معاونت بهداشت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 شیوه زندگی سالم >  معرفي منابع آموزشي
 
 

منابع آموزشي براي « زندگي سالم »

 
 
 

رديف

نام كتاب / منبع

نام مؤلف / ..

1

قرآن كريم

ترجمه (آيت ا... مشكيني، سيد

مهدي حجتي، عبدالحميد آيتي)

2

رساله حقوق امام سجاد(ع)

 

3

نهج البلاغه امام علي(ع)

ترجمه محمد دشتي

4

مسؤوليت و سازندگي

علي صفائي حائري

5

صراط

علي صفائي حائري

6

رشد

علي صفائي حائري

7

وصاياي استاد

علامه كرباسچيان

8

رسائل استاد

علامه كرباسچيان

9

در محضر استاد

علامه كرباسچيان

10

تفكر زائد

محمد جعفر مصفا

11

انسان در اسايت فكر

محمدجعفر مصفا

12

در ستايش زندگي

مسيحا برزگر

13

وحدت عارفانه

مسيحا برزگر

14

باپيربلخ

محمدجعفر مصفا

15

مهارت هاي شادزيستن

خسرو امير حسيني

16

باور كنيد تا ببينيد

وين داير

17

عظمت خود را دريابيد

وين داير

18

وجود متعالي انسان

وين داير

19

آدميت

لئوبوسكاليا

20

روانشانسي مدير موفق

جاگديش پاريخ

21

علي و شهر بي آرمان

حسن رحيم پورازغدي

22

ده قدم تا نشاط

دكتر ديودبرنز

23

زندگي عاقلانه

آلبرت آليس

24

كوي نيك نامان

دكتر سيدمرتضي حسيني

25

زندگي پس از مرگ

جي پي واسواني

26

تا سراي او

جي پي واسواني

27

بيا تا قدر يكديگر بدانيم

لئوبوسكاليا

28

مهارت هاي زندگي

دكتر فليپ مك گرا

29

كوه پنجم

پائولوكوئيلو

30

نيايش

دكتر شريعتي

31

مجله بهورز

دكتر غلامحسن خدايي

32

مجله پرستوي آفاق

جليل معماريان

33

جادوي فكر بزرگ

دكتر شوارتز

34

نيروي تفكر مثبت

دكتر ژوزف مورفي

35

تقويت و تمركز فكر

دكتر ژوزف مورفي

36

تكنولوژي و مهندسي فكر

دكتر محمد علي حقيقي

37

موفقيت با ذهنيت مثبت

ناپلئون هيل و كلمنت استون

38

در مكتب عشق

دكتر ژوزف مورفي

39

به سوي كاميابي (5جلد)

آنتوني رابينز

40

روانشناسي تربيت

دكتر غلامعلي افروز

41

همه چيز با خدا ممكن است

مجتبي حورائي

42

اعتماد به نفس در 10 روز

مجتبي حورائي

43

تكنولوژي فكر

دكتر آزمنديان

44

براي آن به سوي تو مي آيم با بحثي در خداشناسي و خودشناسي

جي پي واسواني

45

با خالق هستي

جي پي واسواني

46

بينديشيد و ثروتمند شويد

ناپلئون هيل

47

پرورش توانايي اظهار وجود و قاطعيت

اني تاون اند

48

بيا تا قدر يكديگر بدانيم

لئوپاسكاليا

49

راهنماي تمركز بهتر

ملوني پاورز، رابرت استارت

50

چه كسي پنير مرا برداشت

دكتر اسپنسر جانسون

51

انسان در جستجوي معني

دكتر ويكتور فرانكل

52

حكايت دولت و فرزانگي

مارك فيشر

53

آيين سرنوشت سازي

وين داير

54

جادوي موفقيت

وين داير

55

درمان با عرفان

وين داير

56

چگونه بر نگراني و اضطراب پيروز شويم

دكتر ويل كارتين

57

كيمياگر

پائلوكوئيلو

58

هزار انديشه برتر

پروموداباتراد

59

تفكر از ديدگاه اسلام

عباس محمود عقاد

60

انسان در قرآن

شهيد مطهري

61

چه بايدكرد؟(شرحي بر مراقبت و...)

حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي

62

يوسف قرآن

محسن قرائتي

63

توانگران چگونه مي انديشند؟

چارلز آلبرت

64

قدرت اراده

پل ژاگو

65

يك دقيقه براي خودم

دكتر اسپنسر جانسون

66

نسيم حيات (تفسيرقرآن كريم)

