به آنان بياموزد كه عقايد خود را بيان كنند, با دقت بر حرفهاي يكديگر گوش دهند به عقايد يكديگر احترام بگذارند, مسئوليت ها و محدوديت هاي خانواده را دقيقا مشخص كنند.

الگوها

براي داشتن عزت نفس بالا, نوجوان بايد الگوهاي انساني, فلسفي و عملياتي پيش رو داشته باشد و آنها را به عنوان سر مشق به منظور ايجاد ارزش هاي معنادار, هدفدار, آرمان ها و معيارهاي شخصي به كار برد. الگوهاي انساني, به نوجوان كمك مي كند تا به پرسشهايي نظير موارد زير پاسخ دهد:

چگونه بايد باشم؟ شخصي نظير پدر يا مادر يا معلم تاريخ يا برادر بزرگترم؟ چگونه بايد عمل كنم؟ به چه كسي بايد احترام بگذارم؟

در اينجا مشاور به نوجوان در موارد زير كمك مي كند:

به نوجوان كمك مي كند تا بفهمند به چه چيزي معتقدند (چارچوب ارزشهاي اجتماعي ـ مذهبي, اخلاقي و انساني)

به نوجوان كمك مي كند تا براي رفتار خود اهداف واقع گرايانه اي تعيين كنند.

پيامدهاي رفتارهايشان را به آنان نشان مي دهد.

مشاور بر تواناييهاي نوجوانان تاكيد مي كند. به جاي توجه به ضعف ها, به آنها كمك مي كند تا دريابند براي دستيابي به خواسته ها, بايد بر موانع و ضعف ها غلبه كنند.

به طور خلاصه مشاور در شكل گيري عزت نفس بايد به مراجعان كمك كند تا بدانند كه:

1- در اين جهان فردي بي همتا و بي نظير هستند. خصوصيات, علايق و توانايي هاي خاصي دارند كه با ديگران متفاوت است.

2- به خود آگاهي و خود شناسي برسند. زماني كه نوجوان آموخت فرد منحصر به فردي است بايد به اين سوال جواب دهد كه من كيستم. در اين مرحله نقاط ضعف, محدوديتها و همچنين نكات قوي و توانمنديهاي خود را مي شناسد.

3- محدوديت ها و توانمنديهاي خود را بپذيرند. در اين رابطه بايد به نوجوانان كمك كرد تا نقاط ضعف خود را بدون نگراني و ناراحتي بپذيرند. پذيرش آن كه هيچ انساني نمي تواند موجودي كامل و توانا باشد كمك كننده است. به اين ترتيب, فرد با محدوديت هاي خود رو به رو شده و با آنها در صلح و آشتي به سر مي برد و ناگزير به پنهان ساختن نقاط ضعف خود نيست. با شناسايي و پذيرش توانمنديهاي مثبت, احساس رضايت و خشنودي فرد در مورد خودش بالا مي رود.

4- در نهايت به احساس ارزشمندي و عزت نفس برسند. هنگامي كه نوجوان ياد بگيرد كه فرد بي

همتا و منحصر به فردي سات, خصوصيات بي نظيري دارد, محدوديت هاي خاص خود را دارد و داراي نكات مثبتي است, به احساس بهتري از خود دست مي يابد و خود را ارزشمند, مثبت, مفيد و باارزش مي داند.

رشد و تعالي

يكي ديگر از نيازهاي انسان, نياز به تعالي و رشد خود است. انسان ها نياز دارند كه فعاليت هايي انجام دهند كه توانايي ها و استعدادهاي بالقوه آنان را رشد دهد و در نهايت به كمال نزديکتر شوند. فعاليت هاي در اين رابطه انجام مي شوند كه عبارتند از: كمك به رشد بيشتر جامعه, پرداختن به هنر, پرداختن به فعاليتهاي كه فرد را به طبيعت نزديكتر مي كند. فعاليت هاي مذهبي, اخلاقي و انساني.

برخورد با استرسها

يكي از عوامل رواني سلامت زندگي برخورد با مشكلات و استرس هاست. پژوهشگران متوجه شده اند كه شخصيت هايي وجود دارند كه در مقابل بدترين شرايط نيز مقاومت مي كنند و دچار بيماري نمي شوند كه به آنها شخصيت هاي سرسخت مي گويند اين شخصيت ها داراي سه خصوصيت زير هستند:

1- احساس تسلط و كنترل بر زندگي.اين افراد باور دارند كه بر زندگي خود مسلط هستند. زندگي را در مسيرهاي مورد نظر خود پيش برند و قادرند كه مسائل و مشكلات خود راحل كنند .

2- داشتن تعهد و مسئوليت. افراد سر سخت, تعهدات, اعتقادات و مسئوليت هايي را براي خود قائل هستند كه در شرايط زندگي به آنها كمك مي كند.

