| شیوه زندگی سالم > معرفي منابع آموزشي |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
منابع آموزشي براي « زندگي سالم » |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
صفحه اصلی | پست الکترونیک | العربیه | انگلیسی
| شیوه زندگی سالم > معرفي منابع آموزشي |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
منابع آموزشي براي « زندگي سالم » |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها |
|
|
||
|
فکر مثبت بجای فکر منفی |
||
|
|
||
|
توجه به نیکی و زیبایی ، به جای دیدن بدی و زشتی در جستجوی سعادت و پاکی بودن به جای بدبختی و نکبت و به سراغ شادی و نشاط رفتن به جای غم و اندوه . زندگی در روشنی و معنویت و صفا را پذیرفتن به جای زندگی در تاریکی و خلاصه تفکر مثبت به جای تفکر منفی به هیچ وجه کار مشکلی نیست . از کنار پنجره ای که رو به گلخن باز میشود به کنار پنجره ای که رو به گلستان باز میشود به هیچ وجه مشکل و دشوار نیست ولی بین این دو فرق زیادی است. پس در این صورت خود را عادت دهید که پیوسته به زیبایی ها نگاه کنید بدی ها و زشتی ها را ننگرید درهای ذهنتان را برای قبول چیزهای خوشایند و مسرت بخش باز بگذارید بصورت بدی ها سیلی بزنید بگذارید از شما بگریزند به آنها اصلا روی خوش نشان ندهید انگاه خواهید دید که بد شانس نیستند و در ظرف مدت کمی روحیه و اخلاقتان نیز اصلاح خواهد شد و حوادث جور دیگری جریان پیدا می کند. توجه داشته باشید شمایی که پیوسته از بدبختی ، بدشانسی ، مشکلات و فقر مالی شکایت منفی نگری را کنار بگذارید و به جای آنکه موقعیت ، کار ، دوستان ، وضع مزاجی و خلاصه همه چیز زندگیتان را بد و حقیر بشمارید . از همین الان مثبت اندیشی را شروع کرده و زندگی را زیبا ببینید قسمت پرلیوان را ببینید از هر چیزی به نیکی بحث کنید ، اگر این چنین فکر کردن یعنی مثبت اندیشیدن را مدتی ادامه دهید احساس خواهید کرد که کم کم در دنیایی دیگر قرار گرفته اید . دنیایی سرشار قشنگی ، خوبی ، خیر ، مهربانی ، دلسوزی ، همراهی دنیا سیاه نیست ، عینکی که بر چشم ماست سیاه است برای رسیدن به دنیایی روشن و زیبا فقط کافی است این عینک لعنتی را برداریم ، عینک سیاه ، عینک بدبینی ، عینک منفی نگری را برداریم ، آنک همه چیز را مثبت و خوب خواهیم یافت. فردی که دارای مشخصات اخلاقی برجسته ای است نمی تواند اجازه تفکر و گفتار منفی را به خود بدهد او هرگز نمی گوید « حالم از آنچه هست بهم می خورد » « همه با من سر دشمنی دارند » « هیچ چیز با من سازگار نیست » « این هم شد زندگی » و.. و از طرفی چون منفی نمی بیند هیچ گاه نمی گوید : نمی توانم ، فایده ای ندارد ، ولش کن ، بلکه با نگاه و فکر مثبتی که دارد می گوید : می توانم ، این کار را انجام خواهم داد ، زندگی فرحبخش است ، دوستان ، دوستند ، کارها وفق مراد است ، راه و سفر با همه دشواریها شیرین و پیمودنی است . منفی نگری ها و منفی اندیشی هایند که بیش از هر عاملی زندگی را تباه می کنند زیرا تفکر منفی یعنی تردید ، یعنی عدم اعتماد به نفس ، یعنی بی انگیزگی ، یعنی به هم زدن رابطه ها ، یعنی دعوا و قهر کردن با همه چیز و همه کس ، یعنی زجر کشیدن و غصه خوردن . آنانی که تسلیم افکار منفی میشوند زنجیر اسارت را ، طوق بدبختی را و طناب سیاه روزی را به