دكتر ابوالفضل بهرام پور

67

آداب نماز

امام خميني

68

كرامت انسانها در قرآن

آيت ا... جوادي آملي

69

وصاياي ارسطو به شيماس

آقا نجفي قوچاني

70

هدايت در قرآن

آيت ا... جوادي آملي

71

انسان در اسلام

آيت ا... جوادي آملي

72

از دولت عشق

كاترين پاندر

73

معجزه ارتباط NLP

جري ريچارتسون

74

فضيلت هاي فراموش شده

حسينعلي راشد

75

جامعه و تاريخ

شهيد مطهري

76

اسلام و تعليم و تربيت

ابراهيم اميني

77

عاشورا

علي صفايي حائري

78

فقر، انفاق

علي صفايي حائري

79

شرع و شادماني

ابوالفضل طريقه دار

80

شرح مراتب طهارت

استاد صمدي آملي

81

مثنوي معنوي

مولوي

82

نيازهاي درون

دكتر فليپ مك گرا

83

كيماي محبت

رجبعلي خياط

84

طوباي محبت 3 جلد

محمد دولابي

85

طبيب دل ها

صادق حسن زاده

86

عشق رقص زندگي

بابك رياحي پور - فرشيد قهرماني

87

روش هاي خلاقيت

محسن كاظمي

88

سفر به كعبه جانان 3 جلد

علي اللهورد يخائي

89

از معرفت ديني تا حكومت ديني

علي صفايي حائري

90

عوامل جذابيت سخنان مولوي

علامه جعفري

91

انسان در عرف عرفان

علامه حسن زاده آملي

92

ابن عربي

كاظم محمدي

93

شش كلاه تفكر

دكتر ادوارد دبونر

94

از راه تا راز

دكتر يحيي يثربي

95

گلشن راز (بر گزيده)

شيخ محمود شبستري

96

تفسير نمونه

محسن قرائتي و همكاران

97

ديوان حافظ شيرازي

98

نشان از بي نشان ها

علي مقدادي اصفهاني

99

زندگاني علي (ع)

دكتر جعفر شهيدي

100

زندگاني فاطمه (س)

دكتر جعفر شهيدي

101

عرفان عملي در اسلام

دكتر سيديحيي يثربي

102

اصلاحات

محمدرضا حكيمي

103

نقاط ضعف شما

دكتر وين داير

104

حضور در هستي

محمدجعفر مصفا

105

ارتباط

محمدجعفر مصفا

106

تكنولوژي فكر 2

دكتر آزمنديان

107

نيازهاي درون

دكتر فليپ مك گرا

108

شما عظيم تر از آن هستيد كه مي انديشيد

مسعود لعل

109

هفت عادت مردمان مؤثر

دكتر استفان كاوي

110

موفقيت نامحدود

آنتوني رابيز

111

آيين زندگي

احمدحسين شريفي

112

وصاياي استاد

علامه كرباسچيان

113

آيين تندرستي

دكتر محمدرضا نوري

114

باور كنيد تا ببينيد

دكتر وين داير

115

هفت قانون روحي

ديپاك چپرا

116

قورباغه را قورت بده

برایان تریس

117

انسان در مسیر زندگی

دکتر محمد مجد

118

نمیدانستم حق انتخاب دارم

جرالد کوری و ماریان اشنایدر

118

همه را دوست بداريم

عليرضا برازش

119

بهداشت در قران

دكتر نوري

120

اصول بهداشت روان

دكتر حسيني

 
 

121

مجموعه CD تفسير قرآن كريم

استاد محمدعلي انصاري

122

20 نوار كاست چهل حديث

محمد نيكنام

123

10 نوار تكنولوژي فكر

دكتر عليرضا آزمنديان

124

7 نوار زندگي در سير كمال

دكتر عليرضا آزمنديان

125

28 نوار سوره يوسف

مجتبي حورائي

126

CD همسفر

مركز ملي جوانان مشهد

127

زوج هاي عاشق

دكتر پال پيرسال

128

روانشناسي روابط انساني

رابرت بولتون

129

مدير موفق

جعفر رحماني و....

130

آئيين تندرستي

دكتر اصفهاني

131

هنر عشق ورزيدن

اريك فروم

132

ذهن زيبا

دكتر مورفي

133

نقاط ضعف شما

دكتر وين داير

134

خلاقيت شما در درون شماست

دكتر فليپ مگرا

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها

بازگشت

 
 

فکر مثبت بجای فکر منفی

 
 

توجه به نیکی و زیبایی ، به جای دیدن بدی و زشتی

در جستجوی سعادت و پاکی بودن به جای بدبختی و نکبت

و به سراغ شادی و نشاط رفتن به جای غم و اندوه

. زندگی در روشنی و معنویت و صفا را پذیرفتن به جای زندگی در تاریکی

و خلاصه تفکر مثبت به جای تفکر منفی به هیچ وجه کار مشکلی نیست .

از کنار پنجره ای که رو به گلخن باز میشود به کنار پنجره ای که رو به گلستان باز میشود به هیچ وجه مشکل و دشوار نیست ولی بین این دو فرق زیادی است.

پس در این صورت خود را عادت دهید که پیوسته به زیبایی ها نگاه کنید بدی ها و زشتی ها را ننگرید درهای ذهنتان را برای قبول چیزهای خوشایند و مسرت بخش باز بگذارید بصورت بدی ها سیلی بزنید بگذارید از شما بگریزند به آنها اصلا روی خوش نشان ندهید انگاه خواهید دید که بد شانس نیستند و در ظرف مدت کمی روحیه و اخلاقتان نیز اصلاح خواهد شد و حوادث جور دیگری جریان پیدا می کند.