فعاليت هفتم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

مراجعان را با يك سوال جمعي به بحث گروهي دعوت مي كند: چگونه تعهد و مسئوليت مي تواند از بروز رفتارهاي پر خطر جلوگيري كند؟ و منتظر جواب و بحث گروهي مي شود. پس از آن به تدريج با سوال ها و جواب هاي هدايت كننده مراجعان را به مباحث زير جلب مي كند:

- هنگامي كه فردي به اصول مذهبي اعتقاد دارد , آيا مشروب مي خورد؟ آيا اين يك رفتار سالم نيست؟ و آيا اگر فرد در شرايط پر فشار قرار گيرد بهتر قادر به مقاومت نخواهد بود؟

- هنگامي كه فردي به اصول اساسي و اخلاقي اعتقاد دارد آيا به رفتارهاي پر خطر جنسي مي پردازد؟ و اگر در شرايط پر فشار قرار گيرد قادر به مقاومت نخواهد بود؟

- هنگامي كه فردي به اصول اجتماعي و رعايت موازين اجتماعي اعتقاد دارد, آيا با لباس هاي نامناسب و آرايش نامناسب به محيط هاي جمعي وارد مي شود؟

3- روحيه مبارزه و چالش. اين افراد آماده اند كه با شرايط و اتفاقات زندگي روبه رو شده و در صورتي كه نياز به تغيير باشد, آماده اند كه با تغييراتي كه لازمه زندگي است هماهنگ شوند. آنها با مشكلات دست و پنجه نرم مي كنند و در صورت رويارويي با مشكلات با انها مي جنگند. در مقابل استرسها و مشكلات, متوسل به مقابله هاي مسئله مدار و استفاده از حمايت اجتماعي مي شوند, در مقابل مشكلات خسته نشده و از آنها اجتناب نمي كنند.

در مقابل شخصيت هاي سرسخت, خصوصيات رواني ديگري وجود دار د كه نتايج منفي دارند:

احساس درماندگي: چنين افرادي به اين باور رسيده اند كه نمي توانند هيچ تاثيري بر زندگي خود بگذارند, زندگي در دست آنها نيست بنابراين هر فعاليتي كه انجام دهند, نتيجه مثبت نخواهند داشت. از مراجعان بخواهيد چند نمونه از صحبت ها و برخوردهاي چنين افرادي را بيان كنند.

احساس نااميدي:

بعضي از افراد در زندگي خود دچار نااميدي مي شوند اينکه شرايط زندگي نامناسب خواهد بود, اتفاقات خوبي رخ نخواهد داد و سرنوشت, جز مصيبت چيزي براي آنها رقم نخواهد زد. از مراجعان بخواهيد چند نمونه ديگر از صحبت ها و برخوردهاي افراد را نااميد را بيان كنند.

پايگاه كنترل بيروني

افرادي كه پايگاه كنترل بيروني دارند بر اين باورند كه زندگي آنها توسط نيروهاي بيروني, شانس, تصادف, مردم و ... كنترل مي شوند و خود قادر نيستند كه هيچ اثري بر زندگي خود داشته باشند. از مراجعان بخواهيد چند نمونه از صحبت ها و برخوردهاي اين افراد را بيان كنند.

فعاليت هشتم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

در اينجا مشاور مي تواند از مراجعان بخواهد كه خصوصيات شخصيت هاي سرسخت يا مقاوم را با سه خصوصيت آخر مقايسه نموده بحث گروهي نمايند و براي هر كدام يك موقعيت مطرح كنند. سپس از آنها بخواهد كه در رابطه با آسيب هاي اجتماعي مثل اعتياد, ايدز و بزهكاري رابطه خصوصيات شخصيتي مثبت و منفي را معين كنند. مشاور بايد با تكنيكهاي هدايت غير مستقيم, نقش برخورد نااميدانه, درماندگي و اجتنابي, پايگاه كنترل بيروني و ... را در اعتياد (فرار و تسكين), ايدز (تسليم شرايط شدن, درگير شدن به روابط جنسي نامناسب براي فرار و تسكين و عدم توانايي تسلط بر زندگي), بزهكاري (حالا كه من نمي توانم خودم با فعاليتم به هدفم برسم, اموال ديگران را مي دزدم) روشن نمايد.

عوامل معنوي

در رابطه با عوامل معنايي سلامت مطرح مي شود. فرانكل از زبان نيچه اظهار مي دارد (چنانچه انسان چرايي براي زندگي داشته باشد, با هر چگونگي مي سازد). او اين يافته را در مشاهدات خود بر زندانيان اردوگاههاي كار اجباري نازيها به دست آورد. افرادي كه معنايي براي زندگي خود داشتند, زنده مي مانند و مقاومت مي كردند. بنابراين, يكي از اهداف مشاور ساخت رفتار سالم جلب توجه مراجعان به ابعاد معنايي است.