گردن خود می اندازند آنان محکوم به شکست و نابودی هستند مگر آنکه طرز تفکر خود را تغییر بدهند تفکر منفی را به تفکر مثبت تبدیل کنند. بدبینی سلامتی را از میان می برد و روحیه را ضعیف می سازد . آنکه تفکر مثبت دارد هرگز در انتظار بدی نیست او همیشه امیدوار است که با خیر و نیکی رو به رو شود. در هر چیزی باید جنبه های خوب آن را دید در جستجوی کمال بود و بدی ها را فراموش کرد . زیرا مغز انسان شبیه کامپیوتری است که قدرتی باور نکردنی دارد اگر بدانیم با آن چگونه کار و رفتار کنیم و بدانیم که نتیجه کارش کاملاً تابع اطلاعات و دستوراتی است که به آن حال به این کامپیوتر ، مغز توجه کنیم ببینیم تا چه اندازه دستورات و برنامه هایی که به او داده شده بد و منفی است . اگر زندگی را مرور کنیم اگر افراد مختلفی (والدین ، دوستان ، آموزگاران ، مردم عادی ، برنامه هایی که دیده ایم و.. ) به بهانه های گوناگون و در شرایط جورواجور به ما و در حقیقت به مغز ما پیام منفی داه باشند پیام هایی مانند : - عجب آدم فراموشکاری هستی - چقدر ادم دست و پا چلفتی هستی - چقدر ادم بدجنسی هستی - تو عرضه هیچ کاری را نداری - تو اصلا ادم بدشانسی هستی - خیلی بی استعدادی - هیچ اهل ابتکار و خلاقیت نیستی - عجب آدم خسیسی - خیلی خجالتی هستی - چقدر ضعیف و ناتوانی - واقعاً که بی ریخت و بد تیپ شده ای - تو بدقولی و همیشه دیر سرقرار می آیی - تو خیلی آدم خودخواهی هستی - هیچ کس از تو خوشش نمی آید - صحبت کردن یاد نداری - تو در تحصیل به جایی نمی رسی - تو اهل تحمل و صبوری نیستی - تو شهامت و جرات نداری - چقدر آدم بی اراده ای هستی ؟ - تو اهل مقاومت نیستی - تو چیزی نمی شی - تو به جایی نمی رسی - بیخودی تلاش نکن ، فایده ای ندارد چند تا دستور رسید ؟ آن هم دستور و برنامه منفی و نادرست آن هم طی یک روز ؟ بگوئید سی تا ، هر سال میشود چند تا ، تقریباً 10000 تا چی ؟ 10000 تا دستور منفی ؟ چند سال ادامه داشته است ؟ فرض کنیم 10 سال مجموعاً چند تا دستور منفی به مغز رسیده ؟ 100000 تا . خوب از کامپیوتر یا بفرمائید مغزی که فقط ظرف ده سال یکصد هزار برنامه منفی گرفته چه انتظاری دارید ؟ چه میشود ؟ خروجی و کارکرد مغز یا کامپیوتری که 100000 دستور و برنامه منفی دریافت کرده است ، چه خواهد بود ؟ همان چیزی که پژوهشگران برجسته رفتاری ، ابراز می کنند : مادر ، پدر ، همکلاسی ، رفیق ، همکار ، همسر ، همه و همه با انگیزه دلسوزی و حمایت اما با دادن پیام و برنامه های منفی باعث شده اند تا 77% از افکار همه مان منفی باشد .77% در صد ! می توانید تصورش را بکنید ؟ بنابراین از مغزی که ما در حال حاضر داریم و با دلسوزی های نزدیکان و دلسوزان ما 77% از برنامه هایش منفی است نباید انتظار کار درست داشته و منتظر داده های مثبت باشیم . جالبتر اینکه محققان پزشکی معتقدند 75% از بیماریهای ما نیز خود ساخته اند ، تعجب می کنید ، نه تعجب نکنید ، همان طور که گفته شد این حامیان و یاوران دلسوز ما حال اگر به جای این همه پیام و برنامه هفتاد و هفت درصد منفی همه یا بیشتر دستورالعمل ها یی که مغز دریافت کرده بود درست و مثبت بود و در آن دهسال، - عجب آدم با شهامت و پر جراتی هستی - عجب آدم با نشاط و پر انگیزه ای هستی - تو فردی بزرگ اندیشی و جامع نگری هستی - تو اهل فکر و