توجه داشته باشید شمایی که پیوسته از بدبختی ، بدشانسی ، مشکلات و فقر مالی شکایت
می نمائید هزاران نفر انسان ، آرزو دارند مانند شما و در موقعیت شما باشند .

منفی نگری را کنار بگذارید و به جای آنکه موقعیت ، کار ، دوستان ، وضع مزاجی و خلاصه همه چیز زندگیتان را بد و حقیر بشمارید . از همین الان مثبت اندیشی را شروع کرده و زندگی را زیبا ببینید قسمت پرلیوان را ببینید از هر چیزی به نیکی بحث کنید ، اگر این چنین فکر کردن یعنی مثبت اندیشیدن را مدتی ادامه دهید احساس خواهید کرد که کم کم در دنیایی دیگر قرار گرفته اید . دنیایی سرشار قشنگی ، خوبی ، خیر ، مهربانی ، دلسوزی ، همراهی

دنیا سیاه نیست ، عینکی که بر چشم ماست سیاه است برای رسیدن به دنیایی روشن و زیبا فقط کافی است این عینک لعنتی را برداریم ، عینک سیاه ، عینک بدبینی ، عینک منفی نگری را برداریم ، آنک همه چیز را مثبت و خوب خواهیم یافت.

فردی که دارای مشخصات اخلاقی برجسته ای است نمی تواند اجازه تفکر و گفتار منفی را به خود بدهد او هرگز نمی گوید « حالم از آنچه هست بهم می خورد » « همه با من سر دشمنی دارند » « هیچ چیز با من سازگار نیست » « این هم شد زندگی » و.. و از طرفی چون منفی نمی بیند هیچ گاه نمی گوید : نمی توانم ، فایده ای ندارد ، ولش کن ، بلکه با نگاه و فکر مثبتی که دارد می گوید : می توانم ، این کار را انجام خواهم داد ، زندگی فرحبخش است ، دوستان ، دوستند ، کارها وفق مراد است ، راه و سفر با همه دشواریها شیرین و پیمودنی است .

منفی نگری ها و منفی اندیشی هایند که بیش از هر عاملی زندگی را تباه می کنند زیرا تفکر منفی یعنی تردید ، یعنی عدم اعتماد به نفس ، یعنی بی انگیزگی ، یعنی به هم زدن رابطه ها ، یعنی دعوا و قهر کردن با همه چیز و همه کس ، یعنی زجر کشیدن و غصه خوردن .

آنانی که تسلیم افکار منفی میشوند زنجیر اسارت را ، طوق بدبختی را و طناب سیاه روزی را به گردن خود می اندازند آنان محکوم به شکست و نابودی هستند مگر آنکه طرز تفکر خود را تغییر بدهند تفکر منفی را به تفکر مثبت تبدیل کنند.

بدبینی سلامتی را از میان می برد و روحیه را ضعیف می سازد .

آنکه تفکر مثبت دارد هرگز در انتظار بدی نیست او همیشه امیدوار است که با خیر و نیکی رو به رو شود.

در هر چیزی باید جنبه های خوب آن را دید در جستجوی کمال بود و بدی ها را فراموش کرد .

زیرا مغز انسان شبیه کامپیوتری است که قدرتی باور نکردنی دارد اگر بدانیم با آن چگونه کار و رفتار کنیم و بدانیم که نتیجه کارش کاملاً تابع اطلاعات و دستوراتی است که به آن
می دهیم می پذیریم که با دادن دستورات درست مثبت و منطقی است که خروجی و کارکرد مغز منطقی مثبت و درست خواهد بود و دستور نادرست و منفی طبیعتاً نتیجه نادرست و منفی دارد .

حال به این کامپیوتر ، مغز توجه کنیم ببینیم تا چه اندازه دستورات و برنامه هایی که به او داده شده بد و منفی است .

اگر زندگی را مرور کنیم اگر افراد مختلفی (والدین ، دوستان ، آموزگاران ، مردم عادی ، برنامه هایی که دیده ایم و.. ) به بهانه های گوناگون و در شرایط جورواجور به ما و در حقیقت به مغز ما پیام منفی داه باشند پیام هایی مانند :

- عجب آدم فراموشکاری هستی

- چقدر ادم دست و پا چلفتی هستی

- چقدر ادم بدجنسی هستی

- تو عرضه هیچ کاری را نداری

- تو اصلا ادم بدشانسی هستی

- خیلی بی استعدادی

- هیچ اهل ابتکار و خلاقیت نیستی

- عجب آدم خسیسی

- خیلی خجالتی هستی

- چقدر ضعیف و ناتوانی

- واقعاً که بی ریخت و بد تیپ شده ای

- تو بدقولی و همیشه دیر سرقرار می آیی

- تو خیلی آدم خودخواهی هستی

- هیچ کس از تو خوشش نمی آید

- صحبت کردن یاد نداری

- تو در تحصیل به جایی نمی رسی

- تو اهل تحمل و صبوری نیستی

- تو شهامت و جرات نداری

- چقدر آدم بی اراده ای هستی ؟

- تو اهل مقاومت نیستی

- تو چیزی نمی شی

- تو به جایی نمی رسی

- بیخودی تلاش نکن ، فایده ای ندارد

چند تا دستور رسید ؟ آن هم دستور و برنامه منفی و نادرست آن هم طی یک روز ؟ بگوئید سی تا ، هر سال میشود چند تا ، تقریباً 10000 تا چی ؟ 10000 تا دستور منفی ؟ چند سال ادامه داشته است ؟ فرض کنیم 10 سال مجموعاً چند تا دستور منفی به مغز رسیده ؟ 100000 تا . خوب از کامپیوتر یا بفرمائید مغزی که فقط ظرف ده سال یکصد هزار برنامه منفی گرفته چه انتظاری دارید ؟ چه میشود ؟ خروجی و کارکرد مغز یا کامپیوتری که 100000 دستور و برنامه منفی دریافت کرده است ، چه خواهد بود ؟

همان چیزی که پژوهشگران برجسته رفتاری ، ابراز می کنند : مادر ، پدر ، همکلاسی ، رفیق ، همکار ، همسر ، همه و همه با انگیزه دلسوزی و حمایت اما با دادن پیام و برنامه های منفی باعث شده اند تا 77% از افکار همه مان منفی باشد .77% در صد !

می توانید تصورش را بکنید ؟ بنابراین از مغزی که ما در حال حاضر داریم و با دلسوزی های نزدیکان و دلسوزان ما 77% از برنامه هایش منفی است نباید انتظار کار درست داشته و منتظر داده های مثبت باشیم .

جالبتر اینکه محققان پزشکی معتقدند 75% از بیماریهای ما نیز خود ساخته اند ، تعجب می کنید ، نه تعجب نکنید ، همان طور که گفته شد این حامیان و یاوران دلسوز ما
بوده اند که بی توجه مدام و همیشه در کار تخریب بوده و ذهن ما را با برنامه ریزیهای غلط خراب کرده اند . لحظه به لحظه ، با کلمه ها و دلسوزیهای غلط برای زندگی ما برنامه های منفی و سیاه ریخته اند . ما هم فکر می کنیم این فکرها و ذهنیتها حقیقت محض اند . و فاجعه آنکه بر اساس این بایگانی سیاه و منفی برای خودمان نقش ، وظیفه ، کار ، تکلیف ، مسئولیت ، دوستی ، دشمنی ، همراه ، همکار و تعریف ، تعیین و انتخاب می کنیم .

حال اگر به جای این همه پیام و برنامه هفتاد و هفت درصد منفی همه یا بیشتر دستورالعمل ها یی که مغز دریافت کرده بود درست و مثبت بود و در آن دهسال،
می گفتند :

- عجب آدم با شهامت و پر جراتی هستی

- عجب آدم با نشاط و پر انگیزه ای هستی

- تو فردی بزرگ اندیشی و جامع نگری هستی

- تو اهل فکر و مشورت هستی

- تو فرد با پشتکار و هدفمندی هستی

- تو با شهامتی و به دیگران اجازه دخالتهای غیر منطقی نمی دهی

- تو می توانی خودت برای خودت تصمیم بگیری

- تو از کارهای سخت و بزرگ شانه خالی نمی کنی

- تو از کارهایت لذت می بری

- تو محبت می کنی و محبت را دوست داری

- تو ادم صادق ، راستگو و صبوری هستی

- تو فردی خلاق ،مبتکر و نوآور هستی

- تو فردی قوی و توانمند هستی

- تو آدمی منظم و شایسته هستی

- تو از یاری و کمک دیگران استفاده می کنی

- تو از تن آسایی و تنبلی پرهیز می نمایی

- تو از مشکلات هراسان نمیشوی و برایشان راه حلهای مناسب پیدا می کنی

- تو سخاوتمند و بخشنده هستی

- تو به خویش مسلط هستی

- تو فقط به پیشنهادات و حرفه های مثبت دیگران توجه و عمل می کنی

- تو در برابر حرفها و نظرات نادرست دوستان ، قاطعانه می ایستی

- تو حرف و دیدگاه خود را بیان می نمایی

- تو سر رشته زندگی ات را خودت به دست داری

- تو مهربانی ، دانایی ، احترام و خوبی را دوست داری

خوب کسی که این همه دستور مثبت گرفته چگونه عمل می کند ، زندگی خصوصی اش ارتباطات اجتماعی و خانوادگی اش ، میزان موفقیت و شکست هایش چگونه خواهد
بود .