مشورت هستی - تو فرد با پشتکار و هدفمندی هستی - تو با شهامتی و به دیگران اجازه دخالتهای غیر منطقی نمی دهی - تو می توانی خودت برای خودت تصمیم بگیری - تو از کارهای سخت و بزرگ شانه خالی نمی کنی - تو از کارهایت لذت می بری - تو محبت می کنی و محبت را دوست داری - تو ادم صادق ، راستگو و صبوری هستی - تو فردی خلاق ،مبتکر و نوآور هستی - تو فردی قوی و توانمند هستی - تو آدمی منظم و شایسته هستی - تو از یاری و کمک دیگران استفاده می کنی - تو از تن آسایی و تنبلی پرهیز می نمایی - تو از مشکلات هراسان نمیشوی و برایشان راه حلهای مناسب پیدا می کنی - تو سخاوتمند و بخشنده هستی - تو به خویش مسلط هستی - تو فقط به پیشنهادات و حرفه های مثبت دیگران توجه و عمل می کنی - تو در برابر حرفها و نظرات نادرست دوستان ، قاطعانه می ایستی - تو حرف و دیدگاه خود را بیان می نمایی - تو سر رشته زندگی ات را خودت به دست داری - تو مهربانی ، دانایی ، احترام و خوبی را دوست داری خوب کسی که این همه دستور مثبت گرفته چگونه عمل می کند ، زندگی خصوصی اش ارتباطات اجتماعی و خانوادگی اش ، میزان موفقیت و شکست هایش چگونه خواهد حالا می توانید پاسخ خیلی از آن چرا ، چراها را ، بدهید ، چرا بعضی ادمها شادمان و با نشاط هستند ؟ چرا کارهاشان را خیلی راحت انجام می دهند ؟ چرا زندگی شان خوب ، با آرامش و موفقی دارند ، چرا به جای فرار از مشکلات و دشواریها با آنها مواجه شده و حلشان می کنند و تهدیدها و شکست ها را به فرصتهای بزرگ تبدیل می نمایند ؟ چون ذهنشان برنامه ریزی درست و مثبت شده است ، خودشان را باور دارند . توانمندی هایشان را می شناسند لذا بی جهت و غیر مسئولانه بخت ، سرنوشت ، شانس ، اقبال حادثه و اتفاق را عامل کامیابی یا ناکامی خود نمی دانند . اینان به فرمول اساسی موفقیت دست یافته اند راه ساده پیروزی را شناخته اند . فهمیده اند که هر کس در نهایت همانی میشود و همان کاری را به انجام می رساند که بیش از همه به آن اندیشیده است و فکر کرده است . آنان می دانند که هر کس دنیا را دقیقاً به همان رنگ شیشه هایی می بیند که فکرش در جلوی چشمش قرار می دهد و ما هم اگر نمی خواهیم دنیا را قهوه ای ببینیم باید شیشه قهوه ای را برداریم . دنیا قهوه ای نیست . شیشه جلوی چشم ما قهوه ای است . پس وقتی فهمیدیم که با توهم و افکار منفی ، پیرامون خود را دیوار کشیده ایم و دشمنانه ترین رفتار را خودمان با خودمان داریم زیرا با لشکر بی رحم و سنگدل سیاه بینی و منفی اندیشی ، خود را محاصره کرده و رفت و آمدها را بر اساس تائید یا مخالفت سربازان این لشکر که بدترین دشمن خونی ما هستند ، انجام می دهیم و معلوم است که کی می رود و کی می اید چه خبرها و تحلیلهایی با نگاه و معیارهای دشمنانه شان محاصره را بشکنیم دیوار را فرو بریزیم دنیای ما همین محیط کوچک پر از ترس و حول ، پر از سیاهی و دشمنی نیست ، این بدی های فضا و محیط ، ناشی از کارها ، محدودیت ها و تلقینات غلط سربازان دشمن (افکار منفی ) است و گر نه دنیا روشن ، خوب و بزرگ است ولی تا این دیواردر محاصره هست هراس ، ناامنی ، تنهایی ، تباهی و سیاهی هم هست تکرار میشود این بدی های محیط این سیاهی های فضا ، به خاطر این دیوار و محاصره است و این محاصره و دیوار ناشی از فکر منفی است و سیاهی با سیاهی پاک میشود بلکه بیشتر میشود سیاهی را بایستی شست و شستن سیاهی یعنی شستن فکر ، یعنی زدودن و پاک کردن منفی های اندیشه یعنی : « رسیدن به تفکر مثبت »