حالا می توانید پاسخ خیلی از آن چرا ، چراها را ، بدهید ، چرا بعضی ادمها شادمان و با نشاط هستند ؟ چرا کارهاشان را خیلی راحت انجام می دهند ؟ چرا زندگی شان خوب ، با آرامش و موفقی دارند ، چرا به جای فرار از مشکلات و دشواریها با آنها مواجه شده و حلشان می کنند و تهدیدها و شکست ها را به فرصتهای بزرگ تبدیل می نمایند ؟

چون ذهنشان برنامه ریزی درست و مثبت شده است ، خودشان را باور دارند . توانمندی هایشان را می شناسند لذا بی جهت و غیر مسئولانه بخت ، سرنوشت ، شانس ، اقبال حادثه و اتفاق را عامل کامیابی یا ناکامی خود نمی دانند . اینان به فرمول اساسی موفقیت دست یافته اند راه ساده پیروزی را شناخته اند . فهمیده اند که هر کس در نهایت همانی میشود و همان کاری را به انجام می رساند که بیش از همه به آن اندیشیده است و فکر کرده است .

آنان می دانند که هر کس دنیا را دقیقاً به همان رنگ شیشه هایی می بیند که فکرش در جلوی چشمش قرار می دهد و ما هم اگر نمی خواهیم دنیا را قهوه ای ببینیم باید شیشه قهوه ای را برداریم . دنیا قهوه ای نیست . شیشه جلوی چشم ما قهوه ای است .

پس وقتی فهمیدیم که با توهم و افکار منفی ، پیرامون خود را دیوار کشیده ایم و دشمنانه ترین رفتار را خودمان با خودمان داریم زیرا با لشکر بی رحم و سنگدل سیاه بینی و منفی اندیشی ، خود را محاصره کرده و رفت و آمدها را بر اساس تائید یا مخالفت سربازان این لشکر که بدترین دشمن خونی ما هستند ، انجام می دهیم و معلوم است که کی می رود و کی می اید چه خبرها و تحلیلهایی با نگاه و معیارهای دشمنانه شان
می رسد یا نمی رسد معلوم است که هر کس را این سربازان بخواهند بزرگش می کنند و هر کس را بخواهند تحقیر و کوچک می نمایند . راه چاره ؟ شکستن این دیوار و حصار و تاراندن این سربازان که همان توهمات ، پندارهای غلط و افکار منفی هستند و خود را از اسارت فکرهای منفی خلاص کردن هیچ شهری در دراز مدت نمی تواند در محاصره تاب بیاورد حتماً از پای در می آید انهم چنین محاصره ای و از کجا معلوم که سالهاست از پا در نیامده ایم ولی متوجه نیستیم .

محاصره را بشکنیم دیوار را فرو بریزیم دنیای ما همین محیط کوچک پر از ترس و حول ، پر از سیاهی و دشمنی نیست ، این بدی های فضا و محیط ، ناشی از کارها ، محدودیت ها و تلقینات غلط سربازان دشمن (افکار منفی ) است و گر نه دنیا روشن ، خوب و بزرگ است

ولی تا این دیواردر محاصره هست هراس ، ناامنی ، تنهایی ، تباهی و سیاهی هم هست تکرار میشود این بدی های محیط این سیاهی های فضا ، به خاطر این دیوار و محاصره است و این محاصره و دیوار ناشی از فکر منفی است و سیاهی با سیاهی پاک میشود بلکه بیشتر میشود سیاهی را بایستی شست و شستن سیاهی یعنی شستن فکر ، یعنی زدودن و پاک کردن منفی های اندیشه یعنی :

                        
 
 
« رسیدن به تفکر مثبت »

 


 

 

 

 

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها

بازگشت

 
 

بهار و گلستان انديشه ها

 
 

اي برادر تو همه انديشه اي

مابقي خود استخوان و ريشه اي

گر گل است انديشه ات تو گلشني

ور بود خاري همه تو گلخني

بهار فصل شكفتن و زيبايي هاي واقعي است. اگر به اطرافتان با دقت نگاه كنيد مي بينيد كه درختان، گياهان، پرندگان، حيوانات، بچه ها و ... همه سرشار از زيبايي و شادابي واقعي هستند، ولي ما بزرگترها، عادت كرده ايم كه جريانات و رويدادهاي زندگي را از دو جنبه نگاه كنيم و با آنها دو نوع رابطه داشته باشيم:

1- ديد واقعي (آنچه واقعاً هست)

2- ديد ذهني (تعبير و تفسيرهاي ذهني از يك واقعيت)

در ديد واقعي ما مي بينيم كه ديگران به شكل خاصي راه مي روند، صحبت مي كنند، لباس مي پوشند، غذا
مي خورند، در اين ديد ما به حركات مردم آنچه واقعاً به چشم ديده مي شود نظر داريم و با آن بدون هيچگونه تعبير و تفسيري رابطه برقرار مي كنيم، ولي در ديد ذهني علاوه بر آن از جنبه ديگري هم نگاه مي كنيم كه مربوط به فقط راه رفتن، غذاخوردن، كاركردن و لباس پوشيدن افراد نيست بلكه تعبير و تفسيري است كه ذهن از اعمال ديگران ساخته است؛ به عنوان مثال پنداري كه ذهن ساخته و پرداخته اين است كه اين طرز راه رفتن متواضعانه است يا مبتكرانه، اين نوع غذاخوردن فقيرانه است يا شاهانه و... متأسفانه با تمام جريانات زندگي به همين شكل عمل مي كنيم، مثلاً همسر شما غذا تهيه نكرده است و شما هم احساس گرسنگي مي كنيد، گرسنگي شما يك واقعيت است ولي شما در تهيه نكردن غذا جنبه ها و معناهاي ديگري هم مي بينيد كه واقعيت ندارند و آن مربوط به تعبير ذهن شماست، مثلاً فكر مي كنيد كه همسرتان نسبت به شما بي اعتنايي كرده است، شما را دوست ندارد و... اگر زندگيمان را مرور كنيم، ملاحظه مي كنيم كه بيشتر فعاليت ذهني ما از نوع ديد ذهني (تعبير و تفسير ) است تا ديد واقعي، براي همين است كه از ديدن خيلي چيزهاي واقعي كه در اطرافمان هست لذت نمي بريم و در ارتباط با مردم شادمان نيستيم، از بودن با همسر و فرزندان و از كارمان لذت نمي بريم زيرا نتيجه ديد ذهني به جريانات زندگي آن است كه همواره در گذشته يا آينده زندگي كنيم و زندگي در حال را (امروز) كه تنها واقعيت است از دست بدهيم، زيرا مولا علي (ع) مي فرمايد دنيا 3 روز است.

-ديروز هر چه بود گذشت و برنمي گردد.

-فردا كه معلوم نيست بيايد

پس امروز را غنيمت بدانيد.

يا سعدي اين شاعر زندگي و زيبابين به تبعيت از مولايش مي فرمايد:

سعديا دي رفت و فردا همچنان معلوم نيست

در ميان اين و آن فرصت شمار امروز را

بايد واقعاً باور كنيم كه گذشته ها گذشته و از آن جز تصاويري در انبار حافظه ذهن (عمدتاً تصوير، تفسير، تعبير، وابستگي، منيّت) چيز ديگري باقي نمانده است و آينده هم كه نيامده و جز براي برنامه ريزي براي آن كار ديگري نمي توان انجام داد، پس آنچه واقعيت دارد زمان حال يعني همين لحظه اي است كه شما مشغول مطالعه اين سطور هستيد بعد از خواندن به اطرافتان خوب نگاه كنيد و خواهيد ديد كه همه چيز زيباست و بعد تصميم بگيريد تا شاد، خوشحال، خوشبين، سرحال، سرزنده، پرتلاش ، خوش فكر ، خلاق و خوش رفتار باشيد؛ شايد سؤال كنيد چگونه با اين همه مشكلات در زندگي مي توانيم اينگونه باشيم، در پاسخ بايد گفت
مي توان شاد زندگي كرد به شرطي كه تصميم بگيريد كه واقعاً مي خواهيد زندگي كنيد زيرا همه ما فقط يك بار فرصت زندگي در اين جهان را داريم در آن صورت در برخورد با غمبارترين مشكلات زندگي مثل از دست دادن عزيزتان هم
مي توانيد زندگي خوب داشته باشيد به شرط آن كه به خاطرات خوشي كه با او داشته ايد، فكر كنيد و از فكركردن، خاطرات تلخ كه جز افسردگي پيامدي ندارد خودداري كنيد؛ ولي متأسفانه در فرهنگ ما فكر كردن به چيزهاي تلخ، نداشته ها، نكات منفي و زشت گذشته و آينده بيشتر تأكيد مي شود تا به خوبيها، زيباييها، داشته ها و بخصوص به «حالا» و همه مي گويند « براي آينده صرفه جويي كنيد» ، «به فكر فردا و آينده خودتان باشيد» با فكر به زمان پيريتان نقشه بكشيد» ما مدام در شرايطي هستيم كه زمان حال را فداي آينده مي كنيم با اين طرز تفكر نه تنها از شادماني هاي حال دوري
مي جوييم بلكه براي هميشه از احساس نشاط و شادي خودداري مي نماييم. وقتي زمان آينده به زمان حال تبديل مي شود و ما دوباره بايد آن را براي تدارك آينده به كار ببريم، چنين انساني همواره از خودش ناراضي است، در خانه خودش ناخوش است. بنابراين مجبور است مدام به طريقي از اين ناخوشي فرار كند و هميشه به دنبال كسب مدرك، مقام، قدرت، پول، ماشين ، آبرو... مي رود كه همه اينها هم براي او حكم داروي مسكن را دارند بي آن كه دردش را درمان كنند، به طوري كه تمام زندگي او تلاش و جستجو براي اين مسكن هاست. متوجه مي شويم مشكل زندگي ما به نوع نگاه و انديشه ما به واقعيت هاي اطرافمان است اگر به همه چيز بر اساس آنچه واقعيت در حال دارد نگاه كنيم به راحتي با همه چيز كنار مي آييم و از لحظه لحظه هاي زندگيمان لذت خواهيم برد و امروزمان بهتر از ديرروزمان خواهد شد.