|
| |
|
|
|
|
| شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها |
|
|
||
|
بهار و گلستان انديشه ها |
||
|
|
||
|
اي برادر تو همه انديشه اي مابقي خود استخوان و ريشه اي گر گل است انديشه ات تو گلشني ور بود خاري همه تو گلخني بهار فصل شكفتن و زيبايي هاي واقعي است. اگر به اطرافتان با دقت نگاه كنيد مي بينيد كه درختان، گياهان، پرندگان، حيوانات، بچه ها و ... همه سرشار از زيبايي و شادابي واقعي هستند، ولي ما بزرگترها، عادت كرده ايم كه جريانات و رويدادهاي زندگي را از دو جنبه نگاه كنيم و با آنها دو نوع رابطه داشته باشيم: 1- ديد واقعي (آنچه واقعاً هست) 2- ديد ذهني (تعبير و تفسيرهاي ذهني از يك واقعيت) در ديد واقعي ما مي بينيم كه ديگران به شكل خاصي راه مي روند، صحبت مي كنند، لباس مي پوشند، غذا -ديروز هر چه بود گذشت و برنمي گردد. -فردا كه معلوم نيست بيايد پس امروز را غنيمت بدانيد. يا سعدي اين شاعر زندگي و زيبابين به تبعيت از مولايش مي فرمايد: سعديا دي رفت و فردا همچنان معلوم نيست در ميان اين و آن فرصت شمار امروز را بايد واقعاً باور كنيم كه گذشته ها گذشته و از آن جز تصاويري در انبار حافظه ذهن (عمدتاً تصوير، تفسير، تعبير، وابستگي، منيّت) چيز ديگري باقي نمانده است و آينده هم كه نيامده و جز براي برنامه ريزي براي آن كار ديگري نمي توان انجام داد، پس آنچه واقعيت دارد زمان حال يعني همين لحظه اي است كه شما مشغول مطالعه اين سطور هستيد بعد از خواندن به اطرافتان خوب نگاه كنيد و خواهيد ديد كه همه چيز زيباست و بعد تصميم بگيريد تا شاد، خوشحال، خوشبين، سرحال، سرزنده، پرتلاش ، خوش فكر ، خلاق و خوش رفتار باشيد؛ شايد سؤال كنيد چگونه با اين همه مشكلات در زندگي مي توانيم اينگونه باشيم، در پاسخ بايد گفت اگر واقعاً مي خواهيم زندگي كنيم در اين بهار زيبا تصميم بگيريم تا انديشه ها را مثل گل ها زيبا بكنيم تا زندگيمان گلستان شود. در خاتمه بياييم با همديگر با خداي رحمان و رحيم نيايش كنيم كه: خدايا، مرا وسيله اي براي صلح و آرامش قرار ده تا: هر جا تنفر است بذر عشق بكارم هر جا آزردگي است ببخشايم هر جا شك است ايمان هر جا يأس است اميد هر جا تاريكي است روشنايي هر جا غم است شادي بنشانم الهي توفيقمان بده : كه پيش از طلب همدردي، همدردي كنيم پيش از آن كه مرا بفهمند، ديگران را درك كنيم پيش از آن كه دوستم بدارند، دوست بداريم. آمين موفق و پيروز باشيد سال نو بر شما و خانواده ارجمندتان مبارك باد
|
| |
|
|
دكتر غلامحسن خدايي |
|
| شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها |
|
|
||
|
سال نو ،انقلابي نو از درون |
||
|
|
||
|
يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال همراهان سلام در آغاز هر سال اميدوارم دلي شاد، ايماني خالص و دستاني پرتوان براي خدمت به مردم داشته باشيد، عزيزان رسم است كه در آغاز سال نو از دردگاه خداوند متعادل درخواست تغيير و تحول را به عالي ترين شكل داشته باشيم و البته خداوند هم همواره رحمت خود را شامل حال انسان هاي خالصش كرده و خواهد نمود حالا سؤال اين است چگونه ؟ آيا فقط با درخواست تنها مي توانيم تغيير كنيم يا اين كه اتفاقي ديگر هم بايد بيفتد تا انسان به سوي خوشبختي و نيك بختي تغيير كند: خداوند به اين سؤال پاسخ داده و مي فرمايد: «ان الله لايغير و ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم: خداوند سرنوشت هيچ قومي و ملتي را دگرگون نخواهد كرد تا زماني كه آن قوم حالشان را تغيير دهند» سوره رعد – آيه 11 يعني اگر انسان و جامعه بخواهد تغيير كند بايستي ابتدا در باورها و چگونگي فكر كردن خود تغيير دهد چرا كه فاصله بين موفقيت ها و شكست ها همان فاصله بين «غفلت» و «هوشياري» انسانهاست زيرا فكر عامل ايجاد عشق يا تنفر است فكر عامل دوستي ها و دشمني ها است فكر عامل غم و يا شادي است فكر عامل نيكي ها و بدي ها است فكر نردبان صعود يك انسان است به طوري كه انسان را به خدا مي رساند و يا آدمي را در چنگال شيطان قرار مي دهد و به خاك مذلت مي نشاند. براي همين است كه در اسلام يك ساعت تفكر و انديشه زيبا معادل 70 سال عبادت بدون انديشه است. اگر انساني نتواند زيبا بينديشد هرگز نمي تواند زندگي خود را مورد ارزيابي و تجزيه و تحليل قرار دهد و لذا هميشه گرفتار زندگي روزمره خواهد بود و همواره از همه چيز شكايت مي كند از نابساماني ها سخن مي گويد اين چنين انسانهايي همواره به بدبختي ها و ناكامي هاي زندگي مي انديشند و به نابساماني ها چشم مي دوزند و مرتباً مي گويند چرا وضع خراب است؟ چرا قيمت ها گران است؟ چرا هيچ كاري براي من درست نمي شود؟ چرا كسي مرا دوست ندارد؟ ندارد؟ چرا در هيچ كاري موفق نيستم؟ چرا مرتب مريض مي شوم؟ چرا من بدشانس هستم؟ واقعيت اين است كه اين گونه آدمها توجه ندارند كه زندگيشان بر اساس انديشه شان شكل مي گيرد. به قول ناصر خسرو: تو چون اختر خويش را مي كني بد مدارا از فلكه چشم نيك اختري را ولي كساني كه قدرت زيبا انديشيدن و زيبا ديدن را دارند به جاي به كار بردن واژه «چرا»؟ همواره از واژه «چگونه» استفاده مي كنند اين گونه افراد همواره پرسشهاي اميدآفرين از خود مي كنند كه : چگونه مي توانم ارتباطي زيباتر با ديگران برقرار كنم؟ چگونه مي توانم در سلامت كامل باشم؟ چگونه مي توانم زندگيم را عالي تر كنم؟ چگونه مي توانم كارهايم را با موفقيت انجام دهم؟ چگونه مي توانم خدا را بهتر عبادت كنم؟ چگونه است كه خدا اين گونه مرا دوست دارد؟ اگر به نوع پرسشهاي فوق توجه كنيم واژه «چرا» به منزله كفران نعمت است كه درهاي رحمت الهي را به روي انسان مي بندد ولي واژه «چگونه» به منزله شكر نعمت هاي الهي است كه تمام درهاي رحمت الهي را به روي انسان باز مي كند. اميدوارم كه در ابتداي سال نو دقت كنيم كه انديشيدن ما باعث ايجاد تغيير در خود، خانواده و ديگران به سوي خوشبختي گردد، زيرا اگر انسان با اشتياق فراوان به علم، معنويت، ثروت، سلامت و آرامش، فكر كند قطعاً خداوند هم به او كمك خواهد كرد تا بتواند سالم، آرام و با دنيايي از معنويت زندگي كند و خداوند در سال نو به همه ما فكر زيبا زندگي زيبا و عشق ورزي به خودش، خودمان، خانوادمان و به همه انسانها عنايت فرمايد تا عاشقانه به بندگانش خدمت كنيم انشاءا... |
| |
|
|
دكتر غلامحسن خدايي |
|
| شیوه زندگی سالم >دست نوشته ها |
|
|
||
|
لحظه حال هديه الهي |
||
|
|
||
|
در دنياي امروز خيلي راحت مي توان بي توجه بود چون زندگي كردن و در آرزوي فردا بودن، روش زندگي امروزي است و آن قدر در اين زمينه ماهر شده ايم كه اكثر ما بندرت در زمان حال زندگي مي كنيم، ما يا نگران آينده هستيم و يا افسوس گذشته را مي خوريم و قبل از اين كه متوجه شويم، عمرمان تمام مي شود و تازه در مي يابيم كه به قدري درگير خاطرات گذشته و يا رؤياهاي آينده بوده ايم كه فراموش كرده ايم از لحظه لحظه عمرمان لذت ببريم و از روند فعلي زندگي خويش خرسند باشيم ولي آنقدر خود را براي شغل، درآمد، فرزندان، بازنشستگي و غيره آماده مي كنيم كه اگر همه آنها را كنار هم بگذاريم، متوجه مي شويم كه در واقع هميشه خود را براي پايان زندگي خويش آماده مي كنيم. علت اين بي توجهي به اصل زندگي، داشتن ذهنيت مصرف گرايي سرسام آور است به طوري كه باور كرده ايم اگر فلان اتومبيل، خانه، شغل، وسايل منزل و موقعيت را داشته باشيم به هدفمان رسيده ايم و لذا همواره به دنبال به دست آوردن آنها هستيم، به طوري كه هدف ما به جاي زندگي كردن، داشتن و به دست آوردن ماديات زياد و موقعيت هاي بالاتراست. اين ذهنيت مصرف گرايي باعث شده تا شادماني خويش را به تعويق بيندازيم به تعويق انداختن شادماني يعني به منظور خوشحال بودن بايد شرايطي خاص فراهم شود. مثلاً مي گوييم زماني خوشحال خواهم شد كه ... -همسر مناسب پيدا كنم - بچه هايم ازدواج كنند - بچه هايم در تحصيل موفق شوند -شغلي مناسب و با درآمد كافي به دست آورم -اتومبيل داشته باشم -خانه داشته باشيم. ولي واقعيت نشان مي دهد ما وقتي خانه و اتومبيل خريده ايم، شغل مناسبي به دست آورده ايم و ساير موقعيت هايي كه در آرزويش بوده ايم ، رسيده ايم ولي اغلب خوشحال نيستم كه دليل اين عدم شادماني و نبودن در لحظه حال است زيرا زندگي فقط در لحظه حال يافت مي شود گذشته، گذشته و آينده هم نرسيده است و اگر مهارت حضور در زمان حال را نداشته باشيم حقيقتاً زنده نيستيم. براي داشتن لحظات سرشار از شادماني حقيقي بايد: - خودت باشي، سعي نكن كپي اين و آن باشي، اين تويي كه بايد براي خودت تصميم گيري - خود را دوست بدار و به خود احترام بگذار و زندگي را ضيافتي بزرگ بدان كه خداوند تو را به آن دعوت كرده است و از اين بابت از خدا تشكر كن - هوشيار باش به آنچه در اين لحظه برداشت يا تجربه مي كني، تمركز كن و از آن لذت ببر - خود را از ديگران جدا ندان و با افراد و همه چيز ارتباط برقرار كن، و امروز و فردا نكن - حرفهاي زيبا و آرامبخش به خود و ديگران بزن زيرا حروف و كلمات زيبا شفابخش هستند - به آنچه در اختيارت هست عشق بورز - به زيباييهاي اطرافت توجه كن - امروز مطلب تازه اي بياموز - به نزديكان خود محبت كن - و آخرين كلام كه آزاد باش زيرا آزادي حقيقي، آزاد بودن از گذشته و آينده است خاطرات نبايد تو را به گذشته بكشانند. برگشتن به گذشته، شيوه هستي نيست زيرا هستي به عقب بر نمي گردد آزاد بودن از آينده، نيز به معناي آزادبودن از خيالات و آرزوهاست نه گذشته واقعيت دارد نه آينده هر دوي اينها، اعتبار ذهن اند آنچه كه واقعيت دارد و از آن توست لحظه حال است و تنها لحظه حال است كه زندگي در آن جريان دارد پس باور كنيم ديروز بخشي از تاريخ است. فردا رمز و رازي بيش نيست امروز هديه اي است پس هديه را بپذير وگراميش بدار تا به جاي مرگ تدريجي واقعاً زندگي كني
|
| |
|
|
دكتر غلامحسن خدايي |
|