اگر واقعاً مي خواهيم زندگي كنيم در اين بهار زيبا تصميم بگيريم تا انديشه ها را مثل گل ها زيبا بكنيم تا زندگيمان گلستان شود. در خاتمه بياييم با همديگر با خداي رحمان و رحيم نيايش كنيم كه:

خدايا، مرا وسيله اي براي صلح و آرامش قرار ده تا:

هر جا تنفر است بذر عشق بكارم

هر جا آزردگي است ببخشايم

هر جا شك است ايمان

هر جا يأس است اميد

هر جا تاريكي است روشنايي

هر جا غم است شادي بنشانم

الهي توفيقمان بده :

كه پيش از طلب همدردي، همدردي كنيم

پيش از آن كه مرا بفهمند، ديگران را درك كنيم

پيش از آن كه دوستم بدارند، دوست بداريم. آمين

موفق و پيروز باشيد

سال نو بر شما و خانواده ارجمندتان مبارك باد


 

 

 

دكتر غلامحسن خدايي

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها

بازگشت

 
 

سال نو ،انقلابي نو از درون

 
 

يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار

يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال


همراهان سلام

در آغاز هر سال اميدوارم دلي شاد، ايماني خالص و دستاني پرتوان براي خدمت به مردم داشته باشيد، عزيزان رسم است كه در آغاز سال نو از دردگاه خداوند متعادل درخواست تغيير و تحول را به عالي ترين شكل داشته باشيم و البته خداوند هم همواره رحمت خود را شامل حال انسان هاي خالصش كرده و خواهد نمود حالا سؤال اين است چگونه ؟

آيا فقط با درخواست تنها مي توانيم تغيير كنيم يا اين كه اتفاقي ديگر هم بايد بيفتد تا انسان به سوي خوشبختي و نيك بختي تغيير كند: خداوند به اين سؤال پاسخ داده و مي فرمايد: «ان الله لايغير و ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم: خداوند سرنوشت هيچ قومي و ملتي را دگرگون نخواهد كرد تا زماني كه آن قوم حالشان را تغيير دهند» سوره رعد – آيه 11

يعني اگر انسان و جامعه بخواهد تغيير كند بايستي ابتدا در باورها و چگونگي فكر كردن خود تغيير دهد چرا كه فاصله بين موفقيت ها و شكست ها همان فاصله بين «غفلت» و «هوشياري» انسانهاست زيرا

فكر عامل ايجاد عشق يا تنفر است

فكر عامل دوستي ها و دشمني ها است

فكر عامل غم و يا شادي است

فكر عامل نيكي ها و بدي ها است

فكر نردبان صعود يك انسان است به طوري كه انسان را به خدا مي رساند و يا آدمي را در چنگال شيطان قرار مي دهد و به خاك مذلت مي نشاند.

براي همين است كه در اسلام يك ساعت تفكر و انديشه زيبا معادل 70 سال عبادت بدون انديشه است.

اگر انساني نتواند زيبا بينديشد هرگز نمي تواند زندگي خود را مورد ارزيابي و تجزيه و تحليل قرار دهد و لذا هميشه گرفتار زندگي روزمره خواهد بود و همواره از همه چيز شكايت مي كند از نابساماني ها سخن مي گويد اين چنين انسانهايي همواره به بدبختي ها و ناكامي هاي زندگي مي انديشند و به نابساماني ها چشم مي دوزند و مرتباً مي گويند چرا وضع خراب است؟

چرا قيمت ها گران است؟ چرا هيچ كاري براي من درست نمي شود؟ چرا كسي مرا دوست ندارد؟

ندارد؟ چرا در هيچ كاري موفق نيستم؟ چرا مرتب مريض مي شوم؟ چرا من بدشانس هستم؟

واقعيت اين است كه اين گونه آدمها توجه ندارند كه زندگيشان بر اساس انديشه شان شكل مي گيرد.

به قول ناصر خسرو:

تو چون اختر خويش را مي كني بد

مدارا از فلكه چشم نيك اختري را

ولي كساني كه قدرت زيبا انديشيدن و زيبا ديدن را دارند به جاي به كار بردن واژه «چرا»؟ همواره از واژه «چگونه» استفاده مي كنند اين گونه افراد همواره پرسشهاي اميدآفرين از خود مي كنند كه :

چگونه مي توانم ارتباطي زيباتر با ديگران برقرار كنم؟

چگونه مي توانم در سلامت كامل باشم؟

چگونه مي توانم زندگيم را عالي تر كنم؟

چگونه مي توانم كارهايم را با موفقيت انجام دهم؟

چگونه مي توانم خدا را بهتر عبادت كنم؟

چگونه است كه خدا اين گونه مرا دوست دارد؟

اگر به نوع پرسشهاي فوق توجه كنيم واژه «چرا» به منزله كفران نعمت است كه درهاي رحمت الهي را به روي انسان مي بندد ولي واژه «چگونه» به منزله شكر نعمت هاي الهي است كه تمام درهاي رحمت الهي را به روي انسان باز مي كند.

اميدوارم كه در ابتداي سال نو دقت كنيم كه انديشيدن ما باعث ايجاد تغيير در خود، خانواده و ديگران به سوي خوشبختي گردد، زيرا اگر انسان با اشتياق فراوان به علم، معنويت، ثروت، سلامت و آرامش، فكر كند قطعاً خداوند هم به او كمك خواهد كرد تا بتواند سالم، آرام و با دنيايي از معنويت زندگي كند و خداوند در سال نو به همه ما فكر زيبا زندگي زيبا و عشق ورزي به خودش، خودمان، خانوادمان و به همه انسانها عنايت فرمايد تا عاشقانه به بندگانش خدمت كنيم انشاءا...

 

 

دكتر غلامحسن خدايي

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها

بازگشت

 
 

لحظه حال هديه الهي

 
 

در دنياي امروز خيلي راحت مي توان بي توجه بود چون زندگي كردن و در آرزوي فردا بودن، روش زندگي امروزي است و آن قدر در اين زمينه ماهر شده ايم كه اكثر ما بندرت در زمان حال زندگي مي كنيم، ما يا نگران آينده هستيم و يا افسوس گذشته را مي خوريم و قبل از اين كه متوجه شويم، عمرمان تمام مي شود و تازه در مي يابيم كه به قدري درگير خاطرات گذشته و يا رؤياهاي آينده بوده ايم كه فراموش كرده ايم از لحظه لحظه عمرمان لذت ببريم و از روند فعلي زندگي خويش خرسند باشيم ولي آنقدر خود را براي شغل، درآمد، فرزندان، بازنشستگي و غيره آماده مي كنيم كه اگر همه آنها را كنار هم بگذاريم، متوجه مي شويم كه در واقع هميشه خود را براي پايان زندگي خويش آماده مي كنيم.

علت اين بي توجهي به اصل زندگي، داشتن ذهنيت مصرف گرايي سرسام آور است به طوري كه باور كرده ايم اگر فلان اتومبيل، خانه، شغل، وسايل منزل و موقعيت را داشته باشيم به هدفمان رسيده ايم و لذا همواره به دنبال به دست آوردن آنها هستيم، به طوري كه هدف ما به جاي زندگي كردن، داشتن و به دست آوردن ماديات زياد و موقعيت هاي بالاتراست.

اين ذهنيت مصرف گرايي باعث شده تا شادماني خويش را به تعويق بيندازيم به تعويق انداختن شادماني يعني به منظور خوشحال بودن بايد شرايطي خاص فراهم شود.

مثلاً مي گوييم زماني خوشحال خواهم شد كه ...

-همسر مناسب پيدا كنم

- بچه هايم ازدواج كنند

- بچه هايم در تحصيل موفق شوند

-شغلي مناسب و با درآمد كافي به دست آورم

-اتومبيل داشته باشم

-خانه داشته باشيم.

ولي واقعيت نشان مي دهد ما وقتي خانه و اتومبيل خريده ايم، شغل مناسبي به دست آورده ايم و ساير موقعيت هايي كه در آرزويش بوده ايم ، رسيده ايم ولي اغلب خوشحال نيستم كه دليل اين عدم شادماني و نبودن در لحظه حال است زيرا زندگي فقط در لحظه حال يافت مي شود گذشته، گذشته و آينده هم نرسيده است و اگر مهارت حضور در زمان حال را نداشته باشيم حقيقتاً زنده نيستيم.

براي داشتن لحظات سرشار از شادماني حقيقي بايد:

- خودت باشي، سعي نكن كپي اين و آن باشي، اين تويي كه بايد براي خودت تصميم گيري

- خود را دوست بدار و به خود احترام بگذار و زندگي را ضيافتي بزرگ بدان كه خداوند تو را به آن دعوت كرده است و از اين بابت از خدا تشكر كن

- هوشيار باش به آنچه در اين لحظه برداشت يا تجربه مي كني، تمركز كن و از آن لذت ببر

- خود را از ديگران جدا ندان و با افراد و همه چيز ارتباط برقرار كن، و امروز و فردا نكن

- حرفهاي زيبا و آرامبخش به خود و ديگران بزن زيرا حروف و كلمات زيبا شفابخش هستند

- به آنچه در اختيارت هست عشق بورز

- به زيباييهاي اطرافت توجه كن

- امروز مطلب تازه اي بياموز

- به نزديكان خود محبت كن

- و آخرين كلام كه آزاد باش

زيرا آزادي حقيقي، آزاد بودن از گذشته و آينده است

خاطرات نبايد تو را به گذشته بكشانند.

برگشتن به گذشته، شيوه هستي نيست

زيرا هستي به عقب بر نمي گردد

آزاد بودن از آينده، نيز به معناي آزادبودن از خيالات و آرزوهاست

نه گذشته واقعيت دارد نه آينده

هر دوي اينها، اعتبار ذهن اند

آنچه كه واقعيت دارد و از آن توست لحظه حال است

و تنها لحظه حال است كه زندگي در آن جريان دارد

پس باور كنيم ديروز بخشي از تاريخ است.

فردا رمز و رازي بيش نيست

امروز هديه اي است

پس هديه را بپذير وگراميش بدار

تا به جاي مرگ تدريجي واقعاً زندگي كني
 

 

 

دكتر غلامحسن